بلاگ, روایت آدم‌ها و باورهایشان, روایت آدم‌ها و کتاب‌هایشان

نه هنوز | یادداشتی بر کتاب رهیده‏ 

انگار شهر را خاک مرده پاشیده‌اند. آخر ده روز است که مردم این محله نخوابیده‌اند. همه خسته‌اند. داد زده‌اند، هروله کرده‌اند، ریزریز اشک ریخته‌اند و با صدای اذان ظهر گفته‌اند «وای حسین کشته شد»، گویی واقعاً ظهر عاشورای سال ۶۱ است و دیگر کاری از دست‌شان برنمی‌آید. همه سرافکنده و بی‌جان، تسلیم شده‌اند و رفته‌اند و کسی نیست که بخواند «کجایید ای ز جان و جا رهیده / کسی مر عقل را گوید کجایی».

بلاگ, روایت آدم‌ها و باورهایشان, زندگی‌نگاره‌ها, مجله‌ی ادبیات مستند

رند خام | روایت یک عکاس از عاشورا و آیین‌هایش‏ 

عاشورا و آیین‌ها در آستانه‌ی چهل‌سالگی برای من چیزی شبیه این عکس‌اند. آدم‌هایی که اهل‌وعیال را جمع می‌کنند و هرآنچه بضاعت‌شان هست به حسین هبه می‌کنند. بی‌هیاهو. بدون سروصدا. نذری و حرفی و اشکی هم اگر هست لابه‌لای بخارها، موقع هم زدن، وقت شعله گرفتنِ هیزم‌ها، موقع گل مالیدن و برق انداختن دیگ‌ها، مزه کردن قیمه و بردن چای برای همدیگر، می‌ریزند و می‌گویند. عاشورا و آیین‌ها برای من چنین صورتی دارند.

پرسش‌هایی از روایت, مدرسه‌ی روایت

علیت چه نقشی در روایت دارد؟ 

ما انسان‌ها طوری آفریده شده‌ایم که همواره به دنبال علت هستیم. خطی‌بودن ناگزیر قصه باعث می‌شود روایت مبدل به ابزار قدرتمندی برای برآوردن این نیاز شود. با این حال، در بحث درباره‌ی ارتباط علیت و روایت، باید در نظر گرفت که فقط برخی روایت‌پژوهان وجود زنجیره‌ی علّی آشکار را از شاخصه‌های روایت می‌دانند. برخی دیگر از روایت‌پژوهان دید عام‌تری دارند و روایت را فقط «بازنمایی رخدادها» می‌دانند، چه این رخدادها با زنجیره‌ی علّی آشکاری به هم متصل شده باشند و چه نشده باشند.

بلاگ, روایت آدم‌ها و باورهایشان, زندگی‌نگاره‌ها, مجله‌ی ادبیات مستند

گوشه‌ی خرم |‏ روایتی از کتاب زان‌تشنگان 

حالا که چهل سالی از آن لحظه‌ها می‌گذرد، خوب می‌دانم بسیاری از خاطرات کودکی نتیجه‌ی قصه‌پردازی و تصویرسازی ذهن‌اند و واقعی نیستند اما آن لحظه‌ی عجیب تمام این سال‌ها یادم مانده است. به پهنای صورت اشک می‌ریخت و روضه می‌خواند و آخرین جمله‌ی روضه‌اش این بود: «حسین شعله‌ای است که خاموش نمی‌شود.» انگار همه‌ی کلماتش برایم تازگی داشتند. انگار این جمله‌ی تکراری را برای اولین بار می‌شنیدم. همان‌جا چیزی در سینه‌ام گیر کرد که بعد از این همه سال وقتی فشار جهان زیاد می‌شود و تنگی زمانه از حد می‌گذرد، برمی‌گردد و مرا می‌برد به آن روز.

روایت و حقوق, روایت و حوزه‌های دیگر, مدرسه‌ی روایت

روایت و حقوق | ابرپی‌رنگ‌ها چه نقشی در دادگاه محاکمه ایفا می‌کنند؟ 

بخش بزرگی از قدرت اَبَرپی‌رنگ‌ها متکی بر تأثیر اخلاقی آن‌هاست. اَبَرپی‌رنگ‌ها تصویری از دنیا ارائه می‌دهند که در آن خیر و شر کاملاً قابل شناسایی‌ است و می‌توان تقصیرها را بر گردن یکی از طرفین انداخت. در جریان محاکمه‌ها، دو طرف به شیوه‌های مختلف از اَبَرپی‌رنگ‌ها استفاده می‌کنند تا نسخه‌های روایی خود را از ماجرا شکل بدهند. هر قدر این اَبَرپی‌رنگ‌ها تأثیر بیشتری بر جهان‌بینی ما داشته باشند، به همان اندازه ارزیابی بی‌طرفانه برایمان دشوار می‌شود.

بلاگ, جستار روایی

منتقد از نگاه شاعر | بریده‌جستاری از مارینا تسوتایوا ‏ 

مارینا تسوِتایوا در کنار آنا آخماتووا، اُسیپ مندلشتام و بوریس پاسترناک،‌ یکی از چهار شاعر بزرگ روس قرن بیستم بود. از شعر که بگذریم، تسوِتایوا نثر درخشانی هم داشت. به قول جوزف برودسکی، شاعر و جستارنویس روس‌آمریکایی، «ادراک زبانیِ بسیار قویِ» تسوتایوا از او نویسنده‌ای کم‌نظیر ساخته بود؛ نویسنده‌ای که ماهیت خلاقیت شاعرانه و مفهوم «شاعر» و، به طور کلی‌تر، «هنرمند» بودن مهم‌ترین دغدغه‌های فکری‌اش بودند. به تعبیر درخشانِ خود تسوِتایوا، «هنر یعنی مجموعه‌ای از پاسخ‌ها به پرسش‌های ناموجود». او در جستارهایش درست سراغ همین پرسش‌های ناموجود می‌رود و با طرح آن‌ها، می‌کوشد بعضی از دیرپاترین اسرار شعر و هنر را کشف کند. آنچه در این مطلب بی‌کاغذ اطراف می‌خوانید ترجمه‌ی برشی است از یکی از مهم‌ترین و معروف‌ترین جستارهای او با عنوان «منتقد از نگاه شاعر» که همراه با شش جستار دیگر از تسوتایوا تا پایان تابستان در قالب مجموعه‌جستار جدیدی از نشر اطراف منتشر خواهد شد.

بلاگ, داستان در عکاسی, روایت آدم‌ها و حرفه‌شان

قصه‌ای در قاب عکس | جستاری درباره‌ی روایت و عکاسی 

ما معمولاً تصور می‌کنیم که روایت با بازنماییِ رخدادهایی رابطه‌ای زنجیروار و علّی دارند، پدید می‌آید. در نتیجه، ممکن است جنبه‌ی روایی تک‌عکس‌ها را که کارکردشان ثبت لحظه‌ای قطعی و آنی است، نادیده بگیریم و مؤلفه‌های روایی را صرفاً در مجموعه‌عکس‌ها جست‌وجو کنیم. در این جستار، دبلیو. اسکات اولسِن از نقش مخاطب در کشف روایتِ تک‌عکس‌ها می‌گوید و به یادمان می‌آورد که تک‌عکس‌ها هم روایتی در خود دارند.

ادبیات زیارت, بلاگ, درباره‌ی روایت‌های غیرداستانی, سفرنامه, مدرسه‌ی روایت

زیارت: گسست، گذار و پیوند دوباره 

سفرنامه‌های حج از زیرشاخه‌های مهم ادبیات سفرند و فصل مشترک ادبیات سفر و ادبیات زیارت محسوب می‌شوند. آغاز سفر و خروج از خانه آغاز مواجهه با دیگری و تمایزهایش است، و ادبیات سفر و ادبیات زیارت را می‌توان به‌نوعی ثبت این مواجهه دانست؛ مواجهه‌ای مکان‌مند و زمان‌مند. آنچه در این مطلب بی‌کاغذ اطراف می‌خوانید برشی است از مقدمه‌ی کتاب مکاتبات جده‌ی نشر اطراف که بخش مهمی از آن به سفرنامه‌های حج اختصاص دارد و به‌زودی منتشر خواهد شد.

بلاگ, نقد کتاب

به احترام حاشیه‌های برابر متن ‏| یادداشتی بر کتاب کوچک و سخت 

با این‌که کتاب کوچک و سخت مجموعه‌ای از متن‌های نسبتاً کوتاه پراکنده به نظر می‌رسد، ترتیب و انسجام مضمونی و ساختاری بخش‌های مختلف کتاب و حلقه‌های اتصال میان متن‌ها کاملاً سنجیده و تحسین‌برانگیز است. البته به نظرم این کتاب، حتی اگر چفت‌وبست درستی هم نداشت، باز همین‌قدر جذاب و خواندنی بود چرا که کوچک و سخت از معدود کتاب‌هایی ا‌ست که هر بخش آن به‌تنهایی خواندنی است. می‌توان بارها لای کتاب را باز کرد، کلمه‌ها را مزه‌مزه کرد و از طنز پنهان در آن سرخوش شد.

بلاگ, روایت آدم‌ها و رنج‌هایشان, زندگی‌نگاره‌ها

ثمین و معنای زندگی | روایتی از تاب‌آوری زنانه 

یک سال بعد از زلزله‌ی سال ۹۶ کرمانشاه برای تفحص چیزی شبیه تاریخ شفاهی تروما به مناطق آسیب‌دیده‌ی ثلاث باباجانی و سرپل ذهاب رفتم. قرار بود با همراهی گروهی جامعه‌شناس در پی روایت‌های مردم بومی درباره‌ی بحران باشیم و کانکس به کانکس لحاف چهل‌تکه‌ی تاریخ‌شان را وصله‌پینه کنیم. پیش از سفر دوست داشتم روایت من، شبیه عصای موسی، باقی روایت‌ها را به ریسمان‌هایی پاره‌پاره تبدیل کند. آوارهای زلزله را به دنبال معنایی تازه زیرورو می‌کردم اما حس می‌کردم نابلدم. سرخورده شده بودم. با این‌که هر روایتِ تازه مانند پس‌لرزه‌ای بود که از نو آواری بر سرم می‌ریخت، می‌دانستم آنچه در حال ثبت و ضبطش هستم، بیش از آن‌که تاریخ شفاهی باشد، تاریخ سینمایی و سیاسی ویرانی است.

بلاگ, درباره‌ی ادبیات کودک و نوجوان, روایت آدم‌ها و حرفه‌شان, روایت آدم‌ها و قصه‌هایشان, زندگی‌نگاره‌ها

دایی امین‌الله و جان لیبادی | در باب قصه‌گویی برای کودکان 

هر روز کتاب‌های زیادی برای مخاطب نوجوان وارد بازار نشر و کتابفروشی‌ها و کتابخانه‌ها می‌شوند. چه به صورت چاپی و چه به صورت الکترونیکی و صوتی. علاوه بر کتاب‌های ترجمه‌شده‌ی تکی یا سری‌دوزی‌شده‌ای مثل راموناها و سوفی‌ها و جونی بی‌جونزها، مؤلفان داخلی هم بیکار ننشسته‌اند. اما نه هر قصه‌ای برای کودکان و خردسالان مناسب است و نه قصه‌گویی برای آن‌ها کار هر کسی است. مریم کوچکی که سال‌ها است در کانون پرورش فکری و هنری با موضوع قصه‌گویی برای کودکان سروکار دارد، در این مطلب بی‌کاغذ اطراف از ظرافت‌های قصه‌گویی برای کودکان می‌گوید.

بلاگ, داستان در معماری

روایت و معماری | از سازه تا قصه‏ 

وقتی از به‌کارگیری روایت در معماری حرف می‌زنیم، می‌خواهیم بدانیم چگونه روایت در مکان، بر خلاف ادبیات یا سینما، ریشه در شیوه‌ای دارد که هر کدام از ما برای درنوردیدن و پیمایش جهان اطراف‌مان می‌آموزیم. در چهارچوب این هندسه‌ی مکان‌مند شخصی، می‌خواهیم بررسی کنیم که چگونه برساخت‌های روایی می‌توانند با رسانه‌ی مکان مرتبط شوند. پاسخ این پرسش چهارچوبی برای بهره‌برداری معماری از روایت فراهم می‌کند؛ روایت همچون وسیله‌ی معنابخشی به معماری بر اساس تجربه.

