سوگ، مونا آرشی، نیلی امیری، بی کاغذ اطراف، الهام شوشتری زاده، سوگواری

چه کلمه‌ای برای سوگ وجود دارد؟ | جستاری از مونا آرْشی

اگر از آدم‌ها بپرسی بعد از مرگ عزیزشان چه حسی دارند، اغلب از این می‌گویند که فضایی که در آن قرار گرفته‌اند چقدر سوت‌و‌کور به نظر می‌رسد. شاید دلِ طوفانِ اندوه تنهاترین جای دنیا باشد. دایرۀ واژگان سوگ در زبان ما هیچ پاسخگو نیست، به‌خصوص وقتی با مرگ‌های نامعمول یا نامنتظره مواجه می‌شویم، مثل مرگ کودکان یا جوانان. اما مشکل فقط کمداشت زبان نیست، این هم هست که این مرگ‌ها به قلمرویی ناشناخته رانده می‌شوند: «حتی اگر ناگزیر و تا حدی طبیعی باشد که با والدین فرزندمُرده با وحشتی پنهان برخورد کنیم، باز هم نباید آن‌ها را بیش از این به قلمروهای دور از انسانِ "تصورناپذیرها" برانیم.» وقتی مرگ به‌ناگاه بر سرمان می‌آید، آنچه از زبان سوگ شاعران به دست‌مان می‌رسد یکسر خلاف انتظار و خلاف‌آمد عادت است. مرثیه‌ها و الگوهایشان راهبردهایی برای زندگی با مرگ بهمان می‌دهند، هرچند در واقع با چنین هدفی نوشته نشده باشند. من آموختم که سوگ به هر جا برسد، هر قدر آشوبناک و مصیبت‌بار، شاعری از پیش آن‌جا قدم گذاشته است.

محمد شهرابی فراهانی، دراگو دیمیتریف، بی کاغذ اطراف، نشر اطراف، الهام شوشتری زاده، نفیسه مرشدزاده، توتالیتاریسم، آرنارشیسم

تفکر پیوستاری؛ رویکردی در مجادلات سیاسی، تکنیکی در سرمایه‌گذاری

تفکر پیوستاری به ما امکان می‌دهد به جای مطلق بودن و صفر یا صد فکر کردن، جایی در میانه را بگیریم، تعادل پیدا کنیم و تصمیمات منطق‌تری بگیریم. این شیوه کمک‌مان می‌کند در خیلی از کارها، از مکالمات روزمره تا جدل‌های سیاسی، آرام‌تر باشیم و نظرات همدیگر را بشنویم. ضمن این‌که جلوی قضاوت‌های شخصی غیرمنصفانه را می‌گیرد و ما را واقع‌بین‌تر می‌کند. اما این مفهوم فقط معطوف به سیاست و زندگی اجتماعی نیست، بلکه می‌توان در اقتصاد و سرمایه‌گذاری هم از آن بهره برد. برای مثال در مواجهه با ریسک‌های مالی، معمولاً دو گزینه قابل تصور است: یا ترسیدن و رها کردن یا بی‌مهابا پیش رفتن. تفکر پیوستاری اما کمک می‌کند گزینۀ سومی را برگزینیم که بین این دوست و تصمیم عاقلانه‌تری به شمار می‌رود. به این شکل می‌توانیم ریسک را به حداقل برسانیم و سود بیشتری به دست آوریم.

دیدار در قرنطینه ‍| نگاهی تاریخی به حج در عصر اپیدمی

این روزها سایه‌ی سنگین بیماری کووید۱۹ فرصت دیدار و ملاقات را از مردمان جهان ربوده و حج نیز که روزگاری نقطه‌ی تلاقی مردمان شرق و غرب و شمال و جنوب بوده دگرگون شده است. اما این اولین‌ باری نیست که شکل و شمایل حج به دلیل شیوع بیماری دستخوش تغییر می‌شود. اواسط قرن نوزدهم میلادی نیز با آغاز اپیدمی وبا در مکه و حجاز، پایگاه‌های قرنطینه‌‌ای تأسیس شد و در طول دهه‌های متمادی تجربه‌ی حج را تحت تأثیر خود قرار داد. این‌ مطلب بی‌کاغذ اطراف، به بهانه‌ی برگزاری آیین حج امسال زیر سایه‌ی سنگین همه‌گیری کووید19، سراغ مجموعه‌ی ده‌جلدی اسناد حج انتشارات دانشگاه کمبریج رفته و به مرور کوتاه برخی مستندات تاریخی مربوط به اپیدمی وبا و پایگاه‌های قرنطینه در حج پرداخته است.

