داستان در درمانگری و پزشکی, قصه‌گویی و حوزه‌های مختلف

وقتی قصه مرهم می‌شود | نقش روایت در تاب‌آوری و کاهش فشار روانی پزشکان 

عملکرد گروه‌های پزشکی به عملکرد گروه‌های آتش‌نشانی شباهت زیادی دارد و پزشک متخصص نقش رهبر گروه را بازی می‌کند. ما از ‏پزشکان انتظار داریم شجاع باشند و هیچ وقت تسلیم نشوند. اما اصرار بر شجاعت و سرسختیِ پزشک گاهی به رنج بیشترِ بیمار و پزشک ‏منجر می‌‌شود و فشار روانی را برای پزشکان، مخصوصاً پزشکان جوان، تحمل‌ناپذیر می‌کند. قصه‌گویی می‌تواند راهی برای مدیریت این فشار ‏باشد و کمک کند پزشکان تجربه‌های خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند. جنبش روایتگری پزشکی در ۱۹۹۰ در دانشکده‌ی پزشکی کلمبیا ‏پا گرفت و جسیکا زیتر که از چهره‌های مهم این جنبش است در این مطلب بی‌کاغذ اطراف شرح می‌دهد که قصه‌گویی چگونه می‌تواند رنج ‏بیمار و پزشک را کمتر کند.‏

آخرین اتفاقات حوزه‌ی روایت, جوایز, معرفی

ناپدید شدن آقای هیچ کس | نگاهی به جایزه‌ی ادبی نجیب محفوظ 

هفته‌ی پیش، رمان نوآر ناپدید شدن آقای هیچ کس نوشته‌ی احمد طیباوی برنده‌ی جایزه‌ی ادبی نجیب محفوظ در سال ۲۰۲۱ شد؛ جایزه‌ای که از معتبرترین جوایز ادبی جهان عرب به شمار می‌رود و نقش چشم‌گیری در معرفی ادبیات عرب به جهان غرب داشته است. بی‌کاغذ اطراف در این مطلب سراغ این رمان و این جایزه‌ی ادبی معتبر رفته است.

داستان در رسانه, داستان در کمپین‌های اجتماعی, قصه‌گویی و حوزه‌های مختلف

فکر کردن با چشم | روایت دیداری در عصر پاندمی و کنش جمعی 

عکس‌ها و ویدئوهایی که هر روز با آن‌ها مواجه می‌شویم، نوعی از روایت دیداری هستند و صحنه‌های مبهمِ ذخیره‌شده در حافظه‌مان هم نوعی دیگر از آن. این تصاویر می‌توانند داستان‌ها، روایت‌ها و حتی ارزش‌های اخلاقی محکمی را در ذهن برانگیزند. چگونه در خلق روایت از تصویر بهره می‌گیریم؟ لیز بنس در این مطلب بی‌کاغذ اطراف از روایت دیداری و قدرتِ عظیمش می‌گوید.

روایت آدم‌ها و بچه‌هایشان, روایت آدم‌ها و کتاب‌هایشان

خوشبختانه کجاست؟ | کتاب خواندن دخترم 

کتاب خواندن برای بچه‌ها جزئی از برنامه‌ی روزنامه‌ی خیلی از پدرها و مادرهاست اما کتاب کودک دقیقاً یعنی چه؟ چیزی که قصه‌های کودکانه را از ادبیات غیرکودکانه متمایز می‌کند چیست؟ ریوکا گالچن که پس از مادر شدنش ادبیات را از منظری متفاوت می‌بیند در این…

داستان در درمانگری و پزشکی, داستان در روان‌درمانی, قصه‌گویی و حوزه‌های مختلف

قصه‌ی مادرم، قصه‌ی من | زوال عقل، روایت و نمایش 

تشخیص بیماری زوال عقل در یک فرد، زندگی او و اطرافیانش را زیرورو می‌کند. آدمی که عمری می‌شناخته‌ایم کم‌کم ناپدید می‌شود و کسی دیگر جای او را می‌گیرد؛ کسی که هم آشناست و هم غریبه. این مطلب بی‌کاغذ اطراف برشی‌ست از کتاب زوال عقل، روایت…

