روایت آدم‌ها و حرفه‌شان, روایت آدم‌ها و کتاب‌هایشان

من دنبال مادر هاچ، زنبور عسل، می‌گردم | روایت یک غرفه‌دار از مردم در نمایشگاه کتاب تهران 

در روزگاری که هنوز سروکله‌ی کرونا در دنیا پیدا نشده بود، نمایشگاه‌های واقعی رونق داشتند. اگر روزگاری می‌شنیدیم چند سال بعد همایش‌ها و نمایشگاه‌ها مجازی برگزار خواهند شد، روی سرمان شاخ قشنگی سبز می‌شد. اما تا همین دو سال پیش نمایشگاه کتاب تهران دلخوشیِ اردیبهشتی مردم بود. آدم‌های فراوانی به نمایشگاه سر می‌زدند، از کتابخوان‌ها تا بروشور جمع‌کن‌ها. از دزدان کتاب تا مادربزرگی که می‌خواست کتابی را که برای نوه‌اش خریده بود، پس بدهد. از بازدیدهای پرسروصدای مدارس و پدران و مادران دغدغه‌مند و گاه بی‌توجه تا دختر نوجوان گم‌شده. این مطلب بی‌کاغذ اطراف روایت یک غرفه‌دار است از مردمِ نمایشگاه کتاب.

روایت آدم‌ها و حرفه‌شان, روایت آدم‌ها و کتاب‌هایشان, زندگی‌نگاره‌ها

جنازه‌ی کتاب | روزنوشت‌های یک معلم کتاب‌دوست 

«فرهاد سه‌سال‌و‌نیمه‌مان، کارش با کتابش که تمام می‌شود، آن را قیچی می‌کند. البته هر کتاب، تا برسد به قیچی شدن، خیلی راه دارد. آن‌قدر برای فرهاد کتاب را می‌خوانیم که حفظش می‌شود. فرهاد آن‌قدر کتاب را ورق می‌زند که زهوارش درمی‌رود. آخر سر، وقتی کتاب رو به ویرانی می‌نهد، فرهاد با قیچی می‌نشیند بالای سرش. با دقت کتاب را ورق می‌زند و قیچی را می‌گذارد بیخ گلوی یک صفحه‌ی کتاب.» این مطلب بی‌کاغذ اطراف روایتی است از روزمرگی‌های یک معلم کتاب‌دوست. 

تاریخ شفاهی, خودزندگی‌نامه, روایت آدم‌ها و کتاب‌هایشان, زندگی‌نگاره‌ها

کتاب‌ها و تأثیرشان – بخش اول | ردپای کتاب در زندگی‌ مشاهیر ایران 

کلمه‌ها جادو می‌آفرینند. در سطر سطر کتاب تصاویری می‌سازند زنده و دریچه‌ای می‌شوند به دنیاهایی متعدد و متنوع. و گاه این دریچه‌های نو خواننده را بر آن می‌دارد که سرنوشت و زندگی خود را تغییر دهد. گروه مطالعاتی منش زیر مجموعه‌ی نشر اطراف است که نقاط عطف زندگی مشاهیر ایران را در قاب خودزندگی‌نامه‌های ایرانی بررسی کرده است. این ‌بار بی‌کاغذ اطراف به سراغ بخشی از این پروژه رفته که در آن مشاهیر از کتاب‌های تأثیرگذار در زندگی‌شان گفته‌اند. در ادامه بخش اول این مطلب را می‌خوانید.

روایت آدم‌ها و کتاب‌هایشان, زندگی‌نگاره‌ها

عطفِ کتاب‌ها | روایتی از عشق کتاب و مادرانگی 

بعضی آدم‌ها کتاب را که دست‌شان می‌گیرند، دیگر زمین نمی‌گذارند مگر این‌که آن کتاب را به دست فرد دیگری بدهند. این روایت را یکی از همین آدم‌های خوره‌ی کتاب نوشته که از نوجوانی و مدرسه تا بزرگسالی و مادر شدن، کتاب‌ها بخش جدایی‌ناپذیر زندگی‌اش بوده و در مراحل و شرایط مختلف او را همراهی کرده‌اند. همراهی‌ای که البته مسری است و آدم‌های اطراف را هم به خواندن کتاب علاقه‌مند می‌کند.

روایت آدم‌ها و کتاب‌هایشان, زندگی‌نگاره‌ها

به روایت یک کرم کتاب ‏| مردن با کتاب‌ها 

کتاب خواندن پای ثابت همه‌ی مراحل زندگی آدم‌های کرم کتاب است. فرقی نمی‌کند در گیرودار چه اتفاقی‌اند، هر جور شده وقتی برای کتاب خواندن پیدا می‌کنند. اما مگر مرگ هم مرحله‌ای از زندگی نیست؟ برای یک کرم کتاب، مرگ هم با کتاب خواندن تنیده می‌شود. این مطلب بی‌کاغذ اطراف روایتی‌ست از یک کرم کتاب.

روایت آدم‌ها و کتاب‌هایشان

جادوی کتاب | نامه‌هایی به خواننده‌ی جوان ‏ 

نامه‌هایی که این‌جا می‌خوانید از میان نامه‌های منتشرشده در کتاب شتابِ بودن: نامه‌هایی به خواننده‌ی جوان انتخاب شده‌اند. این نامه‌ها را بعضی از سرشناس‌ترین شخصیت‌های حوزه‌ی علم و فرهنگ و اندیشه ــ‌نویسنده‌ها، هنرمندان، دانشمندان، کارآفرینان و فیلسوفان‌ــ برای کودکان و نوجوانان کتاب‌خوان نوشته‌اند و ماریا پوپوا گردآوری‌شان کرده است. مضمونی که مثل نخ تسبیح همه‌ی این نامه‌ها را به هم وصل می‌کند عشق به کتاب و کتاب‌خوانی‌ست و خواندن این نامه‌ها برای بزرگسالان عاشق کتاب هم خالی از لطف نیست.