شدت پریشانی‌ات چند است؟ | جستاری درباره‌ی روایتِ درد

چه می‌شود اگر به هر قصه از جنبه‌ی تأثیر جسمی و عاطفی‌اش نگاه کنیم و به جای واژه‌ها اعداد را به کار ببریم؟ چه می‌شود اگر فرض کنیم عدد ده به معنی غیر قابل ‌تحمل است؟ آیا می‌شود به درد‌ نهفته در قصه‌ها فقط با یک عدد نمره داد؟ اگر قرار باشد به شدتِ درد،‌ رنج، نگرانی، اضطراب، ترس و اندوه قصه‌هایمان نمره بدهیم، چقدر می‌توانیم همدلی و همراهی آدم‌ها را برانگیزیم و دیگران را با خودمان همراه کنیم؟ این مطلب بی‌کاغذ برش کوتاهی است از کتاب «ورای خاطره» که نشر اطراف ترجمه‌ی آن را در دست انتشار دارد.

می‌تونی بیای سفر؟ | نگاهی به برترین سفرنامه‌‌های معاصر

شاید در شرایط فعلی و محدودیت‌های کرونایی نتوانیم زیاد سفر کنیم ولی سفرنامه‌های خواندنی همیشه ما را سریع و ارزان، گاهی با طنز و گاهی با جدیت‌‌، به این‌جا و آن‌جای جهان می‌برند. در این مطلب بی‌کاغذ اطراف، تعدادی از بهترین سفرنامه‌های نوشته‌شده در چند دهه‌ی اخیر را معرفی کرده‌ایم. 

نامرئی، مثل اشباح | جستاری درباره‌ی زاهدان و زمان‏

وقتی یک خارجی در چهارراهِ کهنه‌ی شهری مثل زاهدان می‌ایستد، چیزهایی می‌بیند که از پیش می‌خواسته ببیند؛ مثل فقر و نجابت و چهره‌های آفتاب‌سوخته. کلیشه‌ی منطقه‌ي محروم و مردمان نجیب نمی‌گذارد شهر واقعاً دیده شود. کسی که از جای دیگری آمده، احتمالاً همان‌جا گوشی‌اش را درمی‌آورد تا آنچه را می‌خواسته ببیند برای همیشه ثبت کند. اما شهر، هیچ‌کدام از آن تصاویرِ ثبت‌شده نیست. در این مطلب بی‌کاغذ اطراف، قاسم نجاری که خودش زاهدانی است شهر زاهدان را از دریچه‌ی چشم خودش روایت کرده و از اشباح گذشته و آینده گفته است.

شلیک به ارباب وحشتناکه | دیوید فاستر والاس از نوشتن، مرگ و رستگاری می‌گوید

دیوید فاستر والاس نویسنده‌ی ستایش‌شده‌ی آمریکایی بود که خودکشی‌اش در چهل‌وشش‌سالگی جهان ادبی را در بهت و اندوه فرو برد. در این مطلب از بی‌کاغذ اطراف، بخشی از اندیشه‌های او درباره‌ی مرگ و زندگی، نویسندگی و معنای زندگی را به یاد می‌آوریم.

کتاب‌ها و تأثیرشان – بخش اول | ردپای کتاب در زندگی‌ مشاهیر ایران

کلمه‌ها جادو می‌آفرینند. در سطر سطر کتاب تصاويری می‌سازند زنده و دریچه‌ای می‌شوند به دنیاهایی متعدد و متنوع. و گاه این دریچه‌های نو خواننده را بر آن می‌دارد که سرنوشت و زندگی خود را تغییر دهد. گروه مطالعاتی منش زیر مجموعه‌ی نشر اطراف است که نقاط عطف زندگی مشاهیر ایران را در قاب خودزندگی‌نامه‌های ایرانی بررسی کرده است. این ‌بار بی‌کاغذ اطراف به سراغ بخشی از این پروژه رفته که در آن مشاهیر از کتاب‌های تأثیرگذار در زندگی‌شان گفته‌اند. در ادامه بخش اول این مطلب را می‌خوانید.

روایت‌درمانی

روایت‌درمانی | بازآفرینی خط سیر داستانی هویتِ من

خط سیر داستانی زندگی ما محصول کنار هم گذاشتن تجربه‌های تلخ و شیرین‌مان است. گرچه ما خیلی از رخدادها و تجربه‌های زندگی‌مان را خودمان انتخاب نمی‌کنیم، این‌که چطور آن‌ها را کنار هم بچینیم و به قصه‌ای برسیم محصول انتخاب خود ماست. در نتیجه، راه‌حل بسیاری از مسائل زندگی را می‌شود در تغییرِ روایتِ خودزندگی‌نامه‌ای یافت. دیوید دنبورو در کتاب روایت‌درمانی به همین موضوع می‌پردازد.

روایت و هنر | چگونه نقاشی‌ها در ذهن ما روایت می‌آفرینند؟

روایت و قصه چنان در ساختارها و سازوکارهای ذهنی ما ریشه دوانده که عملاً فکر کردن بدون روایت ممکن نیست؛ گویی چیزی که به قالب روایت در نیاید در فهم انسان هم نمی‌گنجد. این موضوع در دنیای هنر هم نمایان است. ما آثار هنری را در پرتوی روایت می‌بینیم و ارزیابی می‌کنیم و آنچه آثار هنری را برایمان جذاب می‌کند نقش آن‌ها در فرو نشاندن عطش روایی ماست. این مطلب بی‌کاغذ اطراف برش کوتاهی‌ است از کتاب سواد روایت و ارتباط روایت و هنر را بررسی می‌کند.

کاتاستروفا | جستاری از الکساندر همن

اگر فاجعه، آن‌طور که نظریه‌ی تراژدی می‌گوید، رخداد دراماتیکی است که مسیر پی‌رنگ به ‌سوی تصویر و نتیجه‌ی نهایی را آغاز می‌کند، نبودِ فاجعه یعنی ممکن است که پی‌رنگ تراژیک هیچ‌گاه حل نشود و پایان نگیرد. به بیان دیگر، وقتی زندگی را روایت می‌کنیم، چیزی که از قصه‌مان روایتی جاندار و معنادار می‌سازد، فاجعه‌هایی است که بازگو می‌کنیم. اگر بخت آن‌قدر یارمان باشد که از پیچش فاجعه‌بار پی‌رنگ قصه‌مان جان سالم به در ببریم، می‌توانیم داستانش را تعریف کنیم؛ باید داستانش را تعریف کنیم. الکساندر همن در جستار کاتاستروفا درباره‌ی همین موضوع حرف می‌زند، درباره‌ی ضرورت روایت فاجعه برای فهم قصه‌ی خود و دیگران.

فراز و فرود روایت در زبان فارسی

روایت در زبان فارسی تاریخچه‌ای طولانی دارد و از روزگار باستان تا امروز راه درازی پیموده است. قاسم هاشمی‌نژاد با همان قلم گیرا و جذاب همیشگی‌اش در این مطلب از چشم‌اندازی تاریخی به روایت در زبان فارسی می‌نگرد و شرح می‌دهد که تحول سلیقه ــ‌آن هم نه فقط در زبان‌ــ به رواج صنایع لفظی و شکوه‌وارگی انجامید و میان نویسنده و خواننده فاصله انداخت.