داستان در بازی, داستان در بازی های دیجیتالی, داستان در بازی‌های رومیزی

داستان بازی | دلیلی برای کشتن غول‌ها 

بازی‌های ویدئویی جذابیت‌های بصری انکارناپذیری دارند، اما داستان بازی چیزی‌ست که ساعت‌ها پای این بازی‌ها میخکوب‌مان می‌کند. داستانِ خوش‌ساخت باعث می‌شود حوصله‌مان از بازی سر نرود و سرسختانه تا آخرِ آخرش پیش برویم. بی‌کاغذ اطراف در این مطلب به کارکردهای داستان در بازی‌های ویدئویی پرداخته است.

روایت آدم‌ها و کتاب‌هایشان, زندگی‌نگاره‌ها

به روایت یک کرم کتاب ‏| مردن با کتاب‌ها 

کتاب خواندن پای ثابت همه‌ی مراحل زندگی آدم‌های کرم کتاب است. فرقی نمی‌کند در گیرودار چه اتفاقی‌اند، هر جور شده وقتی برای کتاب خواندن پیدا می‌کنند. اما مگر مرگ هم مرحله‌ای از زندگی نیست؟ برای یک کرم کتاب، مرگ هم با کتاب خواندن تنیده می‌شود. این مطلب بی‌کاغذ اطراف روایتی‌ست از یک کرم کتاب.

درباره‌ی روایت‌های داستانی, مدرسه‌ی روایت

مثل برخورد شهاب‌سنگ | مرز داستان بازاری و داستان ادبی 

برچسب‌هایی مثل داستان بازاری و داستان ادبی برای ما غریبه نیستند. اما چه چیزی این دو را از هم متمایز می‌کند؟ و آیا داستان بازاری لزوماً بی‌ارزش و کم‌مایه است؟ در این مطلب بی‌کاغذ اطراف، ریوکا گالچن درباره‌ی همین موضوع حرف می‌زند.

مصاحبه

گفت‌وگو با ربکا سولنیت، نویسنده‌ی کتاب «نقشه‌هایی برای گم شدن»‏ 

ربکا سولنیت کنشگر و نویسنده‌ی بیش از بیست کتاب درباره‌ی موضوعاتی از قبیل محیط زیست، سیاست و مسائل زنان است. او سال ۲۰۱۷ به دعوت گروه نویسندگی خلاق دانشگاه استنفورد دوره‌ی «خواندن برای ناداستان‌نویسان خلاق» را در این دانشگاه برگزار کرد و به همین مناسبت روزنامه‌ی استنفورددیلی مصاحبه‌ای با ربکا سولنیت ترتیب داد تا درباره‌ی شغل و دغدغه‌هایش و کنشگری از طریق نوشتن گفت‌وگو کند. این مطلب بی‌کاغذ اطراف ترجمه‌ای‌ست از مصاحبه‌ی نیواستیتس‌من و  استنفورد‌دیلی با او.

خودزندگی‌نامه, درباره‌ی روایت‌های غیرداستانی, زندگی‌نگاره, مصاحبه

نوشتن از تروما سپر نقد نیست | مصاحبه‌ی مونیکا لوینسکی با رکسان گی 

نوشتن از تروما کار دشواری‌ست. خیلی‌ها فکر می‌کنند شرط لازم و کافی برای نوشتن از دردها و زخم‌ها شجاعت است و بیرون ریختن احساسات. اما تألیف نوشته‌ی خوبی که از دل ترومای خود یا دیگران درآمده باشد ، به چیز بیشتری نیاز دارد: به آگاهی از حدومرزهای خودمان و به انتخاب‌های فنی نویسندگی. این‌هاست که نوشته را تأثیرگذار و باکیفیت می‌کنند. این مطلب بی‌کاغذ اطراف ترجمه‌ی قسمت‌هایی از مصاحبه‌ی مونیکا لوینسکی با رکسان گی درباره‌ی همین تجربه است؛ تجربه‌ی نوشتن از تروما.