راینر ماریا ریلکه، لنگرگاهی در شن روان، بی کاغذ اطراف، الهام شوشتری زاده، رالف والدو امرسون، مواجهه با سوگ، نامه نگاری، تسلی، مرگ

درنگ تاریک | نامه‌هایی از راینر ماریا ریلکه در باب سوگ و تسلا

راینر ماریا ریلکه، یکی از مهم‌ترین شاعران آلمانی‌زبان قرن بیستم، در عمر پنجاه‌ویک‌ساله‌اش نامه‌های شخصی زیادی نوشت؛ نامه‌هایی برای دوستان و آشنایان، خوانندگانی که بعد از مطالعۀ آثارش با او مکاتبه می‌کردند یا هر کس دیگری که ریلکه حس می‌‌کرد پیوندی درونی میان‌شان وجود دارد. از ریلکه بیش از چهارده‌هزار نامه به یادگار مانده است که خودِ او آن‌ها را به اندازۀ شعرها و آثار منثورش مهم می‌دانست. خواندن نامه‌های ریلکه، به اندازۀ خواندن شعرها و آثار منثورش، ما را با اندیشه‌های او دربارۀ نقش و معنای عشق، مرگ و هنر در زندگی‌ آشنا می‌کند. میان این نامه‌ها، نامه‌هایی هم هستند که ریلکه آن‌ها را برای تسلای دوستان و آشنایان داغ‌دیده‌اش نوشته یا به مضمون مرگ و سوگ پرداخته است. او در این نامه‌ها از رنج فقدان و میراییِ گریزناپذیر انسان می‌گوید اما به درۀ حسرت و یأس سقوط نمی‌کند و مرگ را روی دیگر زندگی، با همۀ زیبایی و شکوهش، می‌بیند. در نگاه او، شناختِ مرگ راهی است به تحول و دگرگونی شخصی برای بهتر زیستن. گرچه این نامه‌های ریلکه، به اقتضای نامه بودن‌شان، برای شخص خاصی نوشته شده‌اند اما در بسیاری از آن‌ها تسلا و تسکینی برای دردهای مشترک‌مان می‌یابیم؛ دردهایی که همه تجربه می‌کنیم و گاهی به هر دری می‌زنیم تا آن‌ها را بهتر بفهمیم.

پیتر جی چلکوفسکی، تعزیه، تماشاخانه تکیه دولت، مهرداد عزتی، درام، گروتفسکی، پیتر بروک، عاشورا، کربلا، تزاژدی

فراسوی حافظه و زمان | نگاهی به تعزیه از چشم غربی

«اگر موفقیت یک نمایش را بر اساس تأثیرش بر مخاطب در نظر بگیریم، تابه‌حال هیچ نمایشی بهتر از تراژدی‌ای که در دنیای مسلمانان با عنوان تراژدی حسن و حسین شناخته می‌شود، نیامده.» سر لوئیس پلی، فرماندۀ نظامی و فرستادۀ بریتانیا در ایران، این جملات را در ستایش تعزیه گفته. او در مدت حضورش در ایران چنان شیفتۀ این نمایش شد که خود شروع به گردآوری مجالس تعزیه کرد. دهه‌ها بعد کارگردان‌های بزرگ و آوانگاردی همچون پیتر بروک و یرژی گروتفسکی هم با تعزیه مواجه شدند و به‌شدت از آن تأثیر گرفتند. و این همه نشان از قدرت، عمق و بلوغ این فرم «نمایشی مذهبی» دارد. با این وجود، تعزیه هنوز هم برای مخاطب غربی مهجور و ناشناخته مانده و اهمیتش به‌درستی درک نشده. اجرای چند تعزیه در فستیوال لینکلن سنتر سال 2002، بهانه‌ای شد تا پیتر جی. چلکوفسکی، ایران‌پژوه آمریکایی، مقاله‌ای را دربارۀ این نمایش و فرم و محتوایش بنویسد تا بار دیگر آن را به مخاطب غربی معرفی کند.

پل ریکور، صالح نجفی، بی کاغذ اطراف، الهام شوشتری زاده، نفیسه مرشدزاده، ارسطو، سقراط، آگوستین قدیس، اعترافات، زمان

