روایت آدم‌ها و حرفه‌شان, زندگی‌نگاره‌ها

آخرش خوب تموم می‌شه؟ | روزمره‌های تلخ و شیرین کتابفروشی 

کتابفروشی از آن شغل‌هایی‌ست که خیلی‌ها آرزو دارند روزی تجربه‌اش کنند، شاید به این دلیل که از سختی‌هایش چندان خبر ندارند. در این روایت بی‌کاغذ اطراف، پونه بریرانی از روزمره‌های کتابفروشی می‌گوید، با همه‌ی تلخی‌ها و شیرینی‌هایش.

روایت آدم‌ها و حرفه‌شان, روایت آدم‌ها و کتاب‌هایشان, زندگی‌نگاره‌ها

فیل در کتابخانه | روایت یک کتابدار 

برای خیلی‌ها کتابدار یعنی کسی که کتاب امانت می‌دهد. فقط همین. اما کتابداری یکی از آن کارهایی‌ست که گاهی، دست‌کم برای بعضی از کتابدارها، فقط شغل نیست، خودِ زندگی‌ست. مریم گریوانیِ کتابدار در این مطلب از حرفه‌اش می‌گوید و از جایی که در زندگی‌اش دارد.

داستان در بازاریابی, داستان در کسب‌وکار, روایت آدم‌ها و حرفه‌شان

در باب «استوری‌تلینگ» استارت‌آپی | برشی از کتاب استیو جابز غلط کرد با تو 

قصه‌گویی یا (به قول استارت‌آپی‌ها) «استوری‌تلینگ» از ارکان کمپین‌های تبلیغاتی‌ست و دست‌اندرکاران تبلیغات و بازاریابی تأکید زیادی روی آن دارند. اما تقریباً از هر کدام‌شان بخواهید درباره‌اش توضیح بدهند، غیر از تعریف واژه، چیز بیشتری نمی‌دانند. این مطلب بی‌کاغذ اطراف برشی‌ست از کتاب استیو جابز غلط کرد با تو؛ روایتی از وضع «استوری‌تلینگ» در اکوسیستم استارت‌آپیِ ما.

روایت آدم‌ها و حرفه‌شان, روایت آدم‌ها و کتاب‌هایشان, زندگی‌نگاره

بُرد همیشه از آن زندگی‌ست ‍| قهرمان‌ها و عادی‌ها در کتاب‌فروشی 

خیلی از ما در برهه‌ای از زندگی‌مان خیال باز کردن یک کتاب‌فروشی را در سر پرورانده‌ایم و با رؤیای آن زندگی کرده‌ایم. آناتول برویارد هم در شب‌های ‏سردِ یوکوهاما به کتاب‌هایی فکر می‌کند که مثل قوم‌وخویشی که آن‌ها را هرگز ندیده وهم‌انگیز و خیال‌انگیزند. او در متن پیشِ‌ رو از زندگی و ادبیات ‏می‌گوید و از کتاب‌فروشی‌ای که این دو را به هم پیوند می‌دهد‎.‎

استارت‌آپ روایت کسب و کار خاطرات شغلی حباب استارت‌آپ دن لیونز Disrupted: My Misadventure in the Start-Up Bubble by Dan Lyons
روایت آدم‌ها و حرفه‌شان, زندگی‌نگاره‌ها, مجله‌ی ادبیات مستند

مصائب من در حباب استارت‌آپ | پیش‌گفتار نویسنده 

اسطوره و اسطوره‌سازی در سیلیکون‌ولی خیلی رایج است. این متن را نوشتم تا دید واقع‌بینانه‌تری از زندگی درونِ یک استارت‌آپ «تک‌شاخ» ارائه دهم و اسطوره‌های عامه‌پسندی را که در مورد کارآفرین‌های قهرمان وجود دارد بر هم بزنم. رهبران «هاب‌اسپات» قهرمان نبودند، بلکه یک مشت فروشنده و بازاریاب شارلاتان بودند که قصه‌ی خوبی درباره‌ی فناوریِ انقلابیِ جادویی سر هم کردند و با فروش سهام شرکتی که هنوز هم هیچ سودی نداشته، ثروتمند شدند.

ایتالو کالوینو ویلیام ویور روایت مترجم
روایت آدم‌ها و حرفه‌شان, زندگی‌نگاره‌ها, مجله‌ی ادبیات مستند

کالوینو به روایت مترجمش 

نمی‌خواهم بگویم ایتالو کالوینو نمی‌توانست صمیمی بشود. جدا از سکوت‌هایش، خنده‌هایش را هم یادم هست، که اغلب به خاطر اتفاقی که در کار مشترک‌مان می‌افتاد پیش می‌آمد. یادم هست یک بار کالوینو هدیه‌ای بهم داد، یک کتاب نفیس کوچک درباره‌ی یکی از نقاشی‌های لورنزو لوتو از جرومِ قدیس که تازگی بازیابی شده بود. داخل کتاب کالوینو با خط خودش برایم نوشته بود: «برای بیل، مترجمِ قدیس.»