نامدرسه | همهچیز آنجا نیست
سوده شبیری۶ مرداد ۱۳۹۹
مدرسهرفتن مدتهاست که دیگر نه دانشآموزان را سر ذوق میآورد و نه پدرومادرها را. روایت سوده شبیری از “نامدرسه” را در این مطلب میخوانید.
آغاز روایت ها؛ داستانهای بهیادماندنی از کجا شروع میشوند؟
نیما م. اشرفی۲۵ تیر ۱۳۹۹
یکی از اساسیترین عناصر هر روایت داستانی یا ناداستانی آغاز روایت است؛ نقطهی شروع مواجههی خواننده و متن که در شکلدهی به تجربهی خواندن نقش مهمی دارد. با این حال، به نظر میرسد که اهمیت آغاز روایت در نقدها و پژوهشها عموماً نادیده مانده است. متن حاضر ــبخشی از پیشگفتار کتاب آغاز روایتهاــ پس از نگاهی گذرا به سیر تحوّل آغاز روایت در نمایشنامهها، رمانها، روایتهای مدرنیست و روایتهای پسامدرن میان آغاز روایت و روایت آغاز ــنقطهی شروع تاریخچههای کشورها، ادیان، اقوام و خیلی از موجودیتهای اجتماعی دیگرــ پل میزند.
معرفی آثار هنری مطرحشده در کتاب “نقشههایی برای گم شدن”