پایان قصه‌های اپیدمی | روزی که آدم‌ها دوباره می‌خوانند

قصه‌های اپیدمی پرشمارند و متنوع. ادبیات بیماری‌های همه‌گیر گاهی نومیدانه به آینده نگاه می‌کند و گاهی امیدوارانه. اما آنچه در پایان این قصه‌ها مشترک است نقطه‌ی تصمیم‌گیری‌ست؛ آن‌جا که ما انسان‌ها، ما انسان‌های عصر همه‌گیری کرونا، باید انتخاب کنیم وقتی جامعه بالاخره از بیماری خلاص شد، چگونه می‌خواهیم از نو شروع کنیم و به چه راهی برویم. در این مطلب بی‌کاغذ اطراف که کیوان سررشته ترجمه‌اش کرده است، جیل لپور مروری دارد بر پایان مشهورترین قصه‌های اپیدمی و درس‌هایی که این پایان‌ها برای ما دارند.

خود‌مردم‌‌نگاری، تلفیقی از خودزندگی‌نامه‌نویسی و مردم‌‌نگاری

خود‌مردم‌‌نگاری (autoethnography) رویکردی پژوهشی و نوشتاری ا‌ست که تلاش دارد با توصیف و تحلیل نظام‌مندِ تجربه‌ی شخصی به درکی از تجربه‌ی فرهنگی برسد. این رویکرد روش‌های متعارف پژوهش و بازنمایی دیگران را به چالش می‌کشد و پژوهش را عملی سیاسی با آگاهی و انصاف اجتماعی تلقی می‌کند. پژوهشگر برای انجام و نوشتن خود‌مردم‌‌نگاری هم‌زمان از اصول خودزندگی‌نامه‌نویسی و مردم‌‌نگاری بهره می‌برد. بنابراین خود‌مردم‌‌نگاری به عنوان یک روش تحقیق هم فرایند است و هم محصول نهایی.

زنی که عاشقِ دیدن بود | نگاهی به سفرنگاره‌های الا مایار

الا مایار، سفرنگار و عکاس ماجراجوی سوئیس، زندگی پرقصه‌ای داشت و نوشته‌ها، عکس‌ها و فیلم‌هایی که از سفرهایش باقی مانده‌اند مخزن اطلاعاتی غنی و ارزشمند درباره‌ی زندگی روزمره‌ی مردمان روزگار گذشته‌اند. گذار مایار در جریان سفرهایش به ایران هم افتاد و، گرچه به خاطر شروع جنگ جهانی دوم مجبور شد سفرش را کوتاه کند، فیلم‌هایی در این سفر گرفت که حالا قدیمی‌ترین فیلم‌های رنگی باقی‌مانده از ایران آن روزگارند. این مطلب بی‌کاغذ اطراف مرور کوتاهی است بر زندگی مایار و سفرنگاره‌های نوشتاری و تصویریِ بی‌نظیرش.

روایت سفر یا روایت استعمار؟ | جستاری از تزوتان تودوروف

روایت سفر ژانری قدیمی است. آدم‌ها از دیرباز سفر می‌کرده‌اند و از دیرباز ماجراهای سفرشان را روی کاغذ می‌آورده‌اند. اما ‏روایت سفر فقط بازگوییِ رخدادهای سفر نیست و ويژگی‌های دیگری هم دارد؛ ویژگی‌هایی که باعث می‌شوند حتی پس از ‏گذشت قرن‌ها برای خوانندگان جذاب باشند. در این مطلب بی‌کاغذ اطراف، که ترجمه‌ی فصلی از کتاب پندهای تاریخ ‏است، تزوتان تودوروف ژانر روایت سفر را بررسی کرده و از نسبت این ژانر با تاریخ استعمار و با خواننده‌ی اروپایی امروزی ‏می‌گوید.‏

من هم نباشم، نامه آن‌جا هست

بیشتر ما حالا به شیوه‌های ارتباطی سریع و آنی عادت کرده‌ایم و نامه نوشتن برایمان غریبه است. اما نامه‌نگاری، مخصوصاً در روزگاری که همه‌گیری جهانی کرونا میان ما و خیلی از آدم‌های عزیزمان فاصله انداخته، می‌تواند دریچه‌ای به لذت‌هایی تازه و کم‌نظیر باشد. در این مطلب بی‌کاغذ اطراف، جکی پالزین از روابط پربار و صمیمانه‌ای می‌گوید که نامه‌نگاری‌های خوب برای آدم‌ها ایجاد می‌کنند، آن هم در زمانه‌ای که دیگر بیشتر تعامل‌ها لحظه‌ای و بدون فکر رخ می‌دهند.