بلاگ, روایت آدم‌ها و شهرهایشان, زندگی‌نگاره‌ها

نیاصرم؛ جایی میان اردیبهشت و آذر 

خاطره‌اش از اولین باری که نیاصرم را پیدا کردم یادم مانده. همچنین از آن اولین بار، پلکانی را به خاطر دارم که تا پای مادی می‌رفت و قایقی که به اسکله‌ا‌ی کوچک بسته شده بود. چند مرغابی هم به خاطر می‌آورم و البته همان طاق هلالی آجرچینی که بیشتر از آن‌که شبیه چشمه‌های دیگر مارنان باشد به طاق‌های ضربی معماری دوران رمانسک اروپا شبیه بود. تا سال‌ها بعد، هر چه گشتم آن چشمه‌ی طاق‌هلالی را نیافتم. تا وقتی که آن را دوباره پیدا کنم، گمان می‌کردم خاطراتم با تصاویری که شاید از شهری با معماریِ قدیمی در اروپا دیده بودم، مخدوش شده. آیا چنین تصاویری را دیده بودم؟ بی‌شک دیده بودم. هم تصاویر ونیز و هم تصاویر شهرهای دیگر را. کجا دیده بودم؟

بلاگ, قصه در موسیقی, قصه‌گویی و حوزه‌های مختلف

روایت و موسیقی | نگاهی به تاریخچه‌ی قصه‌گویی موسیقیایی 

اگر از شما بخواهم آهنگ موسیقی متن محبوب‌تان را زمزمه کنید، یحتمل در یک ‌چشم ‌بر ‌هم ‌زدن این کار را می‌کنید. فارست گامپ، جنگ ستارگان، ای‌تی، ارباب حلقه‌ها، سینما پارادیزو و غیره چند نمونه از آثاری‌اند که محبوبیت همگانی دارند. وقتی با موسیقی‌دانان و مردم عادی در این مورد صحبت می‌کردم، در کمال تعجب متوجه شدم بیشتر چیزهایی که از گنجینه‌ی حافظه‌مان به یاد می‌آوریم، مربوط به آثار قدیمی‌تر است (تقریباً قبل از سال ۲۰۰۵)، به‌استثنای موسیقی بازی تاج‌و‌تخت ساخته‌ی رامین جوادی. وقتی ازشان می‌خواستم چیزی به‌یادماندنی از آثار متأخر به یاد بیاورند، برای یافتن چیزی که حتی اندکی خاطره‌انگیز باشد، به تکاپو می‌افتادند. نمی‌دانم این خوب است یا بد، اما هر چه هست قطعاً ارزش بررسی دارد، هم برای فهم خود موضوع و هم برای درک آینده‌ی قصه‌گویی موسیقایی.

بلاگ, پژوهش‌های حوزه‌ی روایت, خودزندگی‌نامه, درباره‌ی روایت‌های غیرداستانی, زندگی‌نامه, زندگی‌نگاره, مدرسه‌ی روایت...

خوراک‌نگاری | وقتی غذا فقط غذا نیست 

اصطلاح خوراک‌نگاری را برای اشاره به خودزندگی‌نگاری‌هایی پیشنهاد داده‌اند که در آن‌ها قصه‌ی «خود» ارتباطی تنگاتنگ با تهیه،‌ آماده‌سازی و/یا مصرف خوراکی‌ها و غذاهای مختلف دارد و مسائل مربوط به غذا برای بازنمایی هویت و دغدغه‌های گوناگون راوی به کار می‌روند. در این مطلب بی‌کاغذ اطراف که از کتاب ادبیات من برگرفته شده است، با ژانر خوراک‌نگاری، کاربردهای آن و برخی از مهم‌ترین آثار نوشته‌شده در این ژانر آشنا می‌شویم.

بلاگ, نقد کتاب

جهان این‌طور است | مروری بر کتاب «البته که عصبانی هستم!»‏ 

«البته که عصبانی هستم» داستانِ بلاهایی است که بر سر نویسنده‌اش آورده‌اند؛ داستان تهمت‌ها و اتهام‌ها؛ داستان رفتارها و برخوردهای همسایگان، همکاران، هم‌صنفی‌ها و هموطنان نویسنده؛ داستان یک «ملت» و توهم‌ها، ترس‌ها، عقده‌های حقارت، حقارت‌ها، فرصت‌طلبی‌ها، رنگ عوض کردن‌ها، و وطن‌پرستی‌های کاذب و دروغینِ مردمش با کندوکاوی عمیق در ریشه‌های همه‌ی این‌ها در اساطیر قومی، در خرافه‌ها، در تاریخ آن «ملت» به زبانی بسیار بسیار موجز.

بلاگ, پرسش‌هایی از روایت, جستار روایی, درباره‌ی روایت‌های غیرداستانی, مدرسه‌ی روایت

آیا جستار هنوز غافلگیرمان می‌کند؟ 

با وجود همه‌ی مزایا و آزادی عملِ پربرکتی که جستار به نویسندگان بزرگی مثل وولف و مونتنی داد، جستارِ زمانه‌ی ما رام و خانگی شده و اغلب به نظر می‌رسد جذابیتش را از دست داده است. جستار سه‌بخشی و پنج‌بخشی که در بعضی از نظام‌های آموزشی به دانش‌آموزان و دانشجویان آموزش داده می‌شود، در واقع مقوله‌‌ای ناکارآمد و فرمول‌محور است که شاید تمرینی برای بالا بردن مهارت‌های نویسندگی باشد اما هیچ چیز زیبا و حیرت‌انگیزی در آن‌ نیست. یا هست؟ 

بلاگ, درباره‌ی روایت‌های داستانی, درباره‌ی روایت‌های غیرداستانی, مدرسه‌ی روایت

شما که پروست نیستید | توصیه‌های اومبرتو اکو به نویسندگانِ تازه‌کار ‏ 

اومبرتو اکو در سال ۱۹۷۷ برای دانشجویانش کتابی کم‌‌حجم منتشر کرد به اسم چگونه پایان‌‌نامه بنویسیم. اگرچه هدف این کتاب کمک به دانشجویان ارشد ادبیات بود اما به عنوان مجموعه‌ای جالب، دلنشین و بسیار قوی از توصیه‌هایی برای همه‌‌ی نویسندگان، ماندگار شده است. هرچند اکو در این کتاب با کل روند نویسندگی، از انتخاب موضوع تا برنامه‌ریزی و اجرای پژوهش و بازبینی، سر‌‌و‌‌کار دارد، در بخشی بسیار تأثیرگذار، صریح‌ترین توصیه‌ها را درباره‌‌ی خودِ نوشتن ارائه می‌‌دهد که در این مطلب بی‌کاغذ اطراف سراغ همین توصیه‌ها رفته‌ایم.

روایت آدم‌ها و حرفه‌شان, روایت آدم‌ها و کتاب‌هایشان

من دنبال مادر هاچ، زنبور عسل، می‌گردم | روایت یک غرفه‌دار از مردم در نمایشگاه کتاب تهران 

در روزگاری که هنوز سروکله‌ی کرونا در دنیا پیدا نشده بود، نمایشگاه‌های واقعی رونق داشتند. اگر روزگاری می‌شنیدیم چند سال بعد همایش‌ها و نمایشگاه‌ها مجازی برگزار خواهند شد، روی سرمان شاخ قشنگی سبز می‌شد. اما تا همین دو سال پیش نمایشگاه کتاب تهران دلخوشیِ اردیبهشتی مردم بود. آدم‌های فراوانی به نمایشگاه سر می‌زدند، از کتابخوان‌ها تا بروشور جمع‌کن‌ها. از دزدان کتاب تا مادربزرگی که می‌خواست کتابی را که برای نوه‌اش خریده بود، پس بدهد. از بازدیدهای پرسروصدای مدارس و پدران و مادران دغدغه‌مند و گاه بی‌توجه تا دختر نوجوان گم‌شده. این مطلب بی‌کاغذ اطراف روایت یک غرفه‌دار است از مردمِ نمایشگاه کتاب.

بلاگ, جستار روایی, روایت آدم‌ها و قصه‌هایشان, روایت آدم‌ها و کلمه‌هایشان, زندگی‌نگاره‌ها

زبان مادری | جستاری در باب این‌که قصه‌ها را چه کسی باید بگوید 

همه‌ی داستان‌هایی که در کودکی می‌خواندم پایان خوشی داشتند. در صفحه‌های آخر بعضی‌هایشان، خورشید زردرنگ بزرگی در حال غروب بود که نشانی از کورسوی امید داشت. کتاب‌هایی که در نوجوانی می‌خواندم با متن‌های زنده و واقعی نویسنده از تجربه‌های شخصی‌اش، مدام به یادم می‌آوردند که وقتی قصه‌مان را برای دیگران تعریف ‌کنیم، دیگران از آن قصه التیام می‌یابند، پس یعنی داستان‌ها جهان را انسانی‌تر می‌کنند و ما با آن‌ها فهم بهتری از جهان پیدا می‌کنیم. از نظر مادرم، قصه‌های شخصی ما فاقد جنبه‌ی انسانی بودند و چیزی جز شرم در خود نداشتند. بنابراین او هم مانند مادرش، برای پنهان کردن آن شرم، از گفتن داستان‌ها بازم می‌داشت. اما به‌راستی چه مدت باید در زندگی دیگران حضور داشته باشیم تا بتوانیم بخشی از خاطرات‌شان را که مثل سایه به وجودمان چسبیده، با دیگران به اشتراک بگذاریم؟

بلاگ, پژوهش‌های حوزه‌ی روایت, خودزندگی‌نامه, درباره‌ی روایت‌های غیرداستانی, زندگی‌نامه, زندگی‌نگاره, مدرسه‌ی روایت...

روایت آنلاین خود | خودروایتگری در دنیای دیجیتال 

عرصه‌ی بازنمایی خود در فرم‌های تصویری و آنلاین متعددی که روایت خود یا به اصطلاح «خودروایتگری» را شکل می‌دهند، روزبه‌روز گسترده‌تر می‌شود. این بازنمایی‌ها شکل‌های جدیدی از سوبژکتیویته را نیز ارائه می‌دهند و مسائل درخور ‌تأملی درباره‌ی مرزهای متغیر و کاربردهای گفتمان خودزندگی‌نامه‌ای مطرح می‌کنند. این مطلب بی‌کاغذ اطراف برگرفته از بخش‌هایی از کتاب آینده‌ی نشر اطراف با عنوان ادبیات من است؛ شرحی انتقادی درباره‌ی ژانرهای متنوع روایتِ «خود» که عوامل مؤثر در بازنمایی زندگی شخصی را از لحظه‌ی شکل‌گیری خاطره و ثبت تجربه‌ی فرد تا عرضه و نقد اثر بررسی می‌کند. 

تاریخ شفاهی, خودزندگی‌نامه, روایت آدم‌ها و کتاب‌هایشان, زندگی‌نگاره

کتاب‌ها و تأثیرشان – بخش دوم | ردپای کتاب در زندگی‌ مشاهیر ایران 

کتاب و کلمه‌ رد عمیق و ماندگاری بر خاطر خواننده بر جای می‌گذارد. ردپای کتاب در خودزندگی‌نامه‌های شخصیت‌های برجسته‌ی ایرانی نیز دیده می‌شود و مشاهیر گاه از جادوی کلمات در زندگی خود گفته‌اند. گروه مطالعاتی منش، زیر مجموعه‌ی نشر اطراف است که نقاط عطف زندگی مشاهیر ایران را در قاب خودزندگی‌نامه‌های ایرانی بررسی کرده است. این‌ بار بی‌کاغذ اطراف به سراغ بخشی از این پروژه رفته که در آن مشاهیر از کتاب‌های تأثیرگذارِ زندگی‌شان گفته‌اند. 

بلاگ, پرسش‌هایی از روایت, درباره‌ی روایت‌های غیرداستانی, مدرسه‌ی روایت

بعد از خواندن همچنان دوستم خواهند داشت؟ | جنبه‌های اخلاقی نوشتن درباره‌ی خود و دیگران 

فیلیپ لوپِیت (متولد ۱۹۴۳، نیویورک) منتقد فیلم، نویسنده، شاعر و جستارنویس مشهور آمریکایی است. برخی لوپیت را سردمدار جستارنویسان آمریکایی می‌دانند، هرچند او این عنوان را لایق ادوارد هوآگلند می‌داند، نه خودش. اما نام لوپیت با جستار شخصی گره خورده و کتاب معروفش هنر جستار شخصی تقریباً در تمام دوره‌های جستارنویسی سراسر دنیا تدریس می‌شود. او نه‌تنها منتقد و مدرس دوره‌های جستارنویسی، که خودش هم از چیره‌دست‌ترین جستارنویسان حال حاضر دنیا است. این مطلب بی‌کاغذ اطراف جستاری است برگرفته از کتاب لوپیت با عنوان نشان دادن و گفتن؛ نگارش ناداستان ادبی (۲۰۱۳). لوپیت در این جستار با زبانی طنزآمیز از تجربیات شخصی خودش از نوشتن درباره‌ی دیگران می‌نویسد و از آدم‌هایی می‌گوید که وقتی درباره‌شان ناداستان مستند نوشته، از او دلخور شده‌اند و در این بین توصیه‌هایی هم به خاطره‌نویسان می‌کند.

