جستار شخصی جستار روایی آموزش جستارنویسی

اصول نوشتن جستار شخصی (۳): هنر توضیح شهود

ادر لارا در سومین و آخرین بخش «اصول نوشتن جستار شخصی» می‌گوید که شهود در جستار کوتاه چه نقشی دارد و چگونه باید آن را به شکلی توضیح داد که فهمی نو به خواننده عرضه کند. او همچنین راهکاری عملی به ما می‌دهد تا بر دشواری‌های شخصی‌نویسی در قالب جستار کوتاه غلبه کنیم. این مطلب برشی است از فصل سوم کتاب رها و ناهشیار می‌نویسم.

خرده‌جنایت‌های پدرومادری | برشی از کتاب پروژه‌ی پدری

وقتی در جایگاه پدر یا مادر می‌نشینی، گاهی باید نقش دادستان و قاضی و ــ‌با اغماض‌ــ جلاد را یکجا بازی کنی. آن هم وقتی که خودت هنوز نمی‌دانی در این دنیا چه نقشی داری و قرار است چه کنی. پس دست‌به‌دامن مشاورها و کارشناس‌ها و کتاب‌هایی می‌شوی که وعده می‌دهند اگر به نسخه‌هایی که می‌پیچند پایبند باشی، فرزندت بی‌بروبرگرد عضو سازنده و مولد جامعه‌ی آینده می‌شود. و البته که خیلی وقت‌ها آن‌قدرها هم درست نمی‌گویند. این مطلب بی‌کاغذ اطراف برشی است از یکی از روایت‌های کتاب پروژه‌ی پدری که مهدی حمیدی‌پارسا در آن از تجربه‌ی پناه بردن به چنین نسخه‌هایی می‌گوید.
جستار شخصی جستار روایی آموزش جستارنویسی

اصول نوشتن جستار شخصی (۲): عناصر و ساختار جستار

در این مطلب بی‌کاغذ اطراف که دومین بخش «اصول نوشتن جستار شخصی» است، اَدر لارا سراغ عناصر اصلی جستار می‌رود. خواهیم دید که چگونه باید این عناصر را کنار هم گذاشت و به هم پیوند زد تا استخوان‌بندیِ کلی جستار شکل بگیرد و چیزی که می‌شد فقط حکایتی شخصی باشد به جستار تبدیل شود. این مطلب برشی است از فصل سوم کتاب رها و ناهشیار می‌نویسم.

خیال و بهارخواب | جستاری از کتاب خانه‌خوانی

علی طباطبایی۲۶ دی ۱۴۰۰
خیلی از ساکنان خانه‌های آجربهمنی و سیمانی ساخته‌شده در دهه‌های سی و چهل تهران می‌گویند زندگی در این خانه‌ها تجربه‌ی خوبی بوده است؛ خانه‌هایی که حالا بیشترشان تخریب شده‌اند اما خاطره‌شان همچنان پررنگ است. علی طباطبایی در جستارهای کتاب خانه‌خوانی در پی پاسخ به این سؤال است که چنین خاطره‌ی پررنگی از کجا آمده ‌است؟ آیا فقط نوستالژی حوض و گلدان شمعدانی‌ است که این گذشته‌ی از دست‌رفته را زیبا می‌کند یا معماری خانه و ویژگی‌های ساختمانی آن هم در این تجربه نقش داشته ‌است؟ جستار «خیال و بهارخواب» سراغ سهم ساکنان این خانه‌ها از آسمان شهر رفته است.

قصه‌گویی در معماری | ارائه‌ی طرح‌های معمارانه در قالب قصه

مهدی محمدی۲۵ دی ۱۴۰۰
چرا بناها شکل مشخصی دارند؟ چرا بنایی را در نقطه‌ای خاص از بستر قرار داده‌اید؟ شما باید بتوانید قصه‌گویی در معماری را بیازمایید و قصه‌ی طرحی خود را شرح دهید تا طرح شما برای مخاطب‌تان قابل درک باشد؛ چه معماری باشید که می‌خواهد در یک مسابقه یا مباحثه با کافرما پیروز شود و چه سازنده‌ای که می‌خواهد بنای خود را بفروشد. در این مطلب بی‌کاغذ اطراف، پنج ابزاری را که برای روایت قصه‌ی معمارانه‌ی خود به کارتان خواهد آمد به شما معرفی می‌کنیم.
جستار شخصی جستار روایی آموزش جستارنویسی

اصول نوشتن جستار شخصی (۱): بازگویی لحظه‌ی «تغییر»

نوشتن جستار شخصی یا جستار روایی شاید آن‌قدرها که به نظر می‌رسد آسان نباشد، مخصوصاً این‌که هر لحظه و هر تجربه‌ای، هر قدر بامزه یا جالب یا متفاوت، لزوماً جستار یا قصه‌ای خودبسنده نمی‌آفریند. اَدر لارا در بخش اول «اصول نوشتن جستار شخصی» شرح می‌دهد که چگونه می‌شود لحظه‌های معنادار و مهمِ تغییر را از دل رخدادهای روزمره بیرون کشید و در قابِ جستار شخصی پیش روی خواننده گذاشت. این مطلب برشی است از فصل سوم کتاب رها و ناهشیار می‌نویسم.

