دسته فرهنگ اصطلاحات تخصصی روایت

فرهنگ اصطلاحات تخصصی روایت

هر یک از حوزه‌های دانش انسانی گفتمان خاص خود را دارد. بخشی از آشنایی با گفتمان روایت و روایت‌شناسی دانستن تعریف دقیق، واضح و درست از واژگان تخصصی این حیطه و تفاهم بر سر این تعاریف است. با هدف ایجاد بستری مناسب برای گفتگو درباره‌ی روایت و ابعاد مختلف آن، در صفحۀ «مدرسه‌ی روایت» نخست با الفبای گفتمان روایت و روایت‌شناسی، که همان واژگان تخصصی است، آشنا می‌شویم. همکاران ما در نشر اطراف برای انتخاب معادل و تعریف مناسب واژگان و اصطلاح‌های تخصصی به یک منبع اکتفا نکرده‌اند و با صرف وقت مکفی حاصل پژوهش خود رادر قالب فرهنگ اصطلاحات تخصصی روایت در اختیار خوانندگان می‌گذارند.

قصد نویسنده authorial intention

قصد نویسنده به معناها یا تأثیرات مورد نظر نویسنده اشاره دارد. در قرن بیستم نقدهایی به مفهوم قصد نویسنده وارد شد. برخی ادعا کرده‌اند که قصد نویسنده را نمی‌توان با قطعیت مشخص کرد. برخی می‌گویند نویسنده هم به اندازه‌ی دیگران…

قاب frame

قاب در بحث‌های روایت به معناهای مختلفی به کار رفته است، به همین خاطر باید مشخص کنیم منظورمان از آن چیست. این اصطلاح ممکن است به قاب‌بندی نماها در فیلم، یا در معنایی عام‌تر به قاب‌بندی صحنه در نمایش‌نامه یا…

بستار closure

بستار وقتی حاصل می‌شود که روایت در پایانش انتظارات را برآورده کند و پرسش‌های مطرح‌شده را پاسخ دهد. به این نکته توجه کنید که در این‌جا فرق است بین «انتظارات» و «پرسش‌ها». منظور از انتظارات سیر وقایع یا رخدادهایی است…

طبیعی‌سازی naturalizing

طبیعی‌سازی اصطلاحی است که کالر برای سازوکاری به کار می‌برد که طی آن خوانندگان یا تماشاچیان، اغلب با استفاده از بیش‌خوانی یا کم‌خوانی، به روایت نزدیک و با آن خودمانی می‌شوند. فلاندرنیک از این اصطلاح برای اشاره به فرایندی استفاده…

صدا voice

صدا تأثراتی است که با کمک آن روایت را «می‌شنویم»، حتی وقتی که روایت را در سکوت می‌خوانیم. مفهوم صدا به مفهوم کانونمندسازی بسیار نزدیک است. کانونمندسازی تأثراتی است که با کمک آن شخصیت‌ها و رخدادهای درون قصه را «می‌بینیم».…

شکاف gap

شکاف‌ها خلأهای کوچک یا بزرگ اجتناب‌ناپذیر در هر روایتی هستند که خواننده باید آن‌ها را بر اساس تجربه یا تخیل خود پر کند. در خوانش قصدگرای روایت داستانی، این فرایند محدود است به آن‌چه با متن و سرنخ‌هایش سازگاری دارد.…

شخصیت character

شخصیت موجودی انسانی یا شبه‌انسانی است. گاهی اصطلاح عام‌تر «کنشگر» یا «نقش‌آفرین/نقش‌ورز» را نیز به جای شخصیت به کار می‌برند. شخصیت موجودی است که در سیر وقایع نقشی ایفا می‌کند و از خود کنشگری نشان می‌دهد. این موجودات ممکن است…

سبک مستقیم direct style

سبک مستقیم بیان مستقیم گفتار یا افکار شخصیت است؛ چه «بدون ‌نشانه» و چه «با نشانه» (متمایز کردن از روایت با استفاده از گیومه یا نشانگرهای دیگری مانند «او گفت»). مثلاً «روز گرمی بود. السپت اندیشید: “آخه برای چی توی…

سبک غیرمستقیم آزاد free indirect style

سبک غیرمستقیم آزاد به روایتگری سوم‌شخصی اشاره دارد که در آن تفکرات و عواطف شخصیت در صدایش نمایان می‌شود، آن هم بدون استفاده از گیومه یا عبارات رایجی مانند «فکر کرد» یا «او گفت» و بدون استفاده از گفتمان دستوری…

سبک غیرمستقیم indirect style

سبک غیرمستقیم گفته‌ها یا افکار یکی از شخصیت‌ها است که از زبان راوی بیان می‌شود. مثلاً «روز گرمی بود. السپت پیش خود اندیشید چرا در چنین روزی باید سنگ‌ها را جابه‌جا کند؟» شاید این شیوه به اندازه‌ی نقل‌قول مستقیم رایج…

ساختار زمانی temporal structure

ساختار زمانی به چگونگی ارتباط زمان گفتمان روایی و زمان قصه اشاره دارد. زمان گفتمان روایی از سه راه ممکن است از زمان قصه فاصله بگیرد: 1. تغییر در ترتیبی که رخدادها برای ما بیان می‌شوند (ن.ک. به گذشته‌نمایی و…

ژانر genre

ژانر یا «گونه» فرمی ادبی است که بارها و بارها استفاده می‌شود. ژانرها یا گونه‌های ادبی به دو دسته‌ی روایی و غیرروایی تقسیم می‌شوند. رمان، حماسه، داستان کوتاه و چکامه همگی نمونه‌هایی از ژانرهای روایی‌اند. ممکن است ژانرها کاملاً تخصصی…

زاویه‌ی دید point of view

زاویه‌ی دید از نظر پرینس جدای از کانونمندسازی است. او زاویه‌ی دید را جایگاهی مفهومی یا ادراکی می‌داند، یعنی درست در مقابل واژه‌ی کانونمندسازی یا دیدگاه که «بر اساس آن رخدادها و موقعیت‌های روایت‌شده ارائه می‌شوند.» اما در عمل، تفکیک…