علیت چه نقشی در روایت دارد؟
نیما م. اشرفی۱۱ مرداد ۱۴۰۱
ما انسانها طوری آفریده شدهایم که همواره به دنبال علت هستیم. خطیبودن ناگزیر قصه باعث میشود روایت مبدل به ابزار قدرتمندی برای برآوردن این نیاز شود. با این حال، در بحث دربارهی ارتباط علیت و روایت، باید در نظر گرفت که فقط برخی روایتپژوهان وجود زنجیرهی علّی آشکار را از شاخصههای روایت میدانند. برخی دیگر از روایتپژوهان دید عامتری دارند و روایت را فقط «بازنمایی رخدادها» میدانند، چه این رخدادها با زنجیرهی علّی آشکاری به هم متصل شده باشند و چه نشده باشند.
گوشهی خرم | روایتی از کتاب زانتشنگان
حامد شکیبانیا۸ مرداد ۱۴۰۱
حالا که چهل سالی از آن لحظهها میگذرد، خوب میدانم بسیاری از خاطرات کودکی نتیجهی قصهپردازی و تصویرسازی ذهناند و واقعی نیستند اما آن لحظهی عجیب تمام این سالها یادم مانده است. به پهنای صورت اشک میریخت و روضه میخواند و آخرین جملهی روضهاش این بود: «حسین شعلهای است که خاموش نمیشود.» انگار همهی کلماتش برایم تازگی داشتند. انگار این جملهی تکراری را برای اولین بار میشنیدم. همانجا چیزی در سینهام گیر کرد که بعد از این همه سال وقتی فشار جهان زیاد میشود و تنگی زمانه از حد میگذرد، برمیگردد و مرا میبرد به آن روز.
روایت و حقوق | ابرپیرنگها چه نقشی در دادگاه محاکمه ایفا میکنند؟
رویا پورآذر۵ مرداد ۱۴۰۱
بخش بزرگی از قدرت اَبَرپیرنگها متکی بر تأثیر اخلاقی آنهاست. اَبَرپیرنگها تصویری از دنیا ارائه میدهند که در آن خیر و شر کاملاً قابل شناسایی است و میتوان تقصیرها را بر گردن یکی از طرفین انداخت. در جریان محاکمهها، دو طرف به شیوههای مختلف از اَبَرپیرنگها استفاده میکنند تا نسخههای روایی خود را از ماجرا شکل بدهند. هر قدر این اَبَرپیرنگها تأثیر بیشتری بر جهانبینی ما داشته باشند، به همان اندازه ارزیابی بیطرفانه برایمان دشوار میشود.
منتقد از نگاه شاعر | بریدهجستاری از مارینا تسوتایوا
الهام شوشتریزاده۲۷ تیر ۱۴۰۱
مارینا تسوِتایوا در کنار آنا آخماتووا، اُسیپ مندلشتام و بوریس پاسترناک، یکی از چهار شاعر بزرگ روس قرن بیستم بود. از شعر که بگذریم، تسوِتایوا نثر درخشانی هم داشت. به قول جوزف برودسکی، شاعر و جستارنویس روسآمریکایی، «ادراک زبانیِ بسیار قویِ» تسوتایوا از او نویسندهای کمنظیر ساخته بود؛ نویسندهای که ماهیت خلاقیت شاعرانه و مفهوم «شاعر» و، به طور کلیتر، «هنرمند» بودن مهمترین دغدغههای فکریاش بودند. به تعبیر درخشانِ خود تسوِتایوا، «هنر یعنی مجموعهای از پاسخها به پرسشهای ناموجود». او در جستارهایش درست سراغ همین پرسشهای ناموجود میرود و با طرح آنها، میکوشد بعضی از دیرپاترین اسرار شعر و هنر را کشف کند. آنچه در این مطلب بیکاغذ اطراف میخوانید ترجمهی برشی است از یکی از مهمترین و معروفترین جستارهای او با عنوان «منتقد از نگاه شاعر» که همراه با شش جستار دیگر از تسوتایوا در کتاب آخرین اغواگری زمین منتشر شده است.
قصهای در قاب عکس | جستاری دربارهی روایت و عکاسی
امیرمحمد شیرازیان۲۳ تیر ۱۴۰۱
ما معمولاً تصور میکنیم که روایت با بازنماییِ رخدادهایی رابطهای زنجیروار و علّی دارند، پدید میآید. در نتیجه، ممکن است جنبهی روایی تکعکسها را که کارکردشان ثبت لحظهای قطعی و آنی است، نادیده بگیریم و مؤلفههای روایی را صرفاً در مجموعهعکسها جستوجو کنیم. در این جستار، دبلیو. اسکات اولسِن از نقش مخاطب در کشف روایتِ تکعکسها میگوید و به یادمان میآورد که تکعکسها هم روایتی در خود دارند.