زندگی در جست‌وجوی روایت | جستاری از پل ریکور دربارۀ نسبت روایت و زندگی

اولین تکیه‌گاهی که در تجربۀ زیستن برای فهم روایت می‌یابیم همین ساختار عمل و رنج بشری است. از این لحاظ، میان حیات بشری و حیات حیوانی فرق بسیار است و به‌ طریق اولی میان حیات انسانی و هستی در عالم جمادات. ما معنای عمل و رنج را چگونه می‌فهمیم؟ به‌ یاری توانایی‌مان برای این‌که کل شبکۀ عبارت‌ها و مفهوم‌هایی را که زبان‌های عادی در اختیارمان می‌گذارند به‌ شیوه‌ای بامعنی به کار بریم: به‌ وسیلۀ این شبکه می‌توانیم تمایز بگذاریم میان «عمل» و حرکت‌های محض جسم و «رفتار»های روان‌تنی. از این راه پی می‌بریم به معنای پروژه‌ها، هدف‌ها، وسیله‌ها، اوضاع‌واحوال و غیره. همۀ این مفهوم‌ها به‌ اتفاق هم شبکه‌ای را شکل می‌دهند که می‌توان از آن به شبکۀ معناشناسی عمل تعبیر کرد. در این شبکه تمامی مؤلفه‌های ترکیب دیالکتیکی عناصر نامتجانس را می‌بینیم. از این لحاظ، آشنایی ما با شبکۀ مفهومی کردارهای بشری هم‌مرتبۀ آشنایی ماست با پیرنگ داستان‌هایی که می‌شناسیم؛ این همان فهم فرونتیکی است که بر فهم ما از عمل (و از رنج) حاکم است و همچنین بر فهم ما از روایت.

سروانتس، بی کاغذ اطراف، الهام شوشتری زاده، نفیسه مرشدزاده، مریام ینسن، بهروز قیاسی، خلاف زمان، اسپانیا

آرمان‌شهر دن‌کیشوت و سانچو پانزا | درهم‌آمیزی روایت‌ها در رمان «دن‌کیشوت»

روایتی که از جهان داریم امید و یأس‌، باور و تردید، هدف و آرزو‌ی ما را شکل می‌دهد و ما آرمان‌شهر خود را بر اساس همین روایت‌ می‌سازیم. روایت‌ها در جوار یکدیگر شکل می‌گیرند و از هم تأثیر می‌پذیرند. بسیاری از داستان‌نویسان و نظریه‌پردازان ادبی به موضوع رویارویی فرهنگ‌ها و روایت‌ها پرداخته‌اند. رمان دن‌کیشوت از آثار ادبی برجسته‌ای‌ است که می‌توان در آن امتزاج دو روایت و دو آرمان‌شهر را مشاهده و بررسی کرد. مقالۀ حاضر با کمک گرفتن از اصطلاح در‌هم‌آمیزیِ هومی‌بابا، دربارۀ تعامل فرهنگ‌های مختلف، خوانشی نو از رمان سروانتس ارائه می‌دهد. این خوانش می‌کوشد تأثیرپذیری متقابل فرهنگ رسمی دن‌کیشوت و فرهنگ مردمی سانچو را در عرصۀ رویارویی گفتمان، روایت و آرمان‌شهر بررسی می‌کند.

جستار، جستارنویسی، الهام شوشتری زاده، بی کاغذ اطراف، تام لوتز، نفیسه مرشدزاده، رها و ناهشیار می نویسم، هگل، مونتنی

سگی ولگرد، گربه‌ای خیابانی | در باب بی‌هدفی در جستار

می‌گویند جستار شبیه سفر است یا پرسه‌زنی یا گشت‌وگذارِ بی‌مقصد. شیوهٔ کارِ جستار این است که نشان دهد ذهنی متفکر، پرسه‌زن، یا به عبارتی ذهنی مشغولِ کار را بازنمایی می‌کند. و البته که این بازنمایی مانند هر بازنماییِ دیگری اندکی ساده‌شده، ناتمام و حتی می‌شود گفت سردستی و فریبکارانه است: نوعی شبیه‌سازی معیوب، شیادی، و خیلی وقت‌ها هم تقلیدی بسیار ضعیف از اصل. احساس خواننده هنگام خواندن جستاری ناب با ابتدایی‌ترین ابزارهای موجود در جعبه‌ابزار هر جستارنویسِ دست‌به‌قلمی به‌سادگی ایجاد می‌شود. تمامِ کاری که ما جستارنویس‌ها باید بکنیم این است که دربارهٔ آنچه می‌گوییم ذره‌ای شک و تردید نشان بدهیم، سردرگمیِ خود را جار بزنیم و فارغ از درستی یا نادرستیِ حرف‌مان، وانمود کنیم که نمی‌دانیم چه می‌کنیم. همهٔ‌ این‌ها کاری می‌کنند که حس کنیم با جریان سیال ذهن، با فرایندِ اندیشیدن، سروکار داریم، نه با نوعی بازنماییِ تراش‌خورده.

ادبیات، مرصاد غلام ویسی، رابرت کوور، گیلگمش، زاکربرگ، بیل گیتس، جف بزوس، الهام شوشتری زاده، بی کاغذ اطراف، نفیسه مرشدزاده

