حکایت شهرها و کتاب‌ها | جستاری درباره‌ی شهرهای بناشده بر کتاب

قصه‌ها در آغاز و انجام جوامع بوده‌اند و به محل سکونت‌مان و خودمان هویت می‌بخشند. مهاجرت‌های مدام‌مان هم تحت تأثیر کتاب‌خوانی‌هایمان است. ما تبعیدیان، کاوشگران، پناهندگان و اقامت‌گزیدگان، کتاب در توبره‌مان داریم. پیشینیان‌مان با خود احشام و چادر و غلات و سلاح و البته کتابخانه آوردند. ما با کتاب‌های کاغذی یا کتاب‌خوان‌های دیجیتال خود سفر می‌کنیم. این آیین قدمتی دیرینه دارد. آلبرتو مانگل در این جستار خواندنی به نقش کتاب‌ها در پیدایش شهرها می‌پردازد و از منظری نو به ارتباط قصه‌ها و شهرها می‌نگرد. نشر اطراف نیز کتاب شنیدن شهر را درباره‌ی رابطه‌ی روایت و شهرسازی با ترجمه‌ی نوید پورمحمدرضا منتشر کرده است. 

کتاب‌ها و تأثیرشان – بخش اول | ردپای کتاب در زندگی‌ مشاهیر ایران

کلمه‌ها جادو می‌آفرینند. در سطر سطر کتاب تصاويری می‌سازند زنده و دریچه‌ای می‌شوند به دنیاهایی متعدد و متنوع. و گاه این دریچه‌های نو خواننده را بر آن می‌دارد که سرنوشت و زندگی خود را تغییر دهد. گروه مطالعاتی منش زیر مجموعه‌ی نشر اطراف است که نقاط عطف زندگی مشاهیر ایران را در قاب خودزندگی‌نامه‌های ایرانی بررسی کرده است. این ‌بار بی‌کاغذ اطراف به سراغ بخشی از این پروژه رفته که در آن مشاهیر از کتاب‌های تأثیرگذار در زندگی‌شان گفته‌اند. در ادامه بخش اول این مطلب را می‌خوانید.

عطفِ کتاب‌ها | روایتی از عشق کتاب و مادرانگی

بعضی آدم‌ها کتاب را که دست‌شان می‌گیرند، دیگر زمین نمی‌گذارند مگر این‌که آن کتاب را به دست فرد دیگری بدهند. این روایت را یکی از همین آدم‌های خوره‌ی کتاب نوشته که از نوجوانی و مدرسه تا بزرگسالی و مادر شدن، کتاب‌ها بخش جدایی‌ناپذیر زندگی‌اش بوده و در مراحل و شرایط مختلف او را همراهی کرده‌اند. همراهی‌ای که البته مسری است و آدم‌های اطراف را هم به خواندن کتاب علاقه‌مند می‌کند.

وقتی کتاب‌ها وطنت می‌شوند | روایتی از یک مهاجر عشق کتاب

مهاجرت، آن هم از قاره‌ای به قاره‌ی دیگر، تجربه‌ی عجیب‌وغریبی است. بیشتر مهاجرها دل‌شان می‌خواد پیوندشان با وطن قطع نشود و هر کدام به شکلی برای حفظ این پیوند می‌کوشند؛ با انبوه زعفران و شوید و پسته در چمدان‌هایشان، با اصرار بر رفت‌وآمد با مهاجرهای هم‌وطن، با پایبندی به آداب و رسوم آبا و اجدادی، و با شیوه‌های متعدد دیگر. در این مطلب بی‌کاغذ اطراف، یک مهاجر عشقِ کتاب از چنین تلاشی می‌گوید؛ از چمدانی پر از کتاب که حال‌وهوای خانه را برایش دارد.

آن قدمِ بی‌قرارِ اول | ماجراجویان بزرگ و درس‌هایشان

بعضی کتاب‌ها چیزی به ما می‌دهند که در کتاب‌های دیگر پیدایش نمی‌کنیم. یک جور میل، اشتیاق یا شورِ دست‌به‌کار شدن، تغییر کردن، دگرگون شدن. ماجراجویان بزرگ هم برای خیلی از خواننده‌هایش چنین کتابی است. در این مطلب بی‌کاغذ اطراف، معصومه توکلی از تجربه‌ی خواندن این کتاب نوشته و از شوری که می‌تواند به جانِ خواننده بیندازد.

به روایت ادوارد سعید: جو ساکو، تصویرگر زندگی در فلسطین

مجموعه‌ی کمیک‌ فلسطینِ جو ساکو از معروف‌ترین کتاب‌های مصوری است که با موضوع فلسطین سروکار دارند. اثر ساکو درباره‌ی فلسطین،…

زن، مرد، کتاب | وقتی دو کتابخانه یکی می‌شوند

همه‌ی کتابخوان‌ها عاشق کتاب‌اند اما رفتار همه‌ی عاشق‌ها با معشوق‌هایشان مثل هم نیست. به همین خاطر است  که از وضع ظاهری کتاب‌ها، شکل و شمایل کتابخانه، یادداشت‌های صفحه‌ی اول و تاخورده بودن یا نبودن گوشه‌ی برگه‌های کتاب‌ها می‌شود خیلی چیزها درباره‌ی صاحب‌شان فهمید. گاهی هم دست روزگار دو جور کتاب‌دوستِ کاملاً متفاوت را می‌برد زیر یک سقف. آن‌ وقت کتاب و کتابخانه و کتاب خریدن هم می‌شود عرصه‌ی دیگری برای کشمکش‌های ریز و درشت.

شفیعی کدکنی فرخی یزدی روایت کتابخوانی

روایت محمدرضا شفیعی کدکنی از آشنایی‌اش با دیوان فرخی یزدی

«این مصاحبه در شهر فرانکفورت در آلمان در بهار 1369 انجام گرفته و این در سفری بود که به همراه زنده‌یاد مهدی اخوان ثالث به آن بلاد رفتیم برای شرکت در یک کنگره‌ی شعر، در خانه فرهنگ جهان haus der kulturen welt در برلین.» آنچه در ادامه می‌خوانید پاسخ شفیعی کدکنی به دو سؤال از او درباره‌ی اولین تجربه‌های شعری است. سؤالی که پاسخ آن روایتی خواندنی است از شفیعی کدکنی و کتاب‌ تأثیرگذار دوره‌ی نوجوانی‌اش.

در ستایش آلیس مونرو | نجات جهان با داستان

بیشتر ما نویسنده یا نویسندگان محبوبی داریم که به نظرمان یک سروگردن از بقیه‌ی نویسندگان بالاتر ایستاده‌اند و برای انتخاب خود هم قطعاً دلایلی داریم. این مطلب بی‌کاغذ اطراف برش‌هایی‌ست از کتاب درد که کسی را نمی‌کشد (مجموعه‌ی جستار روایی، نشر اطراف) و جاناتان فرنزن در آن دلایل خود را برای علاقه و احترام کم‌نظیرش به داستان‌های ‌کوتاه آلیس مونرو شرح داده و از لذت داستان‌گویی، هنر تعلیق، همذات‌پنداری نجات‌بخش و مهارت‌های مونرو در نوشتن داستان کوتاه گفته است.