همدلی Empathy
همذاتپنداری با شخصیت داستانی تا جایی که مخاطب در احساسهای فیزیکی و عاطفی شخصیت شریک شود و واکنشی فیزیکی در او پدید آید را همدلی میگویند.
هر یک از حوزههای دانش انسانی گفتمان خاص خود را دارد. بخشی از آشنایی با گفتمان روایت و روایتشناسی دانستن تعریف دقیق، واضح و درست از واژگان تخصصی این حیطه و تفاهم بر سر این تعاریف است. با هدف ایجاد بستری مناسب برای گفتگو دربارهی روایت و ابعاد مختلف آن، در صفحۀ «مدرسهی روایت» نخست با الفبای گفتمان روایت و روایتشناسی، که همان واژگان تخصصی است، آشنا میشویم. همکاران ما در نشر اطراف برای انتخاب معادل و تعریف مناسب واژگان و اصطلاحهای تخصصی به یک منبع اکتفا نکردهاند و با صرف وقت مکفی حاصل پژوهش خود رادر قالب فرهنگ اصطلاحات تخصصی روایت در اختیار خوانندگان میگذارند.
همذاتپنداری با شخصیت داستانی تا جایی که مخاطب در احساسهای فیزیکی و عاطفی شخصیت شریک شود و واکنشی فیزیکی در او پدید آید را همدلی میگویند.
هجو، انتقاد و ایرادگیری آمیخته به طنز و بذلهگویی است.
یکی از نظریههای نقد ادبی که در آن به جایگاه و نقش خواننده در ساخت داستان توجه میشود.
بازشدن آخرین گره داستان که معمولاً پرده از رازی برمیدارد یا توضیحی قانعکننده دربارۀ رخدادهای مبهم داستان ارائه میدهد را گرهگشایی مینامند.
کنایۀ نمایشی موقعیتی در داستان یا نمایش است که در آن شخصیت به خاطر ناآگاهی یا درک محدودش، معنای حقیقی حرفی که زده یا کاری که انجام داده را متوجه نمیشود. اما مخاطب در جایگاهی قرار میگیرد که به خاطر…
اگر مخاطب رخدادی را از زاویۀ دید یکی از شخصیتهای داستان تجربه کند، به زاویۀ دید کانونمند یا تجربۀ کانونمند دست یافته است.
جادادن یک یا چند داستان در دل یک داستان دیگر یا یک گزارش، روایت تاریخی، زندگینامه، خاطره و امثال اینها را قاببندی میگویند. قاببندی باعث میشود که هر داستان علاوه بر معنا و کارکرد مستقل خود، با توجه به قابی…
فراروایت، روایتی است که به خودش اشاره دارد یا به اصطلاح نظری خودارجاع است؛ روایتی دربارۀ ماهیت روایت. اگر روایتی توجه خواننده را به داستانی بودن متن جلب کند یا به عمل آفرینش داستان اشاره کند، متنی فراروایی به وجود…
در ساختار درهم بافته، تار و پود چند داستانِ به ظاهر نامرتبط، در یک روایت بزرگ به هم پیچیده میشود و بدون صدمه زدن به انسجام کلی داستان، رویدادهای گوناگون و تجربههای پراکندۀ شخصیتها به هم ارتباط پیدا میکند.
روایت بعضی از رخدادها به وسیلۀ یکی از شخصیتهای داستان و بیرون از توالی زمانی روایت اصلی را روایتگری درونه شده مینامند. برای روایتگری درونه شده لازم است در خلال روایت داستان اصلی، موقتاً راوی تغییر کند.
راوی نهفته تصویری است که از راوی اثر، در ذهن مخاطب شکل میگیرد.
شباهت دنیای داستان به واقعیت را راستنمایی میگویند. راستنمایی، رخدادها و شخصیتهای داستان را باورپذیر میکند.
تمثیل، استعارهای گسترده است که باعث میشود همۀ اشیا، افراد و رخدادهای یک داستان، معنایی به جز معنای ظاهری و اولیهشان در دل روایت پیدا کنند.
اگر مخاطب عمداً پرسشها و تردیدهای خود را دربارۀ درستی، دقت و امکانپذیر بودن رخدادهای یک داستان نادیده بگیرد، تعلیق ارادی ناباوری به وجود میآید. این تعلیق به مخاطب اجازه میدهد که موقتاً دنیای خیالی نویسنده را بپذیرد.
بازبودن اثر به این معناست که در ساختار آن، پایان و نتیجهگیری قطعی و حتمی مشاهده نمیشود.
نازمان زمانی فرضی یا داستانی در دنیای ماست؛ زمانی آرمانی که هیچ وقت وجود نداشته، ندارد و نخواهد داشت.
در این کتاب به تبعیت از نویسندگان مقاله واژۀ گفتمان در معنای عام آن به کار میرود. به مجموعۀ واژگان خاص و نحوۀ سخنگفتن یک گروه ایدئولوژیک، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی یا حرفهای مشخص گفتمان میگوییم.
فضایی بینابینی است که فرهنگهای گوناگون در آن با یکدیگر مواجه میشوند و شرایط مناسب برای درهمآمیزی آنها و ایجاد فرهنگ پیوندی یا درهمآمیخته به وجود میآید.
به توضیح پدیدههای مختلف بر اساس هدفی که دارند، فرجامشناسی میگوییم.
عشق آرمانی تعریف خاصی از عشق و فلسفۀ عشق دارد و در رُمانسهای شوالیهای مبانی رفتاری خاصی را برای عشاق وضع میکند. شوالیهای که درگیر عشق آرمانی میشود باید از خانوادهای اصیل و اشرافی باشد و معشوقش را که او…