سخنرانی کورت ونه‌گات درباره‌ی الگوی داستان‌های معروف

کورت ونه‌گات در کتاب خودزندگی‌نامه‌اش، یکشنبه‌ی نخل، از خودش می‌پرسد «چه دستاوردی برای فرهنگم داشته‌ام؟» خودش جواب می‌دهد پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد انسان‌شناسی‌اش در دانشگاه شیکاگو که البته مردود اعلام شد چون به قول خودش «خیلی ساده بود و به‌نظر بامزه و جالب می‌آمد!» و اتفاقاً همین سادگی و بازیگوشیِ گیرای ایده‌ی ونه‌گات رمز ماندگار شدنش شد. کل ایده‌ی ونه‌گات این است: قصه‌ها را می‌شود در قالب نمودارهایی بازنمایی کرد و جذابیت نمودارهای قصه‌های یک جامعه یا فرهنگ دست‌کمی از جذابیت شکل کوزه‌ها و سرنیزه‌های باستانی‌اش ندارد.

لالایت می‌کنم، خوابت نمیاد | نگاهی به ساختار روایت در لالایی‌های ایرانی

لالایی‌های ایرانی بخشی از فرهنگ شفاهی و فرهنگ عامه‌ی مردم این سرزمین‌اند. سال‌ها سینه‌به‌سینه نقل شده‌اند و از مادر به فرزند رسیده‌اند. نخستین سرایندگان این ترانه‌های عامیانه مشخص نیستند اما بی‌شک مادرانی بی‌نام و نشان در هر خانه و کوچه و پس‌کوچه لالایی‌ها را سروده‌اند، آب‌ورنگ‌شان داده‌اند و پرسوز و گدازشان کرده‌اند. در ایران پژوهش‌های علمی و دانشگاهی، مقاله‌های مطبوعاتی و کتاب‌های متنوع و فراوانی در باب لالایی‌ها منتشر شده‌اند. مطلب بی‌کاغذ اطراف مروری است بر یافته‌های یکی از این پژوهش‌های نسبتاً متأخر که دکتر یدالله جلالی پندری و صدیقه پاک‌ضمیر در آن به ساختار روایی لالایی‌های ایرانی پرداخته‌اند.

به روایت ادوارد سعید: جو ساکو، تصویرگر زندگی در فلسطین

مجموعه‌ی کمیک‌ فلسطینِ جو ساکو از معروف‌ترین کتاب‌های مصوری است که با موضوع فلسطین سروکار دارند. اثر ساکو درباره‌ی فلسطین،…

یادمان‌های فقدان | سویه‌های اخلاقی بهره‌گیری از تکنولوژی برای زنده نگه داشتن یاد رفتگان

انسان‌ها، چه در مقامِ فرد و چه در جایگاه عضوی از اجتماع، با تجربه‌ی اندوه‌ شخصی و جمعی غریبه نیستند؛ هر چه باشد، سوگ و اندوه جزئی از وضعیتِ انسانی ماست. اما ما چگونه آنچه را از دست داده‌ایم به یاد می‌آوریم، چگونه خاطره‌اش را زنده نگه می‌داریم و برای زنده نگه داشتن یا بهتر بگوییم برای شبیه‌سازیِ گذشته تا کجا پیش می‌رویم و ادبیات، هنر و تکنولوژی چه نقشی در زنده نگه داشتن یاد فقدان‌های فردی و جمعی ما دارند؟ در این مطلب بی‌کاغذ اطراف، ان مایکلز، رمان‌نویس و شاعر برجسته‌ی کانادایی، درباره‌ی پیامدهای اخلاقیِ میلِ ما به شبیه‌سازیِ گذشته می‌نویسد.