داستان در بازی های دیجیتالی, داستان در رسانه, داستان در واقعیت مجازی, قصه‌گویی و حوزه‌های مختلف

قصه‌ها در رسانه‌های اجتماعی | شخصیت‌هایی که توییت می‌کنند 

از ظهور اولین رسانه‌های اجتماعی زمان چندان زیادی نمی‌گذرد، اما این رسانه‌ها بسیاری از جنبه‌های زندگی ما را دگرگون کرده‌اند. نقش این رسانه‌ها در عرصه‌ی سیاست و اجتماع حالا انکارناپذیر است و جهانِ بدون چنین رسانه‌هایی برای خیلی‌ها قابل تصور هم نیست. صنعت سرگرمی هم پس از ظهور این رسانه‌ها دگرگون شده است و این مطلب بی‌کاغذ اطراف دریچه‌ای به درک این دگرگونی‌ها می‌گشاید. 

روایت آدم‌ها و بچه‌هایشان, روایت آدم‌ها و کتاب‌هایشان, معرفی

لالایی‌های ایرانی، لالایی‌های پرنیانی | گذری بر کتاب «پرنیان و آب» 

لالایی‌های ایرانی بخشی از فرهنگ شفاهی مردم این سرزمین‌اند. سال‌ها سینه‌به‌سینه نقل شده‌اند و از مادر به فرزند رسیده‌اند. نخستین سرایندگان این ترانه‌های عامیانه مشخص نیستند اما بی‌شک مادرانی بی‌نام و نشان در هر خانه و کوچه و پس‌کوچه لالایی‌ها را سروده‌اند، رنگ و آبش داده‌اند و پرسوز و گدازش کرده‌اند. در طول سال‌ها کتاب‌ها و پژوهش‌های بسیاری درباره‌ی فرهنگ لالایی نوشته شده؛ یکی از کسانی هم که بخشی از لالایی‌های ایرانی را در کتاب پرنیان و آب گردآوری کرده، ثریا قزل‌ایاغ است. این مطلب بی‌کاغذِ اطراف روایتی مادرانه است از همین کتاب کوچک و غنی.

بلاگ, روایت آدم‌ها و سفرهایشان, سفرنامه

جاده‌ی‌ ابریشم | رد پایت را دنبال کن 

به نقشه‌ی روی دیوار اتاق‌تان نگاه کنید. کوله‌پشتی‌تان را بردارید و آماده‌ی ماجراجویی باشید. می‌خواهیم به سفری طولانی برویم برای کشف رد پای‌مان که از هزاران سال پیش در گوشه و کنار جاده‌ای پر‌پیچ‌و‌خم زیر لایه‌های خاک پنهان شده است. سفر را از سرزمین‌های شرق دور آغاز می‌کنیم، در جست‌وجوی ردپاها به شهر‌های فراموش‌شده سر می‌زنیم، از مکان‌هایی عبور می‌کنیم که تا به حال اسم‌شان هم به گوش‌مان نخورده و راه‌مان را تا کرانه‌های اقیانوس اطلس ادامه می‌دهیم. این‌جا جاده‌ی ابریشم است.

درباره‌ی روایت‌های داستانی, مدرسه‌ی روایت

هفت توصیه‌ی ارنست همینگوی برای بهتر نوشتن 

ارنست همینگوی هیچ‌گاه رساله یا مقاله‌ای درباره‌ی هنر داستان‌نویسی ننوشت، ولی میان نامه‌ها و نوشته‌ها و کتاب‌هایش حرف‌ها، نظرها و توصیه‌های بسیاری درباره‌ی نوشتن به جا گذاشت که بهترینِ آن‌ها در سال ۱۹۸۴ به کوشش لَری دبلیو. فلیپس در کتابی با عنوانِ درباره‌ی نوشتن، اثر ارنست همینگوی گرد آمد. در این مطلب بی‌کاغذ اطراف، هفت توصیه‌ی مهم او را برای بهتر نوشتن گرد آورده‌ایم.

خودزندگی‌نامه, روایت آدم‌ها و رنج‌هایشان, زندگی‌نامه, زندگی‌نگاره‌ها, معرفی, منتخب‌ها

من HIV مثبت هستم | پیج راول در کتاب مثبت از تجربه‌اش درباره‌ی HIV می‌گوید 

پیج راول نوزده ساله است که تصمیم می‌گیرد برای دیگران از قصه‌ی زندگی‌اش بگوید، از کودکی‌اش که مدام به بیمارستان رفت‌وآمد داشته، از داروها، از آزمایش‌های خون پیاپی، از دردها، از نگاه دیگران، از هم‌مدرسه‌ای‌هایی که وقتی می‌فهمند پیج HIV مثبت است، نگاه‌شان و رابطه‌شان با او تغییر می‌کند. پیج تلاش می‌کند با نوشتن از HIV از روزهایی بگوید که ناآگاهی و نداشتن شناخت آدم‌ها از این ویروس دنیایش را تلخ کرده بود. این مطلب بی‌کاغذ اطراف برشی از کتاب مثبت است که نشر اطراف آن را از مجموعه‌ی تجربه‌ی جوانی منتشر کرده است.

بلاگ, جستار روایی, زندگی‌نگاره‌ها

روایت فاجعه | لحظه‌‌ی باشکوه ویرانی 

یک روز آفتابی، کنار پیاده‌‌رو نشسته‌‌ای سر میز  رستوران و درست لحظه‌‌ای که پیشخدمت غذایت را می‌‌آورد، صدای انفجار مهیبی می‌‌شنوی. سرت را بالا می‌‌آوری و می‌‌بینی ساختمان مرتفعی در آن طرف خیابان که از مقابلش رد شده بودی در یک لحظه فرو می‌‌ریزد. و لحظه‌ی بعد دیگر ساختمان نیست، حجمی از آوار است که فرو ریخته. تو شاهد فاجعه‌‌ای هستی که می‌‌شد یکی از قربانیانش باشی. چند دقیقه بعد می‌بینی داری با آب‌و‌تاب از جذابیت انکارناپذیر آن لحظه حرف می‌‌زنی. تو همدست فاجعه‌‌ای؟

بلاگ, داستان در بازاریابی, داستان در کسب‌وکار, قصه‌گویی و حوزه‌های مختلف

ما برایند قصه‌ها هستیم | چگونه روایت‌ها هویت سازمانی را می‌سازند؟ 

ایجادِ هویت سازمانی مطلوب کار ظریفی است، درست مثل متعادل نگه داشتن توپ بیسبال روی توپ فوتبال. برای جلوگیری از افتادن توپ کوچک‌تر، به دستی ثابت و بی‌لرزش و حرکاتی ماهرانه نیاز داریم. هویت سازمانی نیز به همین اندازه ناپایدار است. هر لحظه، یک روایت بیرونیِ غیرمنتظره یا پیش‌بینی‌نشده‌ می‌تواند پایه‌های هویتی را که با زحمت بسیار ساخته شده، متزلزل کند.

درباره‌ی روایت‌های داستانی, درباره‌ی روایت‌های غیرداستانی, مدرسه‌ی روایت

پاندمی و سرگیجه‌‌ی روایت ‏ 

گزارش‌های تاریخی به‌‌‌ندرت می‌‌توانند تجربه‌‌ی سرگشتگی روایی و حس سرگیجه‌‌آور تقلا برای چنگ زدن به ریسمانی معلق را بازگو کنند؛ حسی که در دوره‌هایی مثل دوره‌ی پاندمی قدرت می‌گیرد و بر همه‌ی زندگی‌مان سایه می‌اندازد. اما گاهی ادبیات است که در چنین برهه‌های دشواری، نجات‌بخش می‌شود. 

رمان باسمه‌ای وودکات تکنیک چوبتراش کمیک استریپ رمان مصور گرافیک ناول بی‌کلام آرت اسپیگلمن جیمی کوریگان پرسپولیس مرجان ساتراپی فکاهی وودکات باسمه
درباره‌ی روایت‌های داستانی, روایت مصور

آرمان‌گرا و پرشور | رمان باسمه‌ای، نیای رمان مصور 

شاید تصور کتابی که کلمه ندارد کمی دشوار باشد اما اوایل قرن بیستم چند هنرمند چنین کتاب‌هایی آفریدند. در این کتاب‌ها که کم‌کم به رمان باسمه‌ای معروف شدند، زنجیره‌ای از تصاویر معمولاً باسمه‌ای نقش جمله‌ها و پاراگراف‌ها را بازی می‌کنند و شخصیت، مضمون یا پی‌رنگ روایت را شکل می‌دهند. این مطلب بی‌کاغذ اطراف مقدمه‌ای است برای آشنایی با مهم‌ترین آثار این گونه‌ی هنری و ادبی.

داستان در کسب‌وکار, قصه‌گویی و حوزه‌های مختلف

گزارشی به سهامداران | وقتی قصه به کمک کسب‌وکار می‌آید 

دنیای کسب‌وکار دنیای اعداد و ارقام است: گزارش‌های سالانه، صورت‌های سود و زیان، ترازنامه‌ها و غیره و غیره. اما اعداد و ارقام همه‌چیزِ دنیای کسب‌وکار نیستند. گاهی قصه‌گویی، حرکت‌های سنجیده‌ی نمایش‌گونه و به اشتراک گذاشتن لحظه‌های ناب انسانی کاری می‌کنند که از عهده‌ی هیچ عدد و رقمی برنمی‌آید. در این مطلب بی‌کاغذ اطراف، که برشی است از کتاب Portrait of the Manager as a Young Author، ماجرای یکی از همین حرکت‌های حساب‌شده‌ی نمایش‌گونه‌ی مدیر یکی از معروف‌ترین و بزرگ‌ترین شرکت‌های جهان را می‌خوانیم.

روایت آدم‌ها و حرفه‌شان, زندگی‌نگاره‌ها

فکرهای بلندبلند قبل از مصاحبه | به روایت ایتالو کالوینو 

ایتالو کالوینو نویسنده‌ی بزرگی است، از آن نویسنده‌هایی که خیال می‌کنیم صبح بیدار می‌شده‌اند و یک‌راست می‌نشسته‌اند پشت میز کار و شاهکار خلق می‌کرده‌اند. هر چه باشد، نویسنده‌های بزرگ کارشان را خوب بلدند. اما به نظر می‌رسد نوشتن برای هیچ‌کس مثل آب خوردن نیست. نویسنده‌های بزرگ هم مثل خیلی از ما تصمیم می‌گیرند صبح اول وقت بنشینند و ده دوازده ساعت یک‌بند بنویسند و شب که شد راضی و خشنود بروند دنبال زندگی‌شان،‌ اما در زندگی واقعی خیلی کم پیش می‌آید که نویسنده‌ای چنین روزی داشته باشد. این مطلب بی‌کاغذ اطراف روایتی است از ایتالو کالوینو درباره‌ی همین کلنجار رفتن با روزها برای نوشتن.

بلاگ, داستان در کسب‌وکار, قصه در مدیریت سازمان, قصه‌گویی و حوزه‌های مختلف

سازمان روایی | قصه در نقش هسته‌ی فرایندهای سازمانی 

درباره‌ی اهمیت قصه‌گویی در سازمان‌ها بسیار گفته‌اند و نوشته‌اند. اما برای بهره‌گیریِ مؤثر از قصه‌ها باید هم شیوه‌ی درست شنیدن‌شان را بیاموزیم و هم درک کنیم که ساختارهای روایی در کانون فرایندهای سازمانی جای گرفته‌اند. چنین رویکردی سازمان را واقعاً به سازمان روایی تبدیل می‌کند و افق‌های تازه‌ای پیش چشم سازمان می‌گذارد. این مطلب بی‌کاغذ اطراف، که تفاوت سازمان روایی با سازمان‌های دیگر را شرح می‌دهد، گزیده‌ای است از مقدمه‌ی کتابی با عنوان سازمان روایی که نشر اطراف ترجمه‌ و انتشارش را در برنامه‌ی کاری خود دارد.

بلاگ, درباره‌ی روایت‌های غیرداستانی, زندگی‌نگاره

کتاب بالینی | ستایش چیزهای کوچک روزمره در ادبیات کهن ژاپن 

اگر شما هم کتاب کوچک و سخت را خوانده باشید، احتمالاً با دیدن اشاره‌های مکررِ ریوکا گالچن به کتاب بالینی مشتاق شده‌اید سراغ این کتاب بروید و ببینید این کتاب دقیقاً چه دارد. کمی که جست‌وجو کنید، متوجه می‌شوید غیر از گالچن، خیلی‌ از آدم‌های ادبیات‌دوست دیگر هم این کتاب را ستوده‌اند؛ کتابی که هزار سال پیش نوشته شده اما بفهمی‌نفهمی از زمانه‌ی خودش جلوتر بوده. از این گذشته، سی شوناگن، نویسنده‌ی کتاب که از ملازمان رکاب ملکه ساداکو بوده، در کتابش حرف‌هایی زده که خواندن‌شان بعد از هزار سال هنوز مفتون‌مان می‌کند و دنیای پیرامون‌ را از یادمان می‌برد. کتاب بالینی تصویرهای گیرایی از زندگی روزمره و جزئیات پیش‌پاافتاده و ظاهراً بی‌اهمیتِ دنیایی بیگانه و دور پیش چشم‌مان می‌گذارد؛ دنیایی که، راستش را بخواهید، انگار آن‌قدرها هم که خیال می‌کنیم بیگانه نیست. شاید موقع خواندن کتاب با بعضی از حرف‌های شوناگن موافق نباشیم یا به مذاق‌مان خوش نیایند، اما همین حرف‌ها دریچه‌ای به زندگی آدم‌های هزار سال پیش می‌گشایند. 

