۶۷۷,۷۰۰ تومان–۴۷۰,۷۰۰ تومانPrice range: ۴۷۰,۷۰۰ تومان through ۶۷۷,۷۰۰ تومانانتخاب گزینه ها
این محصول دارای انواع مختلفی می باشد. گزینه ها ممکن است در صفحه محصول انتخاب شوند
توی خانه کاموا را سرخوشانه سر انداختم، چه میدانستم با این ندانمکاریها بهزودی رجبهرج خودم را توی بد هچلی میاندازم. نمونۀ آزمایشی نبافتم که اندازهها دستم بیاید، روحم هم از اینجور چیزها خبر نداشت. توی عمرم از روی الگوی «واقعی» بافتنی نکرده بودم و میخواستم کارم را با یکی از الگوهای دههپنجاهی شروع کنم که توی صندوقچۀ چوبِ کاج مادرم گیر آورده بودم. به نظرم خیلی از مد افتاده نبود: پولیوِر آستینرگلان ساده، یقهگرد و بدون طرحونقش. چون به ذهنم نمیرسید میشود اندازههایم را بگیرم و با اعداد توی الگو مقایسه کنم، دیمی سایز متوسط را انتخاب کردم. فقط میخواستم پولیوِر ببافم…
قصه دعوت به اظهارنظر میکند. در حقیقت خودش اظهارنظر ایجاد میکند، چون حتی سکوت محض هم نوعی اظهارنظر تلقی میشود. در بیشتر اوقات، اظهارنظرهایی که به قصهها اضافه میشوند، بناست واکنشی باشد که شخصِ اظهارنظرکننده در پرتو آن قصه به معمای هستی نشان میدهد؛ و دیگران نیز همینطور برداشتش میکنند. کارکرد این قصهها، که در حقیقت تاریخِ دقیق و شفاهی و روزمرهاند، این است که به روستا اجازه دهند خود را تعریف کند. زندگی یک روستا، غیر از ویژگیهای طبیعی و جغرافیاییاش، حاصلجمع همۀ مناسبات اجتماعی و شخصیِ جاری در آن و مناسباتِ اجتماعی و اقتصادیِ معمولاً سرکوبگرانهای است که…
مضمون اصلی انقلابْ گوشبهفرمانِ زمانه بودن است و مضمون اصلی آیینِ تجلیل و بزرگداشتِ انقلابْ گوشبهفرمان حزب بودن. آیا حزبی سیاسی، حتی قدرتمندترین و خوشآتیهترین حزب جهان، میتواند زمانهاش را بهتمامی نمایندگی کند؟ و آیا میتواند به نام این نمایندگی، تمام و کمال، بر مردم حکم براند؟یسنین بر باد رفت چون سر به حکمی سپرد که برای دیگران وضع شده بود، نه برای او. او حکم زمانه برای جامعه را با حکم زمانه برای هنرمند اشتباه گرفت و اولی را یگانه حکم موجود پنداشت. حکم سیاسی خطاب به شاعر و هنرمند را نباید با حکم زمانه اشتباه گرفت…
نیما بسیار فروتن و متواضع بود. با آنکه معلومات بسیط و گستردهای داشت و از نبوغ ادبی فوقالعادهای بهرهور بود، هیچگاه خودستایی نمیکرد. اصولاً کمحرف بود و به گفتۀ دیگران بیشتر گوش میداد. ساده و بیپیرایه زندگی میکرد و در همان اتاقی که زندگی میکرد دوستانش را میپذیرفت. نیما از مناعتنفس کمنظیری برخوردار بود. در نهایت تنگدستی و با آنکه از جانب خانوادهاش زیر فشار بود تا کاری پیدا کند، حاضر نبود دست تمنا پیش دوستان فراوانی که داشت دراز و از آنها تقاضای یافتن کار یا کمکی کند. تا آنجا که من میدانم هیچگاه برای انتشار اشعارش در مطبوعات یا به صورت کتاب به جایی مراجعه نکرد…