پایان ادبیات | در عصر اطلاعات چه به سر ادبیات می‌آید؟

نویسندگان سرعت عمل ندارند. اکثر آن‌ها ساختارهای روایی و اشعاری طراحی می‌کنند که فکر و زمان زیادی می‌خواهد. ممکن است هفته‌ها طول بکشد تا به جمله‌ای از یک داستان یا یک خط شعر برسند، و همان‌قدر هم طول می‌کشد تا خوانده و کاملاً درک شود. کلمۀ مکتوب مسافری بی‌نوا و تنبل در زمانه‌ای پرشتاب است، ابزار زمخت سرهم‌بندی‌شده‌ای که افرادی طراحی‌اش کرده‌اند که با گِل کار می‌کردند و با سرعت شتر حرکت می‌کردند. اطلاعات حالا می‌تواند با سرعت نور سرهم شود و در دسترس باشد، اما ادبیات اطلاعاتِ صرف نیست و سرعت هم هرگز فضیلت نبوده. نوشتن به ‌عنوان حرفه نیازمند صبر و تحمل است، از خواننده هم همین خواسته می‌شود: سخت‌ترین چیز برای کاربر امروزی. کاربری که زیر ضربات مبرم شبکه‌های اجتماعی قرار دارد و لحظه به لحظه جهان را زیرورو می‌کند. در عصر دیجیتال، ادبیات به‌ عنوان استفادۀ نابه‌جا از زمان تلقی می‌شود. ادبیاتی که پتانسیلش تمام شده، چیزی جز تکرار نیست.

ای. بی. وایت؛ هنر جستارنویسی و ضرورت خودخواه بودن جستارنویس

ای. بی. وایت یکی از پیشگامان جستارنویسی در آمریکا و از مهم‌ترین چهره‌های این ژانر محسوب می‌شود. بسیاری از نوشته‌های او در نشریۀ معتبر نیویورکر به انتشار رسیده‌اند و مورد تحسین قرار گرفته‌اند. ماریا پوپووا در این مقالۀ کوتاه به نظریات وایت دربارۀ نحوۀ نوشتن جستار اشاره می‌کند و یکی از عقاید مناقشه‌برانگیز او را توضیح می‌دهد؛ این‌که جستارنویس در کنار منضبط بودن، باید کمی خودخواه هم باشد. گرچه خیلی‌ها این روحیه را نمی پسندند اما از دید وایت این عاملی مهم برای خلق متنی عالی است.

نیما م. اشرفی، روایتگری، پست مدرنیسم، ناباکوف، ویرجینیا وولف، تریسترام شندی، تولستوی، بی کاغذ اطراف، الهام شوشتری زاده، نفیسه مرشدزاده، ناداستان

آغاز روایت‌ها؛ داستان‌های به‌یادماندنی از کجا شروع می‌شوند؟

آغاز روایت یکی از اساسی‌ترین عناصر هر روایتی، داستانی یا ناداستانی، عمومی یا شخصی، رسمی یا برانداز، است. با این حال اهمیت تام آغاز روایت‌‌ها از دیرباز نادیده انگاشته شده یا برداشت درستی از آن صورت نگرفته است و اخیراً تا حدودی به اهمیتش پی برده‌اند. در حال حاضر فقط چند پژوهش به این موضوعِ بسیار غنی و البته بغرنج می‌پردازند. بعضی از پژوهش‌های دیگر نیز کم‌کم دارند آغاز روایت‌ها را آن‌طور که بایسته‌شان است تحلیلِ تاریخی، نظری و ایدئولوژیک می‌کنند. مطلب پیش رو برگرفته از مقدمۀ کتاب آغاز روایت‌ها است که برایان ریچاردسون گردآوری و تدوین آن را بر عهده داشته. این متن مسئلۀ شروع روایت را به شکل تاریخی مرور می‌کند و نگرش‌های مختلف ادبی، از واقع‌گرایانه تا پست مدرنیستی، را نسبت به آن توضیح می‌دهد.

خودزندگی نامه، خودزندگی نگاری، اتوبیوگرافی، نفیسه مرشدزاده، الهام شوشتری زاده، بی کاغذ اطراف، نشر اطراف، خرید کتاب، ادبیات من، سدونی اسمیت، جولیا واتسون، رویا پورآذر، خودوایتگری

بسترهای جدید در مطالعات خودزندگی‌نامه | از علوم اعصاب تا فرم‌های دیجیتال

خودزندگی‌نامه یکی از ژانرهای مهم خودزندگی‌نگاری و روایت‌نویسی شخصی به حساب می‌آید که هم عمری طولانی دارد و هم آثار زیادی در قالب آن خلق شده. به همین خاطر نیز در قرن بیستم مطالعات زیادی بر روی آن انجام گرفت. در دهۀ اول قرن بیست‌ویکم، که مصادف با موج سوم مطالعات خودزندگی‌نامه است، فعالیت‌ پژوهشی در این زمینه بیشتر هم شد. ظهور فناوری‌های دیجیتال و پیشرفت‌های علمی و پزشکی این دوران بر روی این شاخۀ پژوهشی هم تأثیر گذاشت و باعث شد مباحث پیچیده‌تر و عمیق‌تری در آن شکل بگیرد و اصطلاحات بینارشته‌ای تخصصی‌تری به آن وارد شود. جستار حاضر که برگرفته از کتاب ادبیات من است، به چند فرم و بستر جدید در پژوهش‌های مرتبط با خودزندگی‌نامه اشاره می‌کند و می‌کوشد آن‌ها را معرفی کند.