درباره‌ی روایت‌های غیرداستانی, نقد کتاب

ما چگونه ما شدیم، به روایت کارنامه خورش | وقتی میرزاقاسمی «ما» را نجات می‌دهد 

کارنامه خورش تلفیقی از خاطره‌ـ‌خودزندگی‌نامه‌نویسی، نوعی از داستان اول‌شخص، درآمدی بر آداب غذاخوری ایرانی و کتاب آشپزی‌ است. البته که تمرکز اصلی اثر روی گونه‌های مختلف آش، پلو، بریان، خورش، بورانی و غیره و بعضاً نحوه‌ی صحیح غذا خوردن است و با جزئیات، حتی انواع متفاوت چاشنی یک غذا یا اقسام متفاوت پخت آن در مناطق مختلف ایران ذکر می‌شود، اما کتاب در خلق ژانر، سنت‌شکنی کرده و به نوعی قصه‌گویی روی آورده است. در این مطلب بی‌کاغذ اطراف، بهاره جلالی به بهانه‌ی مرور کتاب کارنامه‌ خورش، از جایگاه فرهنگ غذایی در هویت‌آفرینی می‌گوید. 

داستان در آموزش, داستان در آموزش دبستان, داستان در آموزش نوجوانان, قصه‌گویی و حوزه‌های مختلف

قصه در آموزش | سی نکته برای قصه‌گویی بهتر در کلاس درس 

قصه و قصه‌گویی از گذشته‌های دور یکی از ابزارهای مهم آموزش و یادگیری بوده و معلمان همیشه از قدرت قصه و داستان بهره گرفته‌اند. همه‌ی ما می‌دانیم که قصه بهتر از داده‌ها و اعداد و ارقام خام در خاطرمان می‌ماند و در زندگی روزمره مدام از قدرت باورنکردنی قصه کمک می‌گیریم. این مطلب بی‌کاغذ اطراف سراغ ترفندهایی رفته که به‌کارگیری قصه در کلاس درس را برای معلمان آسان‌تر می‌کنند.

آخرین اتفاقات حوزه‌ی روایت, بلاگ, پژوهش‌های حوزه‌ی روایت, داستان در سیاست, روایت و حوزه‌های دیگر

کاساندرا درست می‌گفت | تلاش برای پیش‌بینی آینده به کمک ادبیات 

این ایده که رمان‌نویسان در دنیای امروز نقشی شبیه نقش کاساندرا در اسطوره‌های یونان باستان دارند، ایده‌ی جالبی به نظر می‌رسد؛ کسانی که مثل کاساندرا «همیشه حقیقت را می‌گویند ولی هرگز حقیقتاً درک نمی‌‌شوند». انبوهی از فهرست‌های اینترنتی در ستایش کتاب‌‌هایی که رویدادهای بزرگ را پیش‌‌بینی کرده‌‌اند، وجود دارد. ولی بیشتر این پیش‌بینی‌ها در واقع تجلیِ حس ششم اتفاقی نویسندگان ژانر علمی‌تخیلی‌اند که در آثارشان ابزارهای تکنولوژیک آینده را توصیف کرده‌‌اند. با این حال، شاید روزی برسد که واقعاً بتوانیم از ادبیات برای پیش‌بینی رویدادهای آینده کمک بگیریم.

داستان در روان‌درمانی, قصه‌گویی و حوزه‌های مختلف

قصه‌ای که انتخاب می‌کنیم | آشنایی با روایت‌درمانی 

میان رویکردهای مختلف روان‌درمانی، روایت‌درمانی کمتر شناخته ‌شده است. این روش درمانی که کمتر از چهل سال قبل در نیوزیلند متولد شده، این روزها آرام‌آرام جایی میان سایر رویکردهای درمانی پیدا می‌کند. در این مطلب بی‌کاغذ اطراف، سراغ معرفی کوتاهی از این روش روان‌درمانی رفته‌ایم. البته که این معرفیِ کوتاه حقِ مطلب را ادا نمی‌کند اما می‌تواند وسوسه‌تان کند تا درباره‌ی این روش جذاب و کمتر شناخته‌شده بیشتر بدانید. در کتاب قصه‌ای که انتخاب می‌کنیم می‌توانید با مثال‌ها و کاربردهای عملی روایت‌درمانی آشناتر شوید. 

بلاگ, روایت آدم‌ها و کلمه‌هایشان, زندگی‌نگاره‌ها

وقتی کلمه ماندگار می‌شود 

«چه عبارت‌هایی در ذهن آدم‌های مؤثر مانده‌اند؟» با تأکید بر فعل «ماندن» در جمله‌ی قبل، همین که حرفی بتواند از بین انبوه حرف‌های روزانه خودش را نجات بدهد و سال‌ها گرم و زنده باقی بماند، یعنی اتفاقی درون شخص افتاده. نویسنده‌ی این مطلب بی‌کاغذ اطراف، هنگام خواندن خودزندگی‌نامه‌های مختلف مشاهیر ایرانی، دنبال یافتن پاسخ این پرسش بوده است. 

پرسش‌هایی از روایت, درباره‌ی روایت‌های داستانی, رمان, مدرسه‌ی روایت

بازخوانی بارت و نابوکوف | خانه‌ی رمان از آن کیست، نویسنده یا خواننده؟ 

درباره‌ی تجربه‌ی خواندن و رابطه‌ی میان نویسنده، خواننده و متن بسیار گفته‌اند. یک سر طیف، کسانی مثل رولان بارت هستند که از «مرگ مؤلف» حرف می‌زنند و سر دیگرش، کسانی مثل نابوکوف که می‌گویند در مثلث نویسنده و خواننده و متن همیشه نویسنده حرف آخر...
روایت آدم‌ها و حرفه‌شان, زندگی‌نگاره‌ها, مجله‌ی ادبیات مستند

جهانی که از حرکت نمی‌ایستد | روایت یک معلم سیزده‌روزه 

‏«برای من، معلم بودن شبیه داشتن جعبه‌ابزاری ضروری در انتهای انباری‌ قدیمی‌ بود. نمی‌دانستم دقیقاً کجای زندگی به ‏کارم می‌آید. فقط خیلی روزها آچار فرانسه‌ای می‌شد تا سایر مهارت‌های تکه‌وپاره‌ام‌ را چفت کنم، مثل آن روزهای سال ‏‏۹۹ که شیر حوصله‌ی بیشتر معلمان و شاگردها چکه می‌کرد.» این مطلب بی‌‌کاغذ اطراف روایتی است از تجربه‌‌ی ارتباط ‏یک معلم بی‌‌حوصله با شاگردانش در روزهای قرنطینه؛ تجربه‌ا‌‌‌ی کوتاه که او را متصل می‌‌کند به درکی دیگر از شغلی که ‏هنوز برایش ملموس نیست.‏

جستار شخصی جستار روایی آموزش جستارنویسی
درباره‌ی روایت‌های غیرداستانی, مدرسه‌ی روایت

اصول نوشتن جستار شخصی (۳): هنر توضیح شهود 

ادر لارا در سومین و آخرین بخش «اصول نوشتن جستار شخصی» می‌گوید که شهود در جستار کوتاه چه نقشی دارد و چگونه باید آن را به شکلی توضیح داد که فهمی نو به خواننده عرضه کند. او همچنین راهکاری عملی به ما می‌دهد تا بر دشواری‌های شخصی‌نویسی در قالب جستار کوتاه غلبه کنیم. این مطلب برشی است از فصل سوم کتاب رها و ناهشیار می‌نویسم.

روایت آدم‌ها و بچه‌هایشان, زندگی‌نگاره‌ها

خرده‌جنایت‌های پدرومادری | برشی از کتاب پروژه‌ی پدری 

وقتی در جایگاه پدر یا مادر می‌نشینی، گاهی باید نقش دادستان و قاضی و ــ‌با اغماض‌ــ جلاد را یکجا بازی کنی. آن هم وقتی که خودت هنوز نمی‌دانی در این دنیا چه نقشی داری و قرار است چه کنی. پس دست‌به‌دامن مشاورها و کارشناس‌ها و کتاب‌هایی می‌شوی که وعده می‌دهند اگر به نسخه‌هایی که می‌پیچند پایبند باشی، فرزندت بی‌بروبرگرد عضو سازنده و مولد جامعه‌ی آینده می‌شود. و البته که خیلی وقت‌ها آن‌قدرها هم درست نمی‌گویند. این مطلب بی‌کاغذ اطراف برشی است از یکی از روایت‌های کتاب پروژه‌ی پدری که مهدی حمیدی‌پارسا در آن از تجربه‌ی پناه بردن به چنین نسخه‌هایی می‌گوید.

جستار شخصی جستار روایی آموزش جستارنویسی
درباره‌ی روایت‌های غیرداستانی, مدرسه‌ی روایت

اصول نوشتن جستار شخصی (۲): عناصر و ساختار جستار 

اَدر لارا
در این مطلب بی‌کاغذ اطراف که دومین بخش «اصول نوشتن جستار شخصی» است، سراغ عناصر اصلی جستار می‌رود. خواهیم دید که چگونه باید این عناصر را کنار هم گذاشت و به هم پیوند زد تا استخوان‌بندیِ کلی جستار شکل بگیرد و چیزی که می‌شد فقط حکایتی شخصی باشد به جستار تبدیل شود. این مطلب برشی است از فصل سوم کتاب رها و ناهشیار می‌نویسم.

جستار ‌های زندگی روزمره, روایت آدم‌ها و شهرهایشان

خیال و بهارخواب | جستاری از کتاب خانه‌خوانی 

خیلی از ساکنان خانه‌های آجربهمنی و سیمانی ساخته‌شده در دهه‌های سی و چهل تهران می‌گویند زندگی در این خانه‌ها تجربه‌ی خوبی بوده است؛ خانه‌هایی که حالا بیشترشان تخریب شده‌اند اما خاطره‌شان همچنان پررنگ است. علی طباطبایی در جستارهای کتاب خانه‌خوانی در پی پاسخ به این سؤال است که چنین خاطره‌ی پررنگی از کجا آمده ‌است؟ آیا فقط نوستالژی حوض و گلدان شمعدانی‌ است که این گذشته‌ی از دست‌رفته را زیبا می‌کند یا معماری خانه و ویژگی‌های ساختمانی آن هم در این تجربه نقش داشته ‌است؟ جستار «خیال و بهارخواب» سراغ سهم ساکنان این خانه‌ها از آسمان شهر رفته است.

داستان در معماری, قصه‌گویی و حوزه‌های مختلف

قصه‌گویی در معماری | ارائه‌ی طرح‌های معمارانه در قالب قصه 

چرا بناها شکل مشخصی دارند؟ چرا بنایی را در نقطه‌ای خاص از بستر قرار داده‌اید؟ شما باید بتوانید قصه‌گویی در معماری را بیازمایید و قصه‌ی طرحی خود را شرح دهید تا طرح شما برای مخاطب‌تان قابل درک باشد؛ چه معماری باشید که می‌خواهد در یک مسابقه یا مباحثه با کافرما پیروز شود و چه سازنده‌ای که می‌خواهد بنای خود را بفروشد. در این مطلب بی‌کاغذ اطراف، پنج ابزاری را که برای روایت قصه‌ی معمارانه‌ی خود به کارتان خواهد آمد به شما معرفی می‌کنیم.

جستار شخصی جستار روایی آموزش جستارنویسی
درباره‌ی روایت‌های غیرداستانی, مدرسه‌ی روایت

اصول نوشتن جستار شخصی (۱): بازگویی لحظه‌ی «تغییر» 

نوشتن جستار شخصی یا جستار روایی شاید آن‌قدرها که به نظر می‌رسد آسان نباشد، مخصوصاً این‌که هر لحظه و هر تجربه‌ای، هر قدر بامزه یا جالب یا متفاوت، لزوماً جستار یا قصه‌ای خودبسنده نمی‌آفریند. اَدر لارا در بخش اول «اصول نوشتن جستار شخصی» شرح می‌دهد که چگونه می‌شود لحظه‌های معنادار و مهمِ تغییر را از دل رخدادهای روزمره بیرون کشید و در قابِ جستار شخصی پیش روی خواننده گذاشت. این مطلب برشی است از فصل سوم کتاب رها و ناهشیار می‌نویسم.