پایان قصه‌های اپیدمی | روزی که آدم‌ها دوباره می‌خوانند

قصه‌های اپیدمی پرشمارند و متنوع. ادبیات بیماری‌های همه‌گیر گاهی نومیدانه به آینده نگاه می‌کند و گاهی امیدوارانه. اما آنچه در پایان این قصه‌ها مشترک است نقطه‌ی تصمیم‌گیری‌ست؛ آن‌جا که ما انسان‌ها، ما انسان‌های عصر همه‌گیری کرونا، باید انتخاب کنیم وقتی جامعه بالاخره از بیماری خلاص شد، چگونه می‌خواهیم از نو شروع کنیم و به چه راهی برویم. در این مطلب بی‌کاغذ اطراف که کیوان سررشته ترجمه‌اش کرده است، جیل لپور مروری دارد بر پایان مشهورترین قصه‌های اپیدمی و درس‌هایی که این پایان‌ها برای ما دارند.

من هم نباشم، نامه آن‌جا هست

بیشتر ما حالا به شیوه‌های ارتباطی سریع و آنی عادت کرده‌ایم و نامه نوشتن برایمان غریبه است. اما نامه‌نگاری، مخصوصاً در روزگاری که همه‌گیری جهانی کرونا میان ما و خیلی از آدم‌های عزیزمان فاصله انداخته، می‌تواند دریچه‌ای به لذت‌هایی تازه و کم‌نظیر باشد. در این مطلب بی‌کاغذ اطراف، جکی پالزین از روابط پربار و صمیمانه‌ای می‌گوید که نامه‌نگاری‌های خوب برای آدم‌ها ایجاد می‌کنند، آن هم در زمانه‌ای که دیگر بیشتر تعامل‌ها لحظه‌ای و بدون فکر رخ می‌دهند.

و الا دیگر چه بهانه دارند که آبله اطفال را نمی‌کوبند؟

شکوفه دومین نشریه‌ی زنان ایرانی است. دوهفته‌نامه‌ای که از سال 1292 خورشیدی، زمان سلطنت احمدشاه قاجار، به همت مریم عمید (مزین‌السلطنه) منتشر می‌شد. در توضیح آن آمده «روزنامه‌ای است، اخلاقی، ادبی، حفظ‌الصحه اطفال، خانه‌داری، بچه‌داری، مسلک مستقیمش تربیت دوشیزگان و تصفیه اخلاق زنان، راجع به مدارس نسوان» و آنچه که از چهار سال انتشار آن باقی مانده هم همین را نشان می‌دهد. تلاش برای آگاهی و سوادآموزی زنان و اصلاح سبک زندگی و رفتار آن‌ها بخش عمده‌ای از مطالب شکوفه است. متن زیر با توجه به فراگیری بیماری آبله، شایعات زیاد و بی‌اعتمادی مردم به آبله‌کوبی در شماره‌ی چهارم/ سال سوم این نشریه منتشر شده است؛ اتفاقاتی که اگرچه بیش از صد سال قبل رخ داده، اما بی‌شباهت با وضعیت فعلی شیوع کرونا و بحث واکسیناسیون عمومی نیست.

کرونا و کتابخوانی قاسم فتحی ناصر گلپسند

فروپاشی در قطع وزیری | روایتی از قرنطینه‌ی خانگی یک عشق کتاب

تعلّق جنون‌آمیز و افراطی به هرچیزی مستعد ساخت مایه‌ی شرّ و ناخوشی در زندگی‌ است، فرو رفتن به انتهای گودال سرزنش‎‌ها و تحقیرها و ناکامی‌ها. از نظر ناظر بیرونی که علاقه‌ی مشترکی به کتاب ندارد، تعلّق و وابستگی به کتاب را می‌توان سرلیست این شر نامید. علاقه‌ای که به ‌نظر خیلی‌ها نه عایدی دارد و نه آینده‌ای و حالا دیگر خیلی‌ هم دِمُده و عقب‌‎افتاده جلوه می‌کند. کتاب‌ها بعد از مدتی، به‌خصوص در زندگی زناشویی، ماندگاری اجناس لوکس و زیبا و دوست‌داشتنی را از دست می‌دهند و در قامت هیولا ظاهر می‌شوند. زندگی برای یک‌طرف هیجان‌انگیز و برای دیگری ملال‌آور می‌شود. این مطلب بی‌کاغذ اطراف روایتی است از روزهای قرنطینه‌ی یک عاشق کتاب، که با قرنطینه‌ی خانگی بقیه فرق دارد.

کرونا تاوان ابهام

تاوان ابهام | کرونا و ناهماهنگی شناختی

همه‌گیری کویدـ‌19 یا همان کرونا شکل و شمایل زندگی همه‌ی مردم جهان را تغییر داده است. علاوه بر جنبه‌های اقتصادی و مادی بحران، ‏روابط انسانی و اجتماعی که زمانی تسکینی برای خیلی از دردهای ما بوده‌اند، بنا به ضرورت، محدودتر شده‌اند و همین موضوع به نوعی ‏ناهماهنگیِ شناختیِ جمعی انجامیده است. النور مورگان، روانشناس انگلیسی، در این جستار سراغ همین موضوع رفته و گرچه نگاهش عمدتاً ‏بر نمونه‌ی خاص همه‌گیری کرونا در انگلستان و ناکارآمدی دولت این کشور در مواجهه با این بحران متمرکز است، خواندنش خالی از لطف ‏نیست. ‏