فکرهای بلندبلند قبل از مصاحبه | به روایت ایتالو کالوینو
نیما م. اشرفی۹ اسفند ۱۴۰۰
ایتالو کالوینو نویسندهی بزرگی است، از آن نویسندههایی که خیال میکنیم صبح بیدار میشدهاند و یکراست مینشستهاند پشت میز کار و شاهکار خلق میکردهاند. هر چه باشد، نویسندههای بزرگ کارشان را خوب بلدند. اما به نظر میرسد نوشتن برای هیچکس مثل آب خوردن نیست. نویسندههای بزرگ هم مثل خیلی از ما تصمیم میگیرند صبح اول وقت بنشینند و ده دوازده ساعت یکبند بنویسند و شب که شد راضی و خشنود بروند دنبال زندگیشان، اما در زندگی واقعی خیلی کم پیش میآید که نویسندهای چنین روزی داشته باشد. این مطلب بیکاغذ اطراف روایتی است از ایتالو کالوینو دربارهی همین کلنجار رفتن با روزها برای نوشتن.
سازمان روایی | قصه در نقش هستهی فرایندهای سازمانی
حمیدرضا هادیان۷ اسفند ۱۴۰۰
دربارهی اهمیت قصهگویی در سازمانها بسیار گفتهاند و نوشتهاند. اما برای بهرهگیریِ مؤثر از قصهها باید هم شیوهی درست شنیدنشان را بیاموزیم و هم درک کنیم که ساختارهای روایی در کانون فرایندهای سازمانی جای گرفتهاند. چنین رویکردی سازمان را واقعاً به سازمان روایی تبدیل میکند و افقهای تازهای پیش چشم سازمان میگذارد. این مطلب بیکاغذ اطراف، که تفاوت سازمان روایی با سازمانهای دیگر را شرح میدهد، گزیدهای است از مقدمهی کتابی با عنوان سازمان روایی که نشر اطراف ترجمه و انتشارش را در برنامهی کاری خود دارد.
کتاب بالینی | ستایش چیزهای کوچک روزمره در ادبیات کهن ژاپن
رویا پورآذر۳ اسفند ۱۴۰۰
اگر شما هم کتاب کوچک و سخت را خوانده باشید، احتمالاً با دیدن اشارههای مکررِ ریوکا گالچن به کتاب بالینی مشتاق شدهاید سراغ این کتاب بروید و ببینید این کتاب دقیقاً چه دارد. کمی که جستوجو کنید، متوجه میشوید غیر از گالچن، خیلی از آدمهای ادبیاتدوست دیگر هم این کتاب را ستودهاند؛ کتابی که هزار سال پیش نوشته شده اما بفهمینفهمی از زمانهی خودش جلوتر بوده. از این گذشته، سی شوناگن، نویسندهی کتاب که از ملازمان رکاب ملکه ساداکو بوده، در کتابش حرفهایی زده که خواندنشان بعد از هزار سال هنوز مفتونمان میکند و دنیای پیرامون را از یادمان میبرد. کتاب بالینی تصویرهای گیرایی از زندگی روزمره و جزئیات پیشپاافتاده و ظاهراً بیاهمیتِ دنیایی بیگانه و دور پیش چشممان میگذارد؛ دنیایی که، راستش را بخواهید، انگار آنقدرها هم که خیال میکنیم بیگانه نیست. شاید موقع خواندن کتاب با بعضی از حرفهای شوناگن موافق نباشیم یا به مذاقمان خوش نیایند، اما همین حرفها دریچهای به زندگی آدمهای هزار سال پیش میگشایند.
ما چگونه ما شدیم، به روایت کارنامه خورش | وقتی میرزاقاسمی «ما» را نجات میدهد
بهاره جلالی۳۰ بهمن ۱۴۰۰
کارنامه خورش تلفیقی از خاطرهـخودزندگینامهنویسی، نوعی از داستان اولشخص، درآمدی بر آداب غذاخوری ایرانی و کتاب آشپزی است. البته که تمرکز اصلی اثر روی گونههای مختلف آش، پلو، بریان، خورش، بورانی و غیره و بعضاً نحوهی صحیح غذا خوردن است و با جزئیات، حتی انواع متفاوت چاشنی یک غذا یا اقسام متفاوت پخت آن در مناطق مختلف ایران ذکر میشود، اما کتاب در خلق ژانر، سنتشکنی کرده و به نوعی قصهگویی روی آورده است. در این مطلب بیکاغذ اطراف، بهاره جلالی به بهانهی مرور کتاب کارنامه خورش، از جایگاه فرهنگ غذایی در هویتآفرینی میگوید.