بلاگ, جستار روایی

بادخورک‌ها هرگز بر زمین فرود نیامده‌اند | جستاری از هلن مک‌دانلد 

بادخورک‌ها پرندگانی جادویی‌اند، شبیه همه‌ی چیزهایی که ذهن زمینی ما به درک‌شان قد نمی‌دهد. زمانی آن‌ها را «پرنده‌ی شیطان» می‌نامیدند، شاید به این دلیل که دسته‌های جیغ‌کشِ بادخورک‌های سیاه، که همچون صلیب بر فراز کلیساها می‌چرخیدند، طوری به چشم می‌آمدند که گویی نه از جهانِ روشنایی، که از دل تاریکی سر برآورده‌اند. اما در چشم من، آن‌ها مخلوقات سپهر برین‌اند، ذات‌شان در فهم نمی‌گنجد و به همین سبب، بیشتر به فرشتگان می‌مانند. برخلاف تمام پرنده‌هایی که از کودکی می‌شناخته‌ام، بادخورک‌ها هرگز بر زمین فرود نیامده‌اند.

جستار برق‌آسا, جستار روایی, جستار ‌های زندگی روزمره, مجله‌ی ادبیات مستند, ناداستانک

دروغ‌های مصلحتی | ناداستانکی از ارین مورفی 

ناداستانکی از ارین مورفی: به ما یاد داده بودند صفت «متفاوت» صورت تفضیلی و عالی ندارد. معلم‌مان می‌گفت چیزها یا با هم متفاوت‌اند یا همسان‌اند. «بی‌نقص» هم همین‌طور؛ ‌یک چیز یا بی‌نقص بود یا نبود. ولی حتماً آرپی حس می‌کرد کانی از او «متفاوت‌تر» است.

پرسش‌هایی از روایت, روایت و حوزه‌های دیگر, مدرسه‌ی روایت

روایت‌پژوهی بینارشته‌ای | پلی میان اندیشه‌ها و نظریه‌ها 

بسیاری از پژوهشگران رشته‌های مختلف به فرایندها، نتایج و کارکردهای قصه‌گویی علاقه‌مندند و اغلب نظریه‌پردازان روایتْ این موضوع را حرکتی به سوی بینارشته‌ای شدن تعبیر و از آن استقبال می‌کنند. اما چنانچه بینارشتگی را تبادل متقابلاً غنابخشِ یافته‌ها و ایده‌ها، براساس علایق و مفاهیم تحقیقاتی مشترک، تعریف کنیم، کمتر نشانه‌ای از گذر از مرزهای بینارشته‌ای می‌بینیم، چه برسد به محو کردن آن‌ها. کتاب Narratology in the Age of Cross-Disciplinary Narrative Research که نشر اطراف ترجمه‌ی آن را در دستور کار دارد، مجموعه‌ای از پانزده مقاله است که هر یک از منظری خاص به موضوع روایت و کاربردهایش در حوزه‌ها و رشته‌های مختلف پرداخته‌اند. آنچه در این مطلب بی‌کاغذ اطراف می‌خوانید، برشی است از مقدمه‌ی همین کتاب.   

روایت آدم‌ها و حرفه‌شان, روایت آدم‌ها و کتاب‌هایشان, زندگی‌نگاره‌ها

جنازه‌ی کتاب | روزنوشت‌های یک معلم کتاب‌دوست 

«فرهاد سه‌سال‌و‌نیمه‌مان، کارش با کتابش که تمام می‌شود، آن را قیچی می‌کند. البته هر کتاب، تا برسد به قیچی شدن، خیلی راه دارد. آن‌قدر برای فرهاد کتاب را می‌خوانیم که حفظش می‌شود. فرهاد آن‌قدر کتاب را ورق می‌زند که زهوارش درمی‌رود. آخر سر، وقتی کتاب رو به ویرانی می‌نهد، فرهاد با قیچی می‌نشیند بالای سرش. با دقت کتاب را ورق می‌زند و قیچی را می‌گذارد بیخ گلوی یک صفحه‌ی کتاب.» این مطلب بی‌کاغذ اطراف روایتی است از روزمرگی‌های یک معلم کتاب‌دوست. 

داستان در علوم اجتماعی, روایت و جرم‌شناسی, روایت و حوزه‌های دیگر

فیل در تاریکی | درآمدی نظری بر جرم‌شناسی روایی 

جرم‌شناسی روایی با میانجی روایت سراغ جرم می‌رود. چرخش­ روایی در علوم انسانی و اجتماعی مدرن به‌خوبی نشان داده است که اساساً هر پدیده‌ی انسانی و اجتماعی را می‌شود به ‌مثابه‌ی  متنی روایی «خواند» و شیوه‌ی روایتش را بررسی کرد. بنابراین، نه ‌فقط داستان‌ها و فیلم‌های ­جنایی، بلکه پرونده‌های جناییِ واقعی و گزارش‌های رسانه‌ای از جنایت و دادگاه‌های کیفری، کیفرخواست دادستان‌ها، لوایح دفاعیه‌ی وکلا، آرای صادره از محاکم، اقرارهای مجرمان و اظهارات قربانیانِ جرم و صورت‌جلسه‌های پلیس، همگی بازنمایی‌هایی‌اند که «روایت‌های جرم» را می‌سازند. دکتر فرهاد الله‌وردی میگونی و دکتر محمد گنجعلی‌شاهی در این مطلب بی‌کاغذ اطراف از روایت‌های جرم، جرم‌شناسی روایی و اهمیتش می‌گویند.

بلاگ, قصه‌گویی و حوزه‌های مختلف, مدرسه‌ی روایت

هوش روایی چیست و چه نقشی در زندگی ما دارد؟ ‏ 

هوش روایی از آن اصطلاحاتی است که این روزها زیاد می‌شنویم. ایده‌ی اساسی هوش روایی این است که انسان از زمان تولد در معرض داده‌ها و اطلاعاتی قرار می‌گیرد که در قالب قصه ریخته شده‌اند. این تجربه‌ی تکرارشونده مغزِ انسان را برمی‌انگیزد تا مسیرهایی عصبی برقرار و تقویت کند که باعث می‌شوند انسان همه‌ی داده‌ها و اطلاعات دریافتی را از دریچه‌ی قصه پردازش کند. این مطلب بی‌کاغذ اطراف مقدمه‌ای است برای آشنایی بیشتر با مفهوم هوش روایی. 

آخرین اتفاقات حوزه‌ی روایت, اخبار, بلاگ

قصه‌گویی فارسی در مسابقه‌ی جهانی قصه‌گویی 

مسابقه‌ی جهانی قصه‌گویی، که سال گذشته به دلیل همه‌گیری کووید ۱۹ برگزار نشد، امسال برای اولین بار به صورت آنلاین برگزار می‌شود و زبان فارسی نیز به فهرست زبان‌های این مسابقه افزوده شده است.

بلاگ, داستان در رسانه, روایت و حوزه‌های دیگر, روایت و سینما, روایت و هنر

روایت و روایتگری در سینما | چگونه فیلم رسانه‌ای قصه‌گو شد؟ 

مطالعه‌ی سیر پیدایش فیلم به مثابه‌ی رسانه‌ای قصه‌گو مستلزم واکاوی این است که روایت، روایتگری و عوامل روایی چگونه به قلمروی سینما راه یافتند و با آن آمیختند. به طور مشخص‌تر، باید سراغ مطالعه‌ی این برویم که چطور فرم فیلم (تدوین، نورپردازی، حرکت دوربین، مکان دوربین و غیره) در خدمت لذت بصری و قصه‌گویی درمی‌آید. این مطلب بی‌کاغذ اطراف برشی است از فصل اول کتاب روایت و روایتگری در سینما که به همین موضوع می‌پردازد؛ کتابی که نشر اطراف به‌زودی آن را با ترجمه‌ی نوید پورمحمدرضا منتشر خواهد کرد.

بلاگ, جستار برق‌آسا, درباره‌ی روایت‌های غیرداستانی, مدرسه‌ی روایت, ناداستانک

درست مثل رعد و برق | گذشته و آینده‌ی جستار برق‌آسا 

جستار برق‌آسا از جذاب‌ترین انواع ناداستانک است؛ ژانری که خیلی‌ها آن‌ را با مجله‌ی اینترنتی برویتی شناخته‌اند. به‌تازگی این مجله، به مناسبت بیستی‌سالگی‌اش، گلچینی از بهترین جستارهای برق‌آسای نویسندگانش را در قالب کتابی گردآوری کرده که نشر اطراف به‌زودی ترجمه‌ی آن را منتشر خواهد کرد. آنچه در این مطلب بی‌کاغذ اطراف می‌خوانید مقدمه‌ای است که زویی یوسی‌یر، سرویراستار این مجله، بر این کتاب نوشته و خواندنش برای علاقه‌مندان به ناداستانک خالی از لطف نیست.

بلاگ, داستان در بازاریابی, داستان در کسب‌وکار, دسته‌بندی نشده, قصه‌گویی و حوزه‌های مختلف

آن حلقه‌ی یگانه | قصه‌گویی و برندسازی در رسانه‌های اجتماعی 

قصه‌گویی ابزاری ایده‌آل برای ارتباط سازمان‌ها با مشتریان‌شان است. اگر سازمانی بتواند محصولش را در دل یک قصه بگذارد و به مردم نشان بدهد این محصول چطور زندگی‌شان را بهتر خواهد کرد، حاصل کارش از نتیجه‌ی صدها آگهیِ بی‌قصه بهتر خواهد بود. قصه ابزاری قدرتمند است که باید حتماً در توسعه‌ی برند و بازاریابی به کار بگیرید. در این مطلب بی‌کاغذ اطراف، می‌بینیم که قصه‌ها چقدر برای موفقیت شما در رسانه‌هایی مثل فیس‌بوک، توییتر، اسنپ‌چت و غیره مهم‌اند و آگاهی به این قضیه، چگونه رویکرد شما به رسانه‌های اجتماعی را به‌کلی دگرگون خواهد کرد.

بلاگ, جستار روایی, روایت آدم‌ها و دوستان‌شان, روایت آدم‌ها و شهرهایشان, زندگی‌نگاره‌ها

استانبول آرا گولر و استانبول من ‍| به روایت اورهان پاموک 

آرا گولر بزرگ‌ترین عکاس استانبول مدرن بود. عکس‌های او زندگی‌ ساکنان استانبول را هم در کنار معماری عثمانی شکوهمند شهر، مساجد شاهانه و آب‌نماهای عظیمش ثبت و روایت می‌کردند. اورهان پاموک، نویسنده‌ی نامدار ترک و برنده‌ی نوبل ادبیات سال ۲۰۰۶، از دوستان گولر بود و در همان محله‌ی او بزرگ شد. به تعبیر خود پاموک، «استانبولِ آرا گولر استانبولِ من است».  پاموک در این مطلب که پس از مرگ گولر نوشته شده از استانبول می‌گوید و از اهمیت ثبت قصه‌های ساکنان شهر.

بلاگ, جستار روایی, درباره‌ی روایت‌های غیرداستانی, مدرسه‌ی روایت, معرفی

سفر به منتهای ذوق | جستارهای برتر جهان (۱۹۶۰ تا ۲۰۱۰)‏ 

در این مطلب می‌خواهیم جستارهای برتر جهان را که بین سال‌های ۱۹۶۰ و ۲۰۱۰ نوشته شده‌اند، معرفی کنیم. از دهه‌ی شصت میلادی تا کنون، بی‌شمار جستار عالی نوشته شده‌اند و دیوانگی به نظر می‌رسد که بخواهیم فهرستی از جستارهای برتر جهان که در این دوره‌ی زمانی به فهم ما از فرم ادبی جستار شکل داده‌اند، تهیه کنیم. با این حال، چنین فهرستی تهیه شده؛ فهرستی الهام‌گرفته از جایزه‌ی جستارهای غیرداستانی دانشگاه آیوا که هر سال به «بهترین جستاری که نمونه‌ی بارز هنر جستارنویسی ‌ــــ‌جست‌وجو، آزمودن، کشف و تغییرــــ باشد» تعلق می‌گیرد.

بلاگ, جستار روایی, داستان در برنامه‌ریزی شهری, داستان در معماری, روایت آدم‌ها و شهرهایشان, روایت آدم‌ها و کتاب‌هایشان, مدرسه‌ی روایت, ...

حکایت شهرها و کتاب‌ها | جستاری درباره‌ی شهرهای بناشده بر کتاب 

قصه‌ها در آغاز و انجام جوامع بوده‌اند و به محل سکونت‌مان و خودمان هویت می‌بخشند. مهاجرت‌های مدام‌مان هم تحت تأثیر کتاب‌خوانی‌هایمان است. ما تبعیدیان، کاوشگران، پناهندگان و اقامت‌گزیدگان، کتاب در توبره‌مان داریم. پیشینیان‌مان با خود احشام و چادر و غلات و سلاح و البته کتابخانه آوردند. ما با کتاب‌های کاغذی یا کتاب‌خوان‌های دیجیتال خود سفر می‌کنیم. این آیین قدمتی دیرینه دارد. آلبرتو مانگل در این جستار خواندنی به نقش کتاب‌ها در پیدایش شهرها می‌پردازد و از منظری نو به ارتباط قصه‌ها و شهرها می‌نگرد. نشر اطراف نیز کتاب شنیدن شهر را درباره‌ی رابطه‌ی روایت و شهرسازی با ترجمه‌ی نوید پورمحمدرضا منتشر کرده است. 

