رخدادهای مکمل supplementary events
ن.ک. به رخدادهای سازنده و مکمل.
هر یک از حوزههای دانش انسانی گفتمان خاص خود را دارد. بخشی از آشنایی با گفتمان روایت و روایتشناسی دانستن تعریف دقیق، واضح و درست از واژگان تخصصی این حیطه و تفاهم بر سر این تعاریف است. با هدف ایجاد بستری مناسب برای گفتگو دربارهی روایت و ابعاد مختلف آن، در صفحۀ «مدرسهی روایت» نخست با الفبای گفتمان روایت و روایتشناسی، که همان واژگان تخصصی است، آشنا میشویم. همکاران ما در نشر اطراف برای انتخاب معادل و تعریف مناسب واژگان و اصطلاحهای تخصصی به یک منبع اکتفا نکردهاند و با صرف وقت مکفی حاصل پژوهش خود رادر قالب فرهنگ اصطلاحات تخصصی روایت در اختیار خوانندگان میگذارند.
ن.ک. به رخدادهای سازنده و مکمل.
رخداد واحد اساسی سیر وقایع است. نام دیگر آن «رویداد» است. رخداد ممکن است کنش باشد (مثل ضربهزدن یا بوسیدن) یا حادثهای که عموماً هیچ شخصیتی در حادثشدنش دخیل نیست (مثل صاعقه). رخدادهای سازنده و رخدادهای مکمل دو نوع رخداد…
ن.ک. به راوی ناموثق.
راوی ناموثق راویای است که دریافتها و تأثرات اخلاقیش با دریافتها و تأثرات اخلاقی نویسندهی نهفته تفاوت دارد. راویها به یک اندازه موثق یا ناموثق نیستند. بهتر است به تبعیت از دوریت کُن، ما نیز بین دو نوع راوی ناموثق…
راوی کسی است که قصه میگوید. راویِ روایتهای داستانی را نباید با نویسنده یا نویسندهی نهفته اشتباه بگیریم، هرچند در بعضی موارد تشخیص نظر آنان از نظر نویسندهی نهفته دشوار است. بهتر است راوی را ابزاری بدانیم در دست نویسندهی…
دنیای داستان دنیایی است که در آن قصه به وقوع میپیوندد. معمولاً با پیشروی روایت دنیای داستان را بهتر و بیشتر درک میکنیم.
داستانی به معنای ساختگی است و در مقابل «حقیقی» قرار میگیرد. در نقش اسم [در زبان انگلیسی] به انواع روایتهایی اشاره میکند که در مقابل ژانرهای «غیرداستانی» (از جمله تاریخ، زندگینامه، خودزندگینامه، گزارش و غیره) قرار میگیرند.
خودزندگینامه روایتی است دربارهی نویسنده که آشکارا یا به طور ضمنی ادعا میکند حقیقی یا به عبارت دیگر غیرداستانی است. خودزندگینامهها فرمهای گوناگونی دارند و حتی ممکن است مانند کتاب تعلیمات هنری آدامز روایت سومشخص داشته باشند. خودزندگینامه نیز مفهوم…
خوانندهی نهفته یا مخاطب نهفته را باید جدا از خوانندهی واقعی دانست، همانطور که نویسندهی نهفته را باید از نویسندهی واقعی جدا کرد. خوانندهی نهفته لزوماً من یا شما نیستیم، بلکه خوانندهای است که تصور میکنیم روایت او را مخاطب…
خوانش نشانیاب رمزگشایی از متن طبق نشانههایی از حالات ذهنی ناخودآگاه یا کشفناشدهی نویسنده یا وضعیت فرهنگی کشفناشده است. خوانش نشانیاب معمولاً در مقابل خوانش قصدگرا قرار میگیرد.
خوانش قصدگرا تفسیری است که به دنبال درک متن بر اساس معانی مورد نظر نویسندهی نهفتهی متن است. ن.ک. به خوانش نشانیاب، خوانش اقتباسی.
خوانش اقتباسی یکی از انواع سهگانهی تفسیر است (ن.ک. به خوانشهای نشانیاب و قصدگرا). گسترهی خوانشهای اقتباسی از تفسیرهای فارغ از بیشخوانی و کمخوانی تا اقتباسهای اصیل از قصه در همان رسانه یا رسانهی دیگر را شامل میشود. مثلاً اقتباس…
ن.ک. به کانونمندسازی.
حاشیهی کادر به فضای بین کادرهای داستانهای مصور اشاره دارد. حاشیهی کادر در واقع نوعی شکاف روایی است که در ذات رسانهی داستانهای مصور قرار دارد. خواننده در فضای حاشیهی کادر رخدادهای آتی را مجسم میکند.
حادثه یکی از دو نوع رخداد روایت است. درست بر عکس کنشها، حادثهها بیآنکه کنشگری خاصی داشته باشد، اتفاق میافتند.
جدال یا کشمکش عامل پیشبرد بیشتر روایتهاست. در تراژدی یونانی، واژهی «جدال» را برای کشمکش یا ستیز به کار میبرند. در زبان انگلیسی، ریشهی واژههای شخصیت اصلی و رقیب شخصیت اصلی همین واژه است.
تیپ نوعی شخصیت است که در انواع متون روایی تکرار میشود. اودیپ، اتللو و ویلی لومان همگی از تیپهای قهرمان تراژیک هستند. اما شخصیت روایتها تقریباً همواره از تیپهای مختلفی تشکیل شده است. اتللو ترکیبی از تیپهای قهرمان تراژیک، شوهر…
تکهمتن را رولان بارت در کتاب اس/زد «واحدهای معنادار» متن نامید، یعنی همان «خشتهای دلالت» که ممکن است شامل هر چیزی بشود؛ از چند کلمه گرفته تا چندین جمله. از این اصطلاح در گفتمان مربوط به روایت الکترونیک برای اشاره…
تکگویی درونی از انواع سبک مستقیم برای بیان عواطف و افکار شخصیت است که در آن به شکلی افراطی از روشهای تجربی استفاده میشود. در این روش نشانههای دستوری رایج (مثل گیومه یا عبارت «با خود اندیشید») به کار نمیرود.…
تکرار به معنای بازگشت چندبارهی انگارهها، ایدهها، وضعیتها یا انواع شخصیت در روایت است. تکرار یکی از نشانههای مطمئن معناداری متن است. اگر نمیدانید چهطور متنی را تفسیر کنید، میتوانید از خودتان بپرسید: چه چیزی در این روایت تکرار شده؟…