به روایت یک کرم کتاب | مردن با کتابها
نعیمه بخشی۶ فروردین ۱۴۰۰
کتاب خواندن پای ثابت همهی مراحل زندگی آدمهای کرم کتاب است. فرقی نمیکند در گیرودار چه اتفاقیاند، هر جور شده وقتی برای کتاب خواندن پیدا میکنند. اما مگر مرگ هم مرحلهای از زندگی نیست؟ برای یک کرم کتاب، مرگ هم با کتاب خواندن تنیده میشود. این مطلب بیکاغذ اطراف روایتیست از یک کرم کتاب.
مثل برخورد شهابسنگ | مرز داستان بازاری و داستان ادبی
رویا پورآذر۴ فروردین ۱۴۰۰
برچسبهایی مثل داستان بازاری و داستان ادبی برای ما غریبه نیستند. اما چه چیزی این دو را از هم متمایز میکند؟ و آیا داستان بازاری لزوماً بیارزش و کممایه است؟ در این مطلب بیکاغذ اطراف، ریوکا گالچن دربارهی همین موضوع حرف میزند.
گفتوگو با ربکا سولنیت، نویسندهی کتاب «نقشههایی برای گم شدن»
نیما م. اشرفی۲ فروردین ۱۴۰۰
ربکا سولنیت کنشگر و نویسندهی بیش از بیست کتاب دربارهی موضوعاتی از قبیل محیط زیست، سیاست و مسائل زنان است. او سال ۲۰۱۷ به دعوت گروه نویسندگی خلاق دانشگاه استنفورد دورهی «خواندن برای ناداستاننویسان خلاق» را در این دانشگاه برگزار کرد و به همین مناسبت روزنامهی استنفورددیلی مصاحبهای با ربکا سولنیت ترتیب داد تا دربارهی شغل و دغدغههایش و کنشگری از طریق نوشتن گفتوگو کند. این مطلب بیکاغذ اطراف ترجمهایست از مصاحبهی نیواستیتسمن و استنفورددیلی با او.
نوشتن از تروما سپر نقد نیست | مصاحبهی مونیکا لوینسکی با رکسان گی
کیوان سررشته۲۸ اسفند ۱۳۹۹
نوشتن از تروما کار دشواریست. خیلیها فکر میکنند شرط لازم و کافی برای نوشتن از دردها و زخمها شجاعت است و بیرون ریختن احساسات. اما تألیف نوشتهی خوبی که از دل ترومای خود یا دیگران درآمده باشد ، به چیز بیشتری نیاز دارد: به آگاهی از حدومرزهای خودمان و به انتخابهای فنی نویسندگی. اینهاست که نوشته را تأثیرگذار و باکیفیت میکنند. این مطلب بیکاغذ اطراف ترجمهی قسمتهایی از مصاحبهی مونیکا لوینسکی با رکسان گی دربارهی همین تجربه است؛ تجربهی نوشتن از تروما.
آخرش خوب تموم میشه؟ | روزمرههای تلخ و شیرین کتابفروشی
پونه بریرانی۲۳ اسفند ۱۳۹۹
کتابفروشی از آن شغلهاییست که خیلیها آرزو دارند روزی تجربهاش کنند، شاید به این دلیل که از سختیهایش چندان خبر ندارند. در این روایت بیکاغذ اطراف، پونه بریرانی از روزمرههای کتابفروشی میگوید، با همهی تلخیها و شیرینیهایش.
پادروایت چیست؟ | وقتی قصهها درگیر جدال میشوند
الهام شوشتریزاده۲۰ اسفند ۱۳۹۹
در کنار روایتهای غالب جامعه، همیشه روایتهای حاشیهایتری هم وجود دارند؛ روایتهایی که پادروایت نامیده میشوند و با روایتهای غالب درمیافتند. شناخت درست و دقیق از روایتها و پادروایتهای فرهنگی یک جامعه کمک میکند هویت و رفتارهایش را بهتر بفهمیم. بیکاغذِ اطراف در این مطلب سراغ همین مفهوم رفته است.
تأثیر اجتماعی با قصهگویی | بگذار قصه کار خودش را بکند
سعید قدوسینژاد۱۹ اسفند ۱۳۹۹
سازمانهای خیریه و نهادهای غیرانتفاعی همیشه تلاش میکنند تأثیر اجتماعی خودشان را بیشتر کنند. بیکاغذ اطراف در این مطلب سراغ شیوهی استفاده از قصه برای تحقق این هدف رفته و شرح میدهد که مدیران سازمانهای خیریهی غیرانتفاعی، متخصصان جذب سرمایه و میلیونها نیکوکار داوطلب چگونه میتوانند به کمک قصهها سرمایه، منابع و آگاهی بیشتری ایجاد کنند. اما این مطلب به درد هر کسی که به دنبال ارتقای تأثیرگذاریِ قصهگوییاش باشد هم میخورد.
فیل در کتابخانه | روایت یک کتابدار
مریم گریوانی۱۳ اسفند ۱۳۹۹
برای خیلیها کتابدار یعنی کسی که کتاب امانت میدهد. فقط همین. اما کتابداری یکی از آن کارهاییست که گاهی، دستکم برای بعضی از کتابدارها، فقط شغل نیست، خودِ زندگیست. مریم گریوانیِ کتابدار در این مطلب از حرفهاش میگوید و از جایی که در زندگیاش دارد.
در باب «استوریتلینگ» استارتآپی | برشی از کتاب استیو جابز غلط کرد با تو
آزاده رحیمی۹ اسفند ۱۳۹۹
قصهگویی یا (به قول استارتآپیها) «استوریتلینگ» از ارکان کمپینهای تبلیغاتیست و دستاندرکاران تبلیغات و بازاریابی تأکید زیادی روی آن دارند. اما تقریباً از هر کدامشان بخواهید دربارهاش توضیح بدهند، غیر از تعریف واژه، چیز بیشتری نمیدانند. این مطلب بیکاغذ اطراف برشیست از کتاب استیو جابز غلط کرد با تو؛ روایتی از وضع «استوریتلینگ» در اکوسیستم استارتآپیِ ما.
روایت و پژوهش | پژوهش روایی چیست؟
رویا پورآذر۵ اسفند ۱۳۹۹
پژوهش روایی از آن عبارتهاییست که سر زبانها افتاده اما شاید کمتر کسی معنای دقیق آن را بداند. آنچه پژوهش روایی را متمایز میکند این است که این شاخهی پژوهشی از روایت برای درک معانی چندبعدیِ جامعه، فرهنگ، رفتار انسانی و زندگی مدد میگیرد. این مطلب بیکاغذ اطراف مقدمهایست برای آشنایی با این حوزهی فکری و عملی.