بلاگ, زندگی‌نگاره‌ها, گزارش تاریخی

گفتار در آنچه خوالیگری را باید | برشی از کتاب کارنامۀ خورش 

کتاب کارنامۀ خورش در نگاه اول محصول تلاش نادرمیرزا قاجار ــ‌یکی از شاهزادگان قاجار مغضوب شاه هم‌روزگارش‌ــ برای گردآوری دستور پخت غذاهای مختلف ایرانی است. اما تسلط نادرمیرزا به ادبیات، تاریخ و طب دوره‌ی خودش و دقت او در نگارش باعث شده محصول نهایی کارش فقط دستور طبخ غذاهای گوناگون نباشد. این کتاب فرهنگ‌نامه‌ای از غذاهای ایرانی است همراه شرح حوادث تاریخی، خاطرات نویسنده، قصه و شعر که همه با نظمی درونی کنار هم نشسته‌اند. توصیفات و ابداعات زبانی برای طعم‌ها، تاریخچه‌ی غذاهای محلی ایران همراه گزارش آداب و رسوم، روابط اجتماعی و خانوادگی آن دوره کاری کرده که این متن در گذر زمان همچنان خواندنی و تازه باشد. این مطلب بی‌کاغذ اطراف برشی است از این کتاب که نادرمیرزا در آن درباره‌ی آداب پخت‌وپز و غذا خوردن و میزبانی سخن می‌گوید.

بلاگ, درباره‌ی روایت‌های غیرداستانی, نقد کتاب

منِ حسین، حسینِ من، من و حسین | نقدی بر «رهیده»، چهارمین کتاب از مجموعه‌ی کآشوب 

«رهیده»، تازه‌ترین اثر از مجموعه‌ی «کآشوب»، فرصتی تازه برای خواندن روایت‌هایی‌ است که قرار است بازتاب‌دهنده‌ی نسبتِ شخصی روایتگران با حسینی که فهمیده‌اند باشد. این مطلب بی‌کاغذ اطراف نقدی است بر این کتاب به قلم بهاره جلالی که برای نوشتن از رهیده، از آثار قبلی مجموعه کمک گرفته است چرا که به تعبیر خودش، «اکنون پدیده‌ی «کآشوب» به چنان پختگی در آثار مناسبتی ما رسیده که خودش به‌تنهایی گفتمانی تازه خلق کرده و می‌توان هر جلدش را نسبت به مفروضات همین گفتمان سنجید.» 

بلاگ, جستار برق‌آسا, درباره‌ی روایت‌های غیرداستانی, مدرسه‌ی روایت, ناداستانک

در باب صدا، ایجاز و بیست سال ناداستانک 

ناداستانک در مقایسه با بسیاری از ژانرهای ادبی دیگر، عمرِ چندانی ندارد. با این حال، مخاطبان بسیاری پیدا کرده و خیلی‌ها، چه در جایگاه خواننده و چه در جایگاه نویسنده، شیفته‌ی قابلیت‌های این ژانر شده‌اند. مجله‌ی آنلاین برویتی که به‌تازگی بیستمین سالگرد انتشارش را جشن گرفته، نقش مهمی در آشنا کردن بسیاری از نویسندگان و خوانندگان با ناداستانک و جستار برق‌آسا ایفا کرده است. این مجله در آستانه‌ی بیست‌سالگی‌اش گلچینی از بهترین ناداستانک‌هایش را در کتابی گرد آورده که نشر اطراف به‌زودی ترجمه‌ی آن را منتشر خواهد کرد. این مطلب بی‌کاغذ اطراف هم مقدمه‌ای است که دینتی دابلیو. مور، بنیان‌گذار و سردبیر موفق مجله‌ی برویتی، بر این کتاب نوشته؛ مقدمه‌ای که هم روایتی است خواندنی از تجربه‌ی راه‌اندازی و اداره‌ی مجله‌ای اینترنتی و هم تصویری کلی از ژانر ناداستانک ترسیم می‌کند.

بلاگ, داستان در پژوهش, قصه‌گویی و حوزه‌های مختلف

اندیشیدن به قصه، اندیشیدن با قصه | جایگاه ارتباط در پژوهش روایی 

پژوهش روایی فرایندی است مبتی بر ارتباط. اساساً آنچه پژوهش روایی را چنین متمایز می‌کند ارتباط هدفمندی است که در جریان پژوهش میان پژوهشگر و مشارکت‌کنندگان برقرار می‌شود و میان قصه‌های آن‌ها پل می‌زند. جین کلندینین، یکی از مهم‌ترین چهره‌های علمی حوزه‌ی پژوهش روایی، در این مطلب بی‌کاغذ اطراف به جایگاه و اهمیت ارتباط در پژوهش روایی می‌پردازد، از تمایز اندیشیدن با قصه و اندیشیدن به قصه می‌گوید و شرح می‌دهد که اندیشیدن با قصه چگونه می‌تواند بستری برای ارتباط محکم‌تر میان پژوهشگر و مشارکت‌کنندگان فراهم کند.

بلاگ, درباره‌ی روایت‌های غیرداستانی, مدرسه‌ی روایت, معرفی

میز کاری میان آسمان | انی دیلارد از زندگی نویسنده می‌گوید 

انی دیلارد نویسنده و شاعر تقدیرشده‌ی آمریکایی و برنده‌ی جایزه‌ی پولیتزر بهترین ناداستان در سال ۱۹۷۵ است. در این مطلب از بی‌کاغذ اطراف، با بخشی از برجسته‌ترین اندیشه‌های او درباره‌ی نویسندگی و زندگی ادبی آشنا می‌شویم.

بلاگ, درباره‌ی روایت‌های داستانی, روایت آدم‌ها و حرفه‌شان, قصه‌گویی و حوزه‌های مختلف, مدرسه‌ی روایت, منتخب‌ها

دیوار شکسپیر کوتاه است ‍| اصغر عبداللهی از درام و اقتباس می‌گوید 

اصغر عبداللهی فیلمنامه‌نویس و کارگردانی بود که قلم شیرینی داشت. وقتی خواندن متنی از عبداللهی را شروع کنی، محال است بتوانی کار را نیمه‌تمام بگذاری. باید تا تهِ تهش بخوانی. اصغر عبداللهی در کتاب «قصه‌ها از کجا می‌آیند»، برای مخاطب کتاب از تجربه‌های فیلمنامه‌نویسی و نمایشنامه‌نویسی می‌گوید، عناصر داستان را می‌‌آموزد و ترس مخاطب را از نوشتن می‌ریزد. در این مطلب بی‌کاغذ اطراف یکی از فصل‌های کتاب «قصه‌ها از کجا می‌آیند» را می‌خوانید. نویسنده در قالب روایتی خواندنی درباره‌ی درام و اقتباس از آثار بزرگ نویسندگان مشهور برایمان می‌گوید.

بلاگ, روایت آدم‌ها و باورهایشان, زندگی‌نگاره‌ها

عَلَم شاه‌حسین علم‌کِش | روایتی از ویژه‌نامه‌ی «غم خرّم» 

علم شاه‌حسین اولش یک‌نفره بود؛ اولش یعنی اوایل دهه‌ی سی. یک‌نفر با چند تا از دوست‌ و رفقایش آن را می‌بردند و می‌آوردند. ساده و عادی شبیه علم هیئت‌های دیگر. حتی شاید نحیف‌تر و کوچک‌تر از باقی علم‌ها. پدرش اولین علم را در نه‌سالگی با چند تا حلب و لوله‌ی آهنی و مقداری پرچم برایش می‌سازد و او از آن‌ روز تا آخر عمرش دیگر بی‌علم نمی‌ماند. پسرِ پیرمردِ کشاورز، راننده‌ی کامیون بود. گاهی کرج، گاهی مشهد. گاهی جنوب، گاهی شمال. هر روز، هر چیزی، به هر کجا که بار می‌خورد، می‌بُرد. کسی نمی‌داند این راننده‌ی کامیون دقیقاً چطور و از کی صاحب بزرگ‌ترین علم ایران شد. این مطلب بی‌کاغذ اطراف برشی است از روایت حسین غیورمرادی، راننـده‌ای که کامیونش را فروخت و تمام زندگی‌اش را وقف یک عَلَم بزرگ کرد؛ روایتی که اربعین سال گذشته همراه روایت‌هایی دیگر در ویژه‌نامه‌ی «غم خرّم» نشر اطراف منتشر شد. 

بلاگ, درباره‌ی ترجمه, درباره‌ی روایت‌های غیرداستانی, زندگی‌نگاره

کوچک و سخت | از زبان مترجم 

کوچک و سخت از آن کتاب‌هایی است که شاید در اولین مواجهه ندانی باید در گروه کدام کتاب‌ها ‏طبقه‌بندی‌اش کنی. روزنوشت؟ خاطره‌پردازی؟ جستار؟ نقد ادبی؟ یا چیزی دیگر. دلیلش شاید این ‏باشد که ریوکا گالچن در این کتاب عامدانه قالبی کمتر شناخته‌شده را برای نوشتن از تجربه‌ای کمتر ‏شناخته‌شده (دست‌کم برای خودش) انتخاب کرده، آن هم از منظری کمتر شناخته‌شده. او در کوچک ‏و سخت از دریچه‌ی نویسندگی و ادبیات به تجربه‌ی مادری می‌نگرد و تصویری متفاوت از این ‏تجربه پیش چشم ما می‌گذارد. رویا پورآذر، مترجم کتاب کوچک و سخت، در این یادداشت از ‏مواجهه‌ی خودش با این کتاب می‌گوید. ‏

بلاگ, پرسش‌هایی از روایت, مدرسه‌ی روایت

من چرا می‌نویسم؟ | از زبان جون دیدیون ‏ 

این سؤال که چه نیرویی خالقان آثار ادبی و هنری، به‌ویژه خالقان بزرگ را به پیش می‌راند، موضوع شیفتگی و کنجکاوی فرهنگی ادبی است. جون دیدیون که از مشهورترین و متمایزترین صداهای داستان‌نویسی و روزنامه‌نگاری ادبی آمریکا به شمار می‌رود در جستار «من چرا می‌نویسم» که در جلد اول کتاب نویسنده و کارش هم منتشر شده، شرح می‌دهد که چه چیزی او را به نیم قرن نوشتن واداشته است. این مطلب بی‌کاغذ اطراف ترجمه‌ی برش‌هایی از همین جستار است.

بلاگ, داستان در بازی, داستان در بازی‌های رومیزی, قصه‌گویی و حوزه‌های مختلف, گزارش تاریخی

قصه‌هایی که بازی می‌کنیم | بازی‌های رومیزی در ایران، هند، مصر و روم باستان 

بازی‌های رومیزی و آن لحظه‌های خاطره‌انگیز بازی‌های جمعیِ مارپله و منچ و شطرنج و حتی لی‌لی بر حافظه‌ی جمعی همه‌ی ما نقش بسته است. این حافظه‌ی جمعی قدمتی دیرینه دارد، قدمتی نزدیک به پنج‌هزار سال و در طول این سال‌های دور و دراز شکل بازی‌ها، قصه‌ها، مخاطب‌ها و مختصاتش تحولات بسیاری را از سر گذرانده. این مطلب بی‌کاغذِ اطراف مروری بر تاریخچه‌ی شکل‌گیری بازی‌های رومیزی در جهان است که از مصر شروع شده و کم‌کم در سراسر جهان از جمله امپراتوری روم باستان، ایران، هند،‌ چین و اروپا گسترش یافته و رفته‌رفته متناسب با فرهنگ و قصه‌های آن جامعه توسعه پیدا کرده است.

بلاگ, جستار روایی, درباره‌ی روایت‌های غیرداستانی, مدرسه‌ی روایت, معرفی

دوران نقره‌ای جستار | فرم ادبی جستار در روزگار عدم قطعیت 

کتاب جستارهای معاصر آمریکا گلچین جستارهای چهل‌وهفت نویسنده‌ی آمریکایی و نمونه‌ای از سبک‌ها و موضوعات مختلفی است که طی بیست‌وپنج سال اخیر در فرم ادبی جستار جلوه‌گر شده‌اند. در این مطلب بی‌کاغذ اطراف خلاصه‌ای از مقدمه‌ی این کتاب را می‌خوانید که در آن فیلیپ لوپیت، ویراستار این کتاب و نویسنده‌ی یکی از جستارهایش، به شکوفایی ناداستان ادبی در زمانه‌ی عدم قطعیت می‌پردازد.

