آیا جستار هنوز غافلگیرمان می‌کند؟

با وجود همه‌ی مزایا و آزادی عملِ پربرکتی که جستار به نویسندگان بزرگی مثل وولف و مونتنی داد، جستارِ زمانه‌ی ما رام و خانگی شده و اغلب به نظر می‌رسد جذابیتش را از دست داده است. جستار سه‌بخشی و پنج‌بخشی که در بعضی از نظام‌های آموزشی به دانش‌آموزان و دانشجویان آموزش داده می‌شود، در واقع مقوله‌‌ای ناکارآمد و فرمول‌محور است که شاید تمرینی برای بالا بردن مهارت‌های نویسندگی باشد اما هیچ چیز زیبا و حیرت‌انگیزی در آن‌ نیست. یا هست؟ 

شما که پروست نیستید | توصیه‌های اومبرتو اکو به نویسندگانِ تازه‌کار ‏

اومبرتو اکو در سال 1977 برای دانشجویانش کتابی کم‌‌حجم منتشر کرد به اسم چگونه پایان‌‌نامه بنویسیم. اگرچه هدف این کتاب کمک به دانشجویان ارشد ادبیات بود اما به عنوان مجموعه‌ای جالب، دلنشین و بسیار قوی از توصیه‌هایی برای همه‌‌ی نویسندگان، ماندگار شده است. هرچند اکو در این کتاب با کل روند نویسندگی، از انتخاب موضوع تا برنامه‌ریزی و اجرای پژوهش و بازبینی، سر‌‌و‌‌کار دارد، در بخشی بسیار تأثیرگذار، صریح‌ترین توصیه‌ها را درباره‌‌ی خودِ نوشتن ارائه می‌‌دهد که در این مطلب بی‌کاغذ اطراف سراغ همین توصیه‌ها رفته‌ایم.

من دنبال مادر هاچ، زنبور عسل، می‌گردم | روایت یک غرفه‌دار از مردم در نمایشگاه کتاب تهران

در روزگاری که هنوز سروکله‌ی کرونا در دنیا پیدا نشده بود، نمایشگاه‌های واقعی رونق داشتند. اگر روزگاری می‌شنیدیم چند سال بعد همایش‌ها و نمایشگاه‌ها مجازی برگزار خواهند شد، روی سرمان شاخ قشنگی سبز می‌شد. اما تا همین دو سال پیش نمایشگاه کتاب تهران دلخوشیِ اردیبهشتی مردم بود. آدم‌های فراوانی به نمایشگاه سر می‌زدند، از کتابخوان‌ها تا بروشور جمع‌کن‌ها. از دزدان کتاب تا مادربزرگی که می‌خواست کتابی را که برای نوه‌اش خریده بود، پس بدهد. از بازدیدهای پرسروصدای مدارس و پدران و مادران دغدغه‌مند و گاه بی‌توجه تا دختر نوجوان گم‌شده. این مطلب بی‌کاغذ اطراف روایت یک غرفه‌دار است از مردمِ نمایشگاه کتاب.

زبان مادری | جستاری در باب این‌که قصه‌ها را چه کسی باید بگوید

همه‌ی داستان‌هایی که در کودکی می‌خواندم پایان خوشی داشتند. در صفحه‌های آخر بعضی‌هایشان، خورشید زردرنگ بزرگی در حال غروب بود که نشانی از کورسوی امید داشت. کتاب‌هایی که در نوجوانی می‌خواندم با متن‌های زنده و واقعی نویسنده از تجربه‌های شخصی‌اش، مدام به یادم می‌آوردند که وقتی قصه‌مان را برای دیگران تعریف ‌کنیم، دیگران از آن قصه التیام می‌یابند، پس یعنی داستان‌ها جهان را انسانی‌تر می‌کنند و ما با آن‌ها فهم بهتری از جهان پیدا می‌کنیم. از نظر مادرم، قصه‌های شخصی ما فاقد جنبه‌ی انسانی بودند و چیزی جز شرم در خود نداشتند. بنابراین او هم مانند مادرش، برای پنهان کردن آن شرم، از گفتن داستان‌ها بازم می‌داشت. اما به‌راستی چه مدت باید در زندگی دیگران حضور داشته باشیم تا بتوانیم بخشی از خاطرات‌شان را که مثل سایه به وجودمان چسبیده، با دیگران به اشتراک بگذاریم؟

روایت آنلاین خود | خودروایتگری در دنیای دیجیتال

عرصه‌ی بازنمایی خود در فرم‌های تصویری و آنلاین متعددی که روایت خود یا به اصطلاح «خودروایتگری» را شکل می‌دهند، روزبه‌روز گسترده‌تر می‌شود. این بازنمایی‌ها شکل‌های جدیدی از سوبژکتیویته را نیز ارائه می‌دهند و مسائل درخور ‌تأملی درباره‌ی مرزهای متغیر و کاربردهای گفتمان خودزندگی‌نامه‌ای مطرح می‌کنند. این مطلب بی‌کاغذ اطراف برگرفته از بخش‌هایی از کتاب آینده‌ی نشر اطراف با عنوان ادبیات من است؛ شرحی انتقادی درباره‌ی ژانرهای متنوع روایتِ «خود» که عوامل مؤثر در بازنمایی زندگی شخصی را از لحظه‌ی شکل‌گیری خاطره و ثبت تجربه‌ی فرد تا عرضه و نقد اثر بررسی می‌کند. 

