آخرین مطالب

آیا بازی‌های کامپیوتری می‌تواند نوعی فلسفه‌ورزی باشد؟ این‌که دسته‌ی کنسول را دستت بگیری یا بنشینی پشت کیبورد کامپیوترت و یک بازی آنلاینِ استراتژیک را شروع کنی می‌تواند همزمان که سرگرمت کند تو را به فکرکردن وادارد؟ این‌که قصه، رفتار، کردار و حتی شکل و شمایل کاراکترها طوری باشد که تو را تکان بدهد؟ تصورات، تفکرات و اعتقادات را برای مدتی به چالش بکشد؟ روایت زیر از جنس همین کشمکش است؛ کسی‌ که ماه‌ها با ‌قصه‌ی عجیب یک بازی کامپیوتری سروکله‌ می‌زند و دست‌آخر دچار تحولات زیادی می‌شود.  

بازی های رومیزی سرگرمی‌هایی قدیمی‌اند و تاریخچه‌ای طولانی دارند. مارکو آرنادو، استاد ادبیات ایتالیایی دانشگاه ایندیانا که به قول خودش «خوره‌ی بازی های رومیزی» است، در این مطلب سراغ موضوع جذاب «قصه در بازی های رومیزی» می‌رود و تلاش می‌کند در کشمکشِ میان دو مکتب روایت‌شناسی و بازی‌شناسی، تصویری از جایگاه و اهمیت و نقش قصه در چنین بازی‌هایی ترسیم کند.

آدم‌هایی که دائم به کتابخانه می‌روند بعد از مدتی با کتابدارها، با اعضای همیشگی، با همسایه‌ها و مغازه‌دارهای اطرافش عیاق می‌شوند. قرارومدارهایشان از آن به بعد آن‌جا متمرکز می‌شود و دیگر همه می‌دانند باید کجا پیدایشان کنند. کم‌کم گوشه‌های دنج کتابخانه را پاتوق خودشان می‌کنند. روایت زیر تعلّق‌خاطر و تأملات یکی از همین اعضای کهنه‌کار و ثابت کتابخانه است که جزئیاتی مثل برگه‌ی یادآوری کتاب‌ها او را به خیالاتِ مختلفی کشانده است.

یکی از اساسی‌ترین عناصر هر روایت داستانی یا ناداستانی آغاز روایت است؛ نقطه‌ی شروع مواجهه‌ی خواننده و متن که در شکل‌دهی به تجربه‌ی خواندن نقش مهمی دارد. با این حال، به نظر می‌رسد که اهمیت آغاز روایت در نقدها و پژوهش‌ها عموماً نادیده مانده است. متن حاضر ــ‌بخشی از پیشگفتار کتاب آغاز روایت‌ها‌ــ پس از نگاهی گذرا به سیر تحوّل آغاز روایت در نمایشنامه‌ها، رمان‌ها، روایت‌های مدرنیست و روایت‌های پسامدرن میان آغاز روایت و روایت آغاز ــ‌نقطه‌ی شروع تاریخچه‌های کشورها، ادیان، اقوام و خیلی از موجودیت‌های اجتماعی دیگر‌ــ پل می‌زند.

جستارنویسی، مخصوصاً نوشتن جستار شخصی، فرایندی اکتشافی است. ممکن است بارها مسیرتان را عوض کنید و تغییر جهت دهید تا بالاخره به نقطه‌ی پایانی برسید. با این حال، ساختارهای عمومی‌ای وجود دارند که شناخت‌شان کمک می‌کند تصویر درست‌تری از فرایند اکتشافیِ نوشتن داشته باشیم و کمتر به بیراهه برویم. تیم بَسکام فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد نویسندگی غیرداستانی از دانشگاه آیواست و علاوه بر جستارنویسی در مجله‌هایی مثلThe Missouri و The Florida Review دریافت جایزه‌های بهترین ناداستان خلاق و بهترین سفرنوشتِ آمریکایی را هم در کارنامه‌ی حرفه‌ای خود دارد و میان چهار کتاب او، کتاب روزهای آفتاب‌پرست: خاطرات هاوتن میلفن برنده‌ی جایزه‌ی ناداستان بِیکلِس شده است. بسکام در این مطلب سراغ همین ساختارهای کلی اما مفید رفته است.

ربکا سولنیت از رنگ آبی دوردست چشم‌اندازهای طبیعی و بازنمایی‌اش در آثار هنری به حس اشتیاق و حسرت انسانی پل می‌زند؛ حسی که شاید جزء ذاتی وضعیت انسانی باشد.

مطالعه‌ی جنسیت در مقام عنصر معنارسان روایت یا به عبارت دیگر روایت‌شناسیِ فمینیستی تلاشی است برای پایان دادن به حاشیه‌نشینی یا حتی غیابِ دغدغه‌های جنسیت‌مبنا در روایت‌شناسی سنتی. سوزان لنسر که از چهره‌های شاخص این جریان فکری است در این مقاله تصویری از مبانی فکری، دغدغه‌های اساسی، سیر تغییر و تحول و چشم‌اندازهای پیش روی روایت‌شناسی فمینیستی ترسیم می‌کند.