جستار روایی, روایت آدم‌ها و رنج‌هایشان

شدت پریشانی‌ات چند است؟ | جستاری درباره‌ی روایتِ درد 

چه می‌شود اگر به هر قصه از جنبه‌ی تأثیر جسمی و عاطفی‌اش نگاه کنیم و به جای واژه‌ها اعداد را به کار ببریم؟ چه می‌شود اگر فرض کنیم عدد ده به معنی غیر قابل ‌تحمل است؟ آیا می‌شود به درد‌ نهفته در قصه‌ها فقط با یک عدد نمره داد؟ اگر قرار باشد به شدتِ درد،‌ رنج، نگرانی، اضطراب، ترس و اندوه قصه‌هایمان نمره بدهیم، چقدر می‌توانیم همدلی و همراهی آدم‌ها را برانگیزیم و دیگران را با خودمان همراه کنیم؟ این مطلب بی‌کاغذ برش کوتاهی است از کتاب «ورای خاطره» که نشر اطراف ترجمه‌ی آن را در دست انتشار دارد.

داستان در برنامه‌ریزی شهری, قصه‌گویی و حوزه‌های مختلف

شنیدنِ شهر | قصه‌هایی که شهرها می‌گویند 

حرکت به سمت فهم روایی شهرها گامی مهم برای به رسمیت شناختن تفاوت‌ها، تعارض‌ها، اقلیت‌ها و حاشیه‌ها است، و این فهم به‌تمامی حاصل نمی‌شود مگر به ‌میانجی شهرسازیِ روایی‌تر و قصه‌گوتر. لیونی سندرکاک که از متفکران بزرگ عرصه‌ی شهرسازی است، موقعیت‌های آشنا در شهر و شهرسازی را به زبان روایت ترجمه می‌کند، از پی‌رنگ‌های آشنا در شهر و شهرسازی حرف می‌زند و می‌کوشد رد این پی‌رنگ‌ها را در نمونه‌هایی مشخص نشان بدهد. این مطلب بی‌کاغذ اطراف برشی است از یکی از مقاله‌های او که در کنار مقاله‌هایی از اندیشمندانی دیگر در مجموعه‌ی شنیدن شهر با ترجمه‌ی نوید پورمحمدرضا گردآوری شده است.

روایت آدم‌ها و سفرهایشان, زندگی‌نگاره‌ها, سفرنامه, معرفی

می‌تونی بیای سفر؟ | نگاهی به برترین سفرنامه‌‌های معاصر 

شاید در شرایط فعلی و محدودیت‌های کرونایی نتوانیم زیاد سفر کنیم ولی سفرنامه‌های خواندنی همیشه ما را سریع و ارزان، گاهی با طنز و گاهی با جدیت‌‌، به این‌جا و آن‌جای جهان می‌برند. در این مطلب بی‌کاغذ اطراف، تعدادی از بهترین سفرنامه‌های نوشته‌شده در چند دهه‌ی اخیر را معرفی کرده‌ایم. 

جستار روایی, روایت آدم‌ها و شهرهایشان, زندگی‌نگاره, مجله‌ی ادبیات مستند

نامرئی، مثل اشباح | جستاری درباره‌ی زاهدان و زمان‏ 

وقتی یک خارجی در چهارراهِ کهنه‌ی شهری مثل زاهدان می‌ایستد، چیزهایی می‌بیند که از پیش می‌خواسته ببیند؛ مثل فقر و نجابت و چهره‌های آفتاب‌سوخته. کلیشه‌ی منطقه‌ی محروم و مردمان نجیب نمی‌گذارد شهر واقعاً دیده شود. کسی که از جای دیگری آمده، احتمالاً همان‌جا گوشی‌اش را درمی‌آورد تا آنچه را می‌خواسته ببیند برای همیشه ثبت کند. اما شهر، هیچ‌کدام از آن تصاویرِ ثبت‌شده نیست. در این مطلب بی‌کاغذ اطراف، قاسم نجاری که خودش زاهدانی است شهر زاهدان را از دریچه‌ی چشم خودش روایت کرده و از اشباح گذشته و آینده گفته است.

روایت آدم‌ها و باورهایشان, زندگی‌نگاره‌ها, مجله‌ی ادبیات مستند

یا الله و یا نصیب | روایت شوق زیارت کربلا 

قدیم‌ترها که سفر مثل امروز آسان و سریع نبود، زیارت کربلا برای خیلی‌ها آرزویی بزرگ و گاهی محال بود، مخصوصاً برای آن‌هایی که دست‌شان تنگ‌تر بود؛ آدم‌هایی که تمام عمرشان به آرزومندی زیارت می‌گذشت. این مطلب بی‌کاغذ اطراف، روایت اشتیاق همین آدم‌های تنگدست است؛ روایت سیدرضی و بی‌بی‌ سکینه که اشتیاق زیارت کربلا را با خود از کابلِ افغانستان به قمِ ایران آوردند و شعله‌اش را در سینه روشن نگه داشتند، تا بالاخره نصیب‌شان شد.

روایت آدم‌ها و باورهایشان, زندگی‌نگاره‌ها, مجله‌ی ادبیات مستند

واحد شمیرانی | شب هشتم محرم به روایت شادروان مهدی شادمانی 

«هر سال محرم برای من از شب علی‌اکبر شروع می‌شود. شب هشتم. شب علی‌اکبر جان می‌دهد برای شروع. شب هشتم همان شبی است که چشم‌هام را می‌بندم و با گوش‌هام می‌بینم. این روضه گیرم می‌اندازد. روضه‌ی پسر در کنار پدر. جانت را می‌گیرد و جانت می‌دهد. تکان‌دهنده است. به نظرم محرم را باید تکان‌دهنده شروع کرد.» در این مطلب بی‌کاغذ اطراف، شادروان مهدی شادمانی از پیوند محکمش با شب هشتم محرم می‌گوید. 

روایت آدم‌ها و باورهایشان, زندگی‌نگاره‌ها, مجله‌ی ادبیات مستند

پاتیل‌ها را لت می‌زنم | روایت احسان عبدی‌پور از مناسک عاشورا در بوشهر 

تنم دارد می‌لرزد. من گاهی گریه و این کارها نکرده‌ام برای حسینِ علیِ ابی‌طالب. توی بوشهر وظیفه‌ی روضه فقط این است که زود تمام بشود، چون آن بیرون توی میدانگاه حسینیه، همه دمام به کول و سنج و بوق به دست ایستاده‌اند که هنگامه را شروع کنند. کارکرد دیگری ندارد. اصلاً گریه کم داریم توی عزای حسین. همه چیز بیشتر رویه و سمت و سوی حماسه دارد تا ملودرام. ما غم زیاد داریم، بغض زیاد داریم ولی نمی‌دانم چرا فرم‌مان این‌جور است. مجلسی نداریم که منتهی به گریه بشود برای حسین.

داستان در آموزش, داستان در سیاست, داستان در کسب‌وکار, داستان در کمپین‌های اجتماعی

در ستایش ناواقعیت‌ها | نقش قصه در تقویت مهارت‌های شناختی 

وقتی سراغ قصه‌ها می‌رویم، همزمان وارد جهانی از واقعیت‌های جایگزین و ‌ناواقعیت‌ها می‌شویم. اما آیا ورود به این جهان موازی ثمری هم برای ما دارد؟ این مطلب بی‌کاغذِ اطراف نگاهی به اهمیت ناواقعیت‌ها در توانمندی‌های شناختی ما انداخته و شرح می‌دهد که به‌کارگیری آگاهانه‌ی ناواقعیت‌های دنیای کتاب و فیلم و تئاتر و بازی‌های ویدیویی چگونه حتی می‌تواند در تصمیم‌های خرد و کلان سیاسی و اجتماعی و حرفه‌ای کمک‌مان کند.

مدرسه‌ی روایت, مصاحبه

شلیک به ارباب وحشتناکه | دیوید فاستر والاس از نوشتن، مرگ و رستگاری می‌گوید 

دیوید فاستر والاس نویسنده‌ی ستایش‌شده‌ی آمریکایی بود که خودکشی‌اش در چهل‌وشش‌سالگی جهان ادبی را در بهت و اندوه فرو برد. در این مطلب از بی‌کاغذ اطراف، بخشی از اندیشه‌های او درباره‌ی مرگ و زندگی، نویسندگی و معنای زندگی را به یاد می‌آوریم.

تاریخ شفاهی, خودزندگی‌نامه, روایت آدم‌ها و کتاب‌هایشان, زندگی‌نگاره‌ها

کتاب‌ها و تأثیرشان – بخش اول | ردپای کتاب در زندگی‌ مشاهیر ایران 

کلمه‌ها جادو می‌آفرینند. در سطر سطر کتاب تصاویری می‌سازند زنده و دریچه‌ای می‌شوند به دنیاهایی متعدد و متنوع. و گاه این دریچه‌های نو خواننده را بر آن می‌دارد که سرنوشت و زندگی خود را تغییر دهد. گروه مطالعاتی منش زیر مجموعه‌ی نشر اطراف است که نقاط عطف زندگی مشاهیر ایران را در قاب خودزندگی‌نامه‌های ایرانی بررسی کرده است. این ‌بار بی‌کاغذ اطراف به سراغ بخشی از این پروژه رفته که در آن مشاهیر از کتاب‌های تأثیرگذار در زندگی‌شان گفته‌اند. در ادامه بخش اول این مطلب را می‌خوانید.

روایت آدم‌ها و اشیایشان, زندگی‌نگاره‌ها, مجله‌ی ادبیات مستند

آکسسوار | در خدمت و خیانت خنزرپنزر 

خنزرپنزر یعنی زاد و ولد اشیا، ریزه‌‌های­ سرخوش. خنزرها یخچال و جارو نیستند، کار و بار جدی ندارند. فکر می‌­کنند اجدادشان، اشیای بزرگ، مظلوم بودند به حساب نیامدند و این‌­ها حق دارند مثل قومی برگزیده خانه­‌ها را یکی‌­یکی بگیرند. این روزها خانه­ شده جعبه‌ی اشیا. مردم انگار دسته­‌جمعی، احساساتی و خام شده باشند، چیز جمع می‌کنند. در این مطلب بی‌کاغذ اطراف، نفیسه مرشدزاده از خدمت و خیانت همین خنزرپنزرها می‌گوید.

روایت آدم‌ها و باورهایشان, زندگی‌نگاره‌ها, مجله‌ی ادبیات مستند

شهید شد عباس محترم | روایت شادروان محمدسرور رجایی از هیئت مهاجران افغانستانی 

آیین‌ها و مناسک عاشورایی از مهم‌ترین حلقه‌های اتصال ما ایرانی‌ها و ملت‌های همسایه‌مان است. محرم که می‌رسد، انگار همه‌ی تفاوت‌ها رنگ می‌بازند و عاشورا نقطه‌ی تلاقی همه‌ی ما می‌شود. مهاجران افغانستانی مقیم ایران هم، با این‌که از وطن دور مانده‌اند، هر سال سنت‌های عاشورایی را در هیئت‌های خاص خود یا در کنار برادران و خواهران ایرانی‌شان به جای می‌آورند. این مطلب بی‌کاغذ اطراف روایتی است که پیش از این در کتاب رست‌خیز، دومین کتاب مجموعه‌ی کآشوبِ نشر اطراف، منتشر شده  است و مرحوم محمدسرور رجایی ــ‌شاعر، نویسنده و پژوهشگر افغانستانی‌ِ ساکن ایران که روز ۷ مرداد ۱۴۰۰ درگذشت‌ــ در این روایت از حال‌وهوای هیئت افغانستانی‌های باقرشهر می‌گوید.

روایت‌درمانی
داستان در روان‌درمانی, روایت آدم‌ها و رنج‌هایشان, روایت و حوزه‌های دیگر, قصه‌گویی و حوزه‌های مختلف

روایت‌درمانی | بازآفرینی خط سیر داستانی هویتِ من 

خط سیر داستانی زندگی ما محصول کنار هم گذاشتن تجربه‌های تلخ و شیرین‌مان است. گرچه ما خیلی از رخدادها و تجربه‌های زندگی‌مان را خودمان انتخاب نمی‌کنیم، این‌که چطور آن‌ها را کنار هم بچینیم و به قصه‌ای برسیم محصول انتخاب خود ماست. در نتیجه، راه‌حل بسیاری از مسائل زندگی را می‌شود در تغییرِ روایتِ خودزندگی‌نامه‌ای یافت. دیوید دنبورو در کتاب روایت‌درمانی به همین موضوع می‌پردازد.

روایت و حوزه‌های دیگر, روایت و هنر, مدرسه‌ی روایت

روایت و هنر | چگونه نقاشی‌ها در ذهن ما روایت می‌آفرینند؟ 

روایت و قصه چنان در ساختارها و سازوکارهای ذهنی ما ریشه دوانده که عملاً فکر کردن بدون روایت ممکن نیست؛ گویی چیزی که به قالب روایت در نیاید در فهم انسان هم نمی‌گنجد. این موضوع در دنیای هنر هم نمایان است. ما آثار هنری را در پرتوی روایت می‌بینیم و ارزیابی می‌کنیم و آنچه آثار هنری را برایمان جذاب می‌کند نقش آن‌ها در فرو نشاندن عطش روایی ماست. این مطلب بی‌کاغذ اطراف برش کوتاهی‌ است از کتاب سواد روایت و ارتباط روایت و هنر را بررسی می‌کند.