کتاب‌ها و تأثیرشان – بخش دوم | ردپای کتاب در زندگی‌ مشاهیر ایران

کتاب و کلمه‌ رد عمیق و ماندگاری بر خاطر خواننده بر جای می‌گذارد. ردپای کتاب در خودزندگی‌نامه‌های شخصیت‌های برجسته‌ی ایرانی نیز دیده می‌شود و مشاهیر گاه از جادوی کلمات در زندگی خود گفته‌اند. گروه مطالعاتی منش، زیر مجموعه‌ی نشر اطراف است که نقاط عطف زندگی مشاهیر ایران را در قاب خودزندگی‌نامه‌های ایرانی بررسی کرده است. این‌ بار بی‌کاغذ اطراف به سراغ بخشی از این پروژه رفته که در آن مشاهیر از کتاب‌های تأثیرگذارِ زندگی‌شان گفته‌اند. 

بعد از خواندن همچنان دوستم خواهند داشت؟ | جنبه‌های اخلاقی نوشتن درباره‌ی خود و دیگران

فیلیپ لوپِیت (متولد ۱۹۴۳، نیویورک) منتقد فیلم، نویسنده، شاعر و جستارنویس مشهور آمریکایی است. برخی لوپیت را سردمدار جستارنویسان آمریکایی می‌دانند، هرچند او این عنوان را لایق ادوارد هوآگلند می‌داند، نه خودش. اما نام لوپیت با جستار شخصی گره خورده و کتاب معروفش هنر جستار شخصی تقریباً در تمام دوره‌های جستارنویسی سراسر دنیا تدریس می‌شود. او نه‌تنها منتقد و مدرس دوره‌های جستارنویسی، که خودش هم از چیره‌دست‌ترین جستارنویسان حال حاضر دنیا است. این مطلب بی‌کاغذ اطراف جستاری است برگرفته از کتاب لوپیت با عنوان نشان دادن و گفتن؛ نگارش ناداستان ادبی (۲۰۱۳). لوپیت در این جستار با زبانی طنزآمیز از تجربیات شخصی خودش از نوشتن درباره‌ی دیگران می‌نویسد و از آدم‌هایی می‌گوید که وقتی درباره‌شان ناداستان مستند نوشته، از او دلخور شده‌اند و در این بین توصیه‌هایی هم به خاطره‌نویسان می‌کند.

قصه‌ها در رسانه‌های اجتماعی | شخصیت‌هایی که توییت می‌کنند

از ظهور اولین رسانه‌های اجتماعی زمان چندان زیادی نمی‌گذرد، اما این رسانه‌ها بسیاری از جنبه‌های زندگی ما را دگرگون کرده‌اند. نقش این رسانه‌ها در عرصه‌ی سیاست و اجتماع حالا انکارناپذیر است و جهانِ بدون چنین رسانه‌هایی برای خیلی‌ها قابل تصور هم نیست. صنعت سرگرمی هم پس از ظهور این رسانه‌ها دگرگون شده است و این مطلب بی‌کاغذ اطراف دریچه‌ای به درک این دگرگونی‌ها می‌گشاید. 

لالایی‌های ایرانی، لالایی‌های پرنیانی | گذری بر کتاب «پرنیان و آب»

لالایی‌های ایرانی بخشی از فرهنگ شفاهی مردم این سرزمین‌اند. سال‌ها سینه‌به‌سینه نقل شده‌اند و از مادر به فرزند رسیده‌اند. نخستین سرایندگان این ترانه‌های عامیانه مشخص نیستند اما بی‌شک مادرانی بی‌نام و نشان در هر خانه و کوچه و پس‌کوچه لالایی‌ها را سروده‌اند، رنگ و آبش داده‌اند و پرسوز و گدازش کرده‌اند. در طول سال‌ها کتاب‌ها و پژوهش‌های بسیاری درباره‌ی فرهنگ لالایی نوشته شده؛ یکی از کسانی هم که بخشی از لالایی‌های ایرانی را در کتاب پرنیان و آب گردآوری کرده، ثریا قزل‌ایاغ است. این مطلب بی‌کاغذِ اطراف روایتی مادرانه است از همین کتاب کوچک و غنی.