قصه در آموزش | سی نکته برای قصهگویی بهتر در کلاس درس
حسین رحمانی۲۴ بهمن ۱۴۰۰
قصه و قصهگویی از گذشتههای دور یکی از ابزارهای مهم آموزش و یادگیری بوده و معلمان همیشه از قدرت قصه و داستان بهره گرفتهاند. همهی ما میدانیم که قصه بهتر از دادهها و اعداد و ارقام خام در خاطرمان میماند و در زندگی روزمره مدام از قدرت باورنکردنی قصه کمک میگیریم. این مطلب بیکاغذ اطراف سراغ ترفندهایی رفته که بهکارگیری قصه در کلاس درس را برای معلمان آسانتر میکنند.
پژوهشهای حوزهی روایت | آخرین اتفاقات حوزهی روایت | بلاگ | پربازدیدترینهای بیکاغذ | داستان در سیاست | روایت و حوزههای دیگر
کاساندرا درست میگفت | تلاش برای پیشبینی آینده به کمک ادبیات
آیدا حقنژاد۲۲ بهمن ۱۴۰۰
این ایده که رماننویسان در دنیای امروز نقشی شبیه نقش کاساندرا در اسطورههای یونان باستان دارند، ایدهی جالبی به نظر میرسد؛ کسانی که مثل کاساندرا «همیشه حقیقت را میگویند ولی هرگز حقیقتاً درک نمیشوند». انبوهی از فهرستهای اینترنتی در ستایش کتابهایی که رویدادهای بزرگ را پیشبینی کردهاند، وجود دارد. ولی بیشتر این پیشبینیها در واقع تجلیِ حس ششم اتفاقی نویسندگان ژانر علمیتخیلیاند که در آثارشان ابزارهای تکنولوژیک آینده را توصیف کردهاند. با این حال، شاید روزی برسد که واقعاً بتوانیم از ادبیات برای پیشبینی رویدادهای آینده کمک بگیریم.
قصهای که انتخاب میکنیم | آشنایی با روایتدرمانی
نرگس عزیزی۱۸ بهمن ۱۴۰۰
میان رویکردهای مختلف رواندرمانی، روایتدرمانی کمتر شناخته شده است. این روش درمانی که کمتر از چهل سال قبل در نیوزیلند متولد شده، این روزها آرامآرام جایی میان سایر رویکردهای درمانی پیدا میکند. در این مطلب بیکاغذ اطراف، سراغ معرفی کوتاهی از این روش رواندرمانی رفتهایم. البته که این معرفیِ کوتاه حقِ مطلب را ادا نمیکند اما میتواند وسوسهتان کند تا دربارهی این روش جذاب و کمتر شناختهشده بیشتر بدانید. در کتاب قصهای که انتخاب میکنیم میتوانید با مثالها و کاربردهای عملی روایتدرمانی آشناتر شوید.
وقتی کلمه ماندگار میشود
زهره ترابی۹ بهمن ۱۴۰۰
«چه عبارتهایی در ذهن آدمهای مؤثر ماندهاند؟» با تأکید بر فعل «ماندن» در جملهی قبل، همین که حرفی بتواند از بین انبوه حرفهای روزانه خودش را نجات بدهد و سالها گرم و زنده باقی بماند، یعنی اتفاقی درون شخص افتاده. نویسندهی این مطلب بیکاغذ اطراف، هنگام خواندن خودزندگینامههای مختلف مشاهیر ایرانی، دنبال یافتن پاسخ این پرسش بوده است.
بازخوانی بارت و نابوکوف | خانهی رمان از آن کیست، نویسنده یا خواننده؟
سردبیر۸ بهمن ۱۴۰۰
دربارهی تجربهی خواندن و رابطهی میان نویسنده، خواننده و متن بسیار گفتهاند. یک سر طیف، کسانی مثل رولان بارت هستند که از «مرگ مؤلف» حرف میزنند و سر دیگرش، کسانی مثل نابوکوف که میگویند در مثلث نویسنده و خواننده و متن همیشه نویسنده حرف آخر را میزند و نوع رابطه را تعیین میکند. زیدی اسمیت در این جستار تلاش میکند نقطهی تعادل و توازنی در این میانه بیابد؛ جایی که بشود بارت و نابوکوف را با هم آشتی داد…
جهانی که از حرکت نمیایستد | روایت یک معلم سیزدهروزه
زهرا صنعتگران۵ بهمن ۱۴۰۰
«برای من، معلم بودن شبیه داشتن جعبهابزاری ضروری در انتهای انباری قدیمی بود. نمیدانستم دقیقاً کجای زندگی به کارم میآید. فقط خیلی روزها آچار فرانسهای میشد تا سایر مهارتهای تکهوپارهام را چفت کنم، مثل آن روزهای سال ۹۹ که شیر حوصلهی بیشتر معلمان و شاگردها چکه میکرد.» این مطلب بیکاغذ اطراف روایتی است از تجربهی ارتباط یک معلم بیحوصله با شاگردانش در روزهای قرنطینه؛ تجربهای کوتاه که او را متصل میکند به درکی دیگر از شغلی که هنوز برایش ملموس نیست.












