تفسیر interpretation
تفسیر به معنای بیان معانی (از جمله نظرها، ارزشها و عواطف) دریافتشده از متن به زبان خود است و ممکن است شکلهای گوناگونی داشته باشد. تفسیر معمولاً در نوشتههای انتقادی یافت میشود. اما اغلب اجرای یک نمایش را «تفسیری» از…
هر یک از حوزههای دانش انسانی گفتمان خاص خود را دارد. بخشی از آشنایی با گفتمان روایت و روایتشناسی دانستن تعریف دقیق، واضح و درست از واژگان تخصصی این حیطه و تفاهم بر سر این تعاریف است. با هدف ایجاد بستری مناسب برای گفتگو دربارهی روایت و ابعاد مختلف آن، در صفحۀ «مدرسهی روایت» نخست با الفبای گفتمان روایت و روایتشناسی، که همان واژگان تخصصی است، آشنا میشویم. همکاران ما در نشر اطراف برای انتخاب معادل و تعریف مناسب واژگان و اصطلاحهای تخصصی به یک منبع اکتفا نکردهاند و با صرف وقت مکفی حاصل پژوهش خود رادر قالب فرهنگ اصطلاحات تخصصی روایت در اختیار خوانندگان میگذارند.
تفسیر به معنای بیان معانی (از جمله نظرها، ارزشها و عواطف) دریافتشده از متن به زبان خود است و ممکن است شکلهای گوناگونی داشته باشد. تفسیر معمولاً در نوشتههای انتقادی یافت میشود. اما اغلب اجرای یک نمایش را «تفسیری» از…
تعویق به معنای کُندکردن جریان گفتمان روایی است. تعویق اغلب راهی است برای افزایش تعلیق.
تعلیق یعنی ابهام (به همراه میل به رفع آن) دربارهی اینکه قصه قرار است چهطور پیش برود. تعلیق ممکن است کم یا زیاد باشد اما میتوانیم بگوییم در روایتهایی که نمیگذارند کتابمان را ببندیم یا پایمان را از سالن سینما…
تدوین در زبان فرانسوی ــ به معنای تحتاللفظی ــ «سوارکردن» است. هنر تدوین فیلم عبارت است از ربطدادن نماهای جداگانه و ایجاد توالی بین آنها.
پیوستار زمانیمکانی اصطلاحی چندبُعدی است که باختین برای شیوههای پیچیدهی «چگالترشدن» روایت هنگام پیشروی آن به کار میبرد.
ن.ک. به پیرنگ.
پیرنگ اصطلاح پیچیدهای است. در زبان انگلیسی اغلب منظور از پیرنگ همان قصه است. در سنتهای زبانی دیگر (عموماً در زبانهای اروپایی) پیرنگ را معادل ترتیب چینش رخدادهای قصه در روایت میدانند. کاربرد دیگر این اصطلاح برای اشاره به زنجیرهی…
پیرامتن اصطلاحی است که ژنت برای مطالبی به کار میبرد که خارج از روایت اما به گونهای مربوط به آن هستند. ممکن است پیرامتنها به طور فیزیکی به محمل روایی ضمیمه شده باشند (درونمتنها)؛ مانند پیشگفتارها، فهرست مطالب، عنوانها، معرفی…
ن.ک. به آغاز و پایان.
بینامتنیت به معنای آن است که تمام متنها ــ از جمله روایتها ــ از متنهای از پیش موجود تشکیل میشوند. تفاوت بینامتنیت با «تلمیح» و «تقلید» در آن است که بینامتنیت وضعیت گریزناپذیر متون است و اختیاری نیست. مفهوم بینامتنیت…
بیشخوانی یعنی واردکردن مطالبی به متن که در آن وجود ندارد. در مقابل، کمخوانی به معنای نادیدهگیری مطالبی است که در متن وجود دارد. ظاهراً هر دو تا حدی گریزناپذیرند. میتوانیم بگوییم هدف خوانش قصدگرا به حداقل رساندن هر دوی…
بهنجارسازی توانایی فرم روایی ــ و بهویژه اَبَرپیرنگها ــ در ایجاد حس واقعیت یا حقیقت است. ن.ک. به طبیعیسازی.
بنمایه یک چیز، تصویر یا عبارت مستقل است که در روایت تکرار میشود. در مقابل، مضمون مفهوم عامتر یا انتزاعیتری است که نمودش بنمایه است. مثلاً سکه میتواند بنمایه و طمع مضمون یک روایت باشد.
ن.ک. به موجود.
ن.ک. به کانونمندسازی.
اقتباس همان دگردیسی روایت است که معمولاً از یک رسانه به رسانهی دیگر انجام میشود. ن.ک. به خوانش اقتباسی.
اجرایی اصطلاحی است که در حوزههای گوناگون (از جمله زبانشناسی، فلسفه، هنرهای نمایشی و نظریهی فمنیستی) به معناهای متفاوتی به کار میرود. در کتاب حاضر این اصطلاح برای اشاره به چیستی یا موضوع روایت به کار نمیرود، بلکه به عملکرد…
اَبَرپیرنگها یا پیرنگهای غالبْ قصههای بنیادی تکرارشوندهای هستند که به افراد یا فرهنگ خاصی مربوطاند و نقش مهمی در مسائل مربوط به هویت، ارزشها و درک زندگی ایفا میکنند. ابرپیرنگها ممکن است بر چگونگی درک اطلاعات جدید نیز تأثیر بگذارند…
آیندهنمایی همان فلشفوروارد است؛ به عبارت دیگر اشاره به مطلبی در روایت که قرار است بعداً در قصه بیاید. در مقابل گذشتهنمایی.
آغاز و پایان شاید معنایشان بدیهی به نظر بیاید اما کارکردشان ممکن است پیچیده و حتی سرنوشتساز باشد. گاهی پایان روایت مثل نقطهی حلوفصل دعوا است. به این نکته نیز توجه داشته باشید که آغاز و پایان گفتمان روایی لزوماً…