بادخورک‌ها هرگز بر زمین فرود نیامده‌اند | جستاری از هلن مک‌دانلد

سجاد کبگانی۱۵ دی ۱۴۰۰
بادخورک‌ها پرندگانی جادویی‌اند، شبیه همه‌ی چیزهایی که ذهن زمینی ما به درک‌شان قد نمی‌دهد. زمانی آن‌ها را «پرنده‌ی شیطان» می‌نامیدند، شاید به این دلیل که دسته‌های جیغ‌کشِ بادخورک‌های سیاه، که همچون صلیب بر فراز کلیساها می‌چرخیدند، طوری به چشم می‌آمدند که گویی نه از جهانِ روشنایی، که از دل تاریکی سر برآورده‌اند. اما در چشم من، آن‌ها مخلوقات سپهر برین‌اند، ذات‌شان در فهم نمی‌گنجد و به همین سبب، بیشتر به فرشتگان می‌مانند. برخلاف تمام پرنده‌هایی که از کودکی می‌شناخته‌ام، بادخورک‌ها هرگز بر زمین فرود نیامده‌اند.

دروغ‌های مصلحتی | ناداستانکی از ارین مورفی

نیما م. اشرفی۱۵ دی ۱۴۰۰
ناداستانکی از ارین مورفی: به ما یاد داده بودند صفت «متفاوت» صورت تفضیلی و عالی ندارد. معلم‌مان می‌گفت چیزها یا با هم متفاوت‌اند یا همسان‌اند. «بی‌نقص» هم همین‌طور؛ ‌یک چیز یا بی‌نقص بود یا نبود. ولی حتماً آرپی حس می‌کرد کانی از او «متفاوت‌تر» است.

روایت‌پژوهی بینارشته‌ای | پلی میان اندیشه‌ها و نظریه‌ها

بهاره جلالی۱۲ دی ۱۴۰۰
بسیاری از پژوهشگران رشته‌های مختلف به فرایندها، نتایج و کارکردهای قصه‌گویی علاقه‌مندند و اغلب نظریه‌پردازان روایتْ این موضوع را حرکتی به سوی بینارشته‌ای شدن تعبیر و از آن استقبال می‌کنند. اما چنانچه بینارشتگی را تبادل متقابلاً غنابخشِ یافته‌ها و ایده‌ها، براساس علایق و مفاهیم تحقیقاتی مشترک، تعریف کنیم، کمتر نشانه‌ای از گذر از مرزهای بینارشته‌ای می‌بینیم، چه برسد به محو کردن آن‌ها. کتاب Narratology in the Age of Cross-Disciplinary Narrative Research که نشر اطراف ترجمه‌ی آن را در دستور کار دارد، مجموعه‌ای از پانزده مقاله است که هر یک از منظری خاص به موضوع روایت و کاربردهایش در حوزه‌ها و رشته‌های مختلف پرداخته‌اند. آنچه در این مطلب بی‌کاغذ اطراف می‌خوانید، برشی است از مقدمه‌ی همین کتاب.   

جنازه‌ی کتاب | روزنوشت‌های یک معلم کتاب‌دوست

جواد ماهر۱ دی ۱۴۰۰
«فرهاد سه‌سال‌و‌نیمه‌مان، کارش با کتابش که تمام می‌شود، آن را قیچی می‌کند. البته هر کتاب، تا برسد به قیچی شدن، خیلی راه دارد. آن‌قدر برای فرهاد کتاب را می‌خوانیم که حفظش می‌شود. فرهاد آن‌قدر کتاب را ورق می‌زند که زهوارش درمی‌رود. آخر سر، وقتی کتاب رو به ویرانی می‌نهد، فرهاد با قیچی می‌نشیند بالای سرش. با دقت کتاب را ورق می‌زند و قیچی را می‌گذارد بیخ گلوی یک صفحه‌ی کتاب.» این مطلب بی‌کاغذ اطراف روایتی است از روزمرگی‌های یک معلم کتاب‌دوست.