ادبیات زیارت | بلاگ | دربارهی روایتهای غیرداستانی | روایت آدمها و سفرهایشان | سفرنامه | مدرسهی روایت
زیارت: گسست، گذار و پیوند دوباره
زندهیاد بتول فیروزان۱۶ تیر ۱۴۰۱
سفرنامههای حج از زیرشاخههای مهم ادبیات سفرند و فصل مشترک ادبیات سفر و ادبیات زیارت محسوب میشوند. آغاز سفر و خروج از خانه آغاز مواجهه با دیگری و تمایزهایش است، و ادبیات سفر و ادبیات زیارت را میتوان بهنوعی ثبت این مواجهه دانست؛ مواجههای مکانمند و زمانمند. آنچه در این مطلب بیکاغذ اطراف میخوانید برشی است از مقدمهی کتاب مکاتبات جدهی نشر اطراف که بخش مهمی از آن به سفرنامههای حج اختصاص دارد و بهزودی منتشر خواهد شد.
به احترام حاشیههای برابر متن | یادداشتی بر کتاب کوچک و سخت
مرضیه رافع۱۴ تیر ۱۴۰۱
با اینکه کتاب کوچک و سخت مجموعهای از متنهای نسبتاً کوتاه پراکنده به نظر میرسد، ترتیب و انسجام مضمونی و ساختاری بخشهای مختلف کتاب و حلقههای اتصال میان متنها کاملاً سنجیده و تحسینبرانگیز است. البته به نظرم این کتاب، حتی اگر چفتوبست درستی هم نداشت، باز همینقدر جذاب و خواندنی بود چرا که کوچک و سخت از معدود کتابهایی است که هر بخش آن بهتنهایی خواندنی است. میتوان بارها لای کتاب را باز کرد، کلمهها را مزهمزه کرد و از طنز پنهان در آن سرخوش شد.
ثمین و معنای زندگی | روایتی از تابآوری زنانه
زهرا صنعتگران۱۱ تیر ۱۴۰۱
یک سال بعد از زلزلهی سال ۹۶ کرمانشاه برای تفحص چیزی شبیه تاریخ شفاهی تروما به مناطق آسیبدیدهی ثلاث باباجانی و سرپل ذهاب رفتم. قرار بود با همراهی گروهی جامعهشناس در پی روایتهای مردم بومی دربارهی بحران باشیم و کانکس به کانکس لحاف چهلتکهی تاریخشان را وصلهپینه کنیم. پیش از سفر دوست داشتم روایت من، شبیه عصای موسی، باقی روایتها را به ریسمانهایی پارهپاره تبدیل کند. آوارهای زلزله را به دنبال معنایی تازه زیرورو میکردم اما حس میکردم نابلدم. سرخورده شده بودم. با اینکه هر روایتِ تازه مانند پسلرزهای بود که از نو آواری بر سرم میریخت، میدانستم آنچه در حال ثبت و ضبطش هستم، بیش از آنکه تاریخ شفاهی باشد، تاریخ سینمایی و سیاسی ویرانی است.
دربارهی ادبیات کودک و نوجوان | بلاگ | روایت آدمها و حرفهشان | روایت آدمها و قصههایشان | زندگینگارهها
دایی امینالله و جان لیبادی | در باب قصهگویی برای کودکان
مریم کوچکی۶ تیر ۱۴۰۱
هر روز کتابهای زیادی برای مخاطب نوجوان وارد بازار نشر و کتابفروشیها و کتابخانهها میشوند. چه به صورت چاپی و چه به صورت الکترونیکی و صوتی. علاوه بر کتابهای ترجمهشدهی تکی یا سریدوزیشدهای مثل راموناها و سوفیها و جونی بیجونزها، مؤلفان داخلی هم بیکار ننشستهاند. اما نه هر قصهای برای کودکان و خردسالان مناسب است و نه قصهگویی برای آنها کار هر کسی است. مریم کوچکی که سالها است در کانون پرورش فکری و هنری با موضوع قصهگویی برای کودکان سروکار دارد، در این مطلب بیکاغذ اطراف از ظرافتهای قصهگویی برای کودکان میگوید.
روایت و معماری | از سازه تا قصه
صبا مدنی۲ تیر ۱۴۰۱
وقتی از بهکارگیری روایت در معماری حرف میزنیم، میخواهیم بدانیم چگونه روایت در مکان، بر خلاف ادبیات یا سینما، ریشه در شیوهای دارد که هر کدام از ما برای درنوردیدن و پیمایش جهان اطرافمان میآموزیم. در چهارچوب این هندسهی مکانمند شخصی، میخواهیم بررسی کنیم که چگونه برساختهای روایی میتوانند با رسانهی مکان مرتبط شوند. پاسخ این پرسش چهارچوبی برای بهرهبرداری معماری از روایت فراهم میکند؛ روایت همچون وسیلهی معنابخشی به معماری بر اساس تجربه.