روایت آدم‌ها و حرفه‌شان, روایت آدم‌ها و شهرهایشان, زندگی‌نگاره‌ها

چرا معمار نشدم؟ | اورهان پاموک از استانبول و معماری می‌گوید 

تقریباً همه‌ی علاقه‌مندان به ادبیات، اورهان پاموک را به عنوان نویسنده‌ای موفق و برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ‏ادبیات می‌شناسند. پاموک در جوانی دانشجوی معماری بوده و اگر روزگار طور دیگری رقم می‌خورد، ممکن ‏بود به جای نویسنده‌ای موفق، معماری معمولی در ترکیه باشد. در این مطلب بی‌کاغذ اطراف، پاموک دلایل ‏نیمه‌کاره رها کردن معماری و دنبال نویسندگی رفتن را مرور می‌کند، رد تخیل و رؤیا و جایگاه‌ آن‌ها در ‏معماری استانبول و در نوشته‌های خودش را می‌گیرد و به مفهوم «خانه» می‌رسد.‏

زندگی‌نگاره‌ها, گزارش تاریخی

دیدار در قرنطینه ‍| نگاهی تاریخی به حج در عصر اپیدمی 

این روزها سایه‌ی سنگین بیماری کووید۱۹ فرصت دیدار و ملاقات را از مردمان جهان ربوده و حج نیز که روزگاری نقطه‌ی تلاقی مردمان شرق و غرب و شمال و جنوب بوده دگرگون شده است. اما این اولین‌ باری نیست که شکل و شمایل حج به دلیل شیوع بیماری دستخوش تغییر می‌شود. اواسط قرن نوزدهم میلادی نیز با آغاز اپیدمی وبا در مکه و حجاز، پایگاه‌های قرنطینه‌‌ای تأسیس شد و در طول دهه‌های متمادی تجربه‌ی حج را تحت تأثیر خود قرار داد. این‌ مطلب بی‌کاغذ اطراف، به بهانه‌ی برگزاری آیین حج امسال زیر سایه‌ی سنگین همه‌گیری کووید۱۹، سراغ مجموعه‌ی ده‌جلدی اسناد حج انتشارات دانشگاه کمبریج رفته و به مرور کوتاه برخی مستندات تاریخی مربوط به اپیدمی وبا و پایگاه‌های قرنطینه در حج پرداخته است.

روایت آدم‌ها و کتاب‌هایشان, زندگی‌نگاره‌ها

عطفِ کتاب‌ها | روایتی از عشق کتاب و مادرانگی 

بعضی آدم‌ها کتاب را که دست‌شان می‌گیرند، دیگر زمین نمی‌گذارند مگر این‌که آن کتاب را به دست فرد دیگری بدهند. این روایت را یکی از همین آدم‌های خوره‌ی کتاب نوشته که از نوجوانی و مدرسه تا بزرگسالی و مادر شدن، کتاب‌ها بخش جدایی‌ناپذیر زندگی‌اش بوده و در مراحل و شرایط مختلف او را همراهی کرده‌اند. همراهی‌ای که البته مسری است و آدم‌های اطراف را هم به خواندن کتاب علاقه‌مند می‌کند.

جستار روایی, روایت آدم‌ها و ترس‌هایشان, روایت آدم‌ها و رنج‌هایشان, زندگی‌نگاره‌ها

کاتاستروفا | جستاری از الکساندر همن 

اگر فاجعه، آن‌طور که نظریه‌ی تراژدی می‌گوید، رخداد دراماتیکی است که مسیر پی‌رنگ به ‌سوی تصویر و نتیجه‌ی نهایی را آغاز می‌کند، نبودِ فاجعه یعنی ممکن است که پی‌رنگ تراژیک هیچ‌گاه حل نشود و پایان نگیرد. به بیان دیگر، وقتی زندگی را روایت می‌کنیم، چیزی که از قصه‌مان روایتی جاندار و معنادار می‌سازد، فاجعه‌هایی است که بازگو می‌کنیم. اگر بخت آن‌قدر یارمان باشد که از پیچش فاجعه‌بار پی‌رنگ قصه‌مان جان سالم به در ببریم، می‌توانیم داستانش را تعریف کنیم؛ باید داستانش را تعریف کنیم. الکساندر همن در جستار کاتاستروفا درباره‌ی همین موضوع حرف می‌زند، درباره‌ی ضرورت روایت فاجعه برای فهم قصه‌ی خود و دیگران.

روایت آدم‌ها و حرفه‌شان, زندگی‌نگاره‌ها

خاطرات و خطرات کتاب‌اولی | به روایت یک ناشر 

کسی که برای اولین بار کتابی می‌نویسد و دلش می‌خواهد منتشرش کند لابد دست و دلش گاهی هم می‌لرزد. اما آن ورِ قصه هم شنیدنی است: ناشری که با اثر نویسنده‌ای بی‌نام‌ونشان مواجه شده و حالا، در این اوضاع اقتصادی و آشفته‌بازار صنعت نشر، باید هزار و یک عامل را سبک و سنگین کند تا درباره‌ی انتشار اثر تصمیم بگیرد. این مطلب بی‌کاغذ اطراف روایتی‌ست از فاطمه ستوده که مدتی عضو شورای بررسی آثار یک انتشارات بوده و باید چنین تصمیم‌هایی می گرفته.

پرسش‌هایی از روایت, مدرسه‌ی روایت

فراز و فرود روایت در زبان فارسی 

روایت در زبان فارسی تاریخچه‌ای طولانی دارد و از روزگار باستان تا امروز راه درازی پیموده است. قاسم هاشمی‌نژاد با همان قلم گیرا و جذاب همیشگی‌اش در این مطلب از چشم‌اندازی تاریخی به روایت در زبان فارسی می‌نگرد و شرح می‌دهد که تحول سلیقه ــ‌آن هم نه فقط در زبان‌ــ به رواج صنایع لفظی و شکوه‌وارگی انجامید و میان نویسنده و خواننده فاصله انداخت.

جستار ‌های زندگی روزمره, درباره‌ی روایت‌های داستانی

پایان قصه‌های اپیدمی | روزی که آدم‌ها دوباره می‌خوانند 

قصه‌های اپیدمی پرشمارند و متنوع. ادبیات بیماری‌های همه‌گیر گاهی نومیدانه به آینده نگاه می‌کند و گاهی امیدوارانه. اما آنچه در پایان این قصه‌ها مشترک است نقطه‌ی تصمیم‌گیری‌ست؛ آن‌جا که ما انسان‌ها، ما انسان‌های عصر همه‌گیری کرونا، باید انتخاب کنیم وقتی جامعه بالاخره از بیماری خلاص شد، چگونه می‌خواهیم از نو شروع کنیم و به چه راهی برویم. در این مطلب بی‌کاغذ اطراف که کیوان سررشته ترجمه‌اش کرده است، جیل لپور مروری دارد بر پایان مشهورترین قصه‌های اپیدمی و درس‌هایی که این پایان‌ها برای ما دارند.

روایت آدم‌ها و شهرهایشان, مجله‌ی ادبیات مستند

آخرین روزهای خیابان قصه‌خوانی پیشاور 

خیابان قصه‌خوانی و بازار قصه‌گوهای پیشاور روزگاری قلبِ تپنده‌ی این شهر تاریخی بود؛ خیابانی که محلی‌ها و مسافران در قهوه‌خانه‌هایش جمع می‌شدند و قصه‌هایشان را برای هم می‌گفتند. این مطلب بی‌کاغذ اطراف روایتِ پرسه‌ای است در این خیابان قدیمی که حالا انگار دیگر آخرین روزهای عمرش را می‌گذراند.

روایت و حوزه‌های دیگر, مدرسه‌ی روایت

خود‌مردم‌‌نگاری، تلفیقی از خودزندگی‌نامه‌نویسی و مردم‌‌نگاری 

خود‌مردم‌‌نگاری (autoethnography) رویکردی پژوهشی و نوشتاری ا‌ست که تلاش دارد با توصیف و تحلیل نظام‌مندِ تجربه‌ی شخصی به درکی از تجربه‌ی فرهنگی برسد. این رویکرد روش‌های متعارف پژوهش و بازنمایی دیگران را به چالش می‌کشد و پژوهش را عملی سیاسی با آگاهی و انصاف اجتماعی تلقی می‌کند. پژوهشگر برای انجام و نوشتن خود‌مردم‌‌نگاری هم‌زمان از اصول خودزندگی‌نامه‌نویسی و مردم‌‌نگاری بهره می‌برد. بنابراین خود‌مردم‌‌نگاری به عنوان یک روش تحقیق هم فرایند است و هم محصول نهایی.

درباره‌ی روایت‌های غیرداستانی, زندگی‌نگاره, سفرنامه, مجله‌ی ادبیات مستند, ویدیو

زنی که عاشقِ دیدن بود | نگاهی به سفرنگاره‌های الا مایار 

الا مایار، سفرنگار و عکاس ماجراجوی سوئیس، زندگی پرقصه‌ای داشت و نوشته‌ها، عکس‌ها و فیلم‌هایی که از سفرهایش باقی مانده‌اند مخزن اطلاعاتی غنی و ارزشمند درباره‌ی زندگی روزمره‌ی مردمان روزگار گذشته‌اند. گذار مایار در جریان سفرهایش به ایران هم افتاد و، گرچه به خاطر شروع جنگ جهانی دوم مجبور شد سفرش را کوتاه کند، فیلم‌هایی در این سفر گرفت که حالا قدیمی‌ترین فیلم‌های رنگی باقی‌مانده از ایران آن روزگارند. این مطلب بی‌کاغذ اطراف مرور کوتاهی است بر زندگی مایار و سفرنگاره‌های نوشتاری و تصویریِ بی‌نظیرش.

درباره‌ی روایت‌های غیرداستانی, سفرنامه, مدرسه‌ی روایت

روایت سفر یا روایت استعمار؟ | جستاری از تزوتان تودوروف 

روایت سفر ژانری قدیمی است. آدم‌ها از دیرباز سفر می‌کرده‌اند و از دیرباز ماجراهای سفرشان را روی کاغذ می‌آورده‌اند. اما ‏روایت سفر فقط بازگوییِ رخدادهای سفر نیست و ویژگی‌های دیگری هم دارد؛ ویژگی‌هایی که باعث می‌شوند حتی پس از ‏گذشت قرن‌ها برای خوانندگان جذاب باشند. در این مطلب بی‌کاغذ اطراف، که ترجمه‌ی فصلی از کتاب پندهای تاریخ ‏است، تزوتان تودوروف ژانر روایت سفر را بررسی کرده و از نسبت این ژانر با تاریخ استعمار و با خواننده‌ی اروپایی امروزی ‏می‌گوید.‏

روایت آدم‌ها و ترس‌هایشان, روایت آدم‌ها و رنج‌هایشان, زندگی‌نگاره‌ها, مجله‌ی ادبیات مستند

چاه ویلِ ترایپوفوبیا | تجربه‌ی ترس از ترس‌های کشف‌نشده 

وقتی‌ آدم وسط همه‌ی ترس‌ها و دلهره‌های روزانه‌ای که با آن‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کند یکهو متوجه انبانِ پُر از ترس‌ کشف‌نشده‌ی درونش می‌‌شود، بیشتر می‌ترسد و بیشتر هول می‌کند. علتش روشن است: چنین آدمی مختصاتش را نمی‌شناسد، نمی‌داند قرار است با دیدن چه‌چیزی و چه‌کسی و در چه موقعیتی دوباره آن ترس سراغش بیاید. این هولِ پیدا شدنِ ترسِ جدید احتمالاً باید بیشتر از ترس‌های کهنه‌ و معمول دیگر بیشتر بترساندش. این مطلب بی‌کاغذ اطراف روایت محبوبه عظیم‌زاده درباره‌ی کشف ناگهانی یکی از ترس‌هایش است؛ این‌که آن ترس شناخته‌نشده کجا، چطور و با دیدن چه چیزهایی سراغش می‌آید.

جستار روایی

تکه‌های رهاشده | جستاری درباره‌ی احساسات ازدست‌رفته در قلمروی زبان 

نقل­‌قولی یونانی هست که می­‌گوید «وقتی می­‌گویی ارابه، ارابه‌ای از میان لب­‌هایت می­‌گذرد». از شاعرانگی این سخن که بگذریم، می‌توانیم نقب بزنیم به این تأویل که با نام‌گذاری یک پدیدار و به زبان آوردن نامش، آن پدیدار به‌تمامی برای ما شناختنی می­‌شود. به عبارتی، ما انسان‌ها با اطلاق واژه به چیزی می­‌توانیم به رابطه­‌ی آن چیز با فاهمه­‌ی خود، آگاهی پیدا کنیم. اما در مواجهه با احساس­‌هایی که در زبان خودمان کلمه‌ای برای توصیف‌شان نمی‌یابیم، دقیقاً چه اتفاقی می­‌افتد؟ در این جستار بی‌کاغذ اطراف، فربد مهاجر از همین احساس‌ها و ادراک‌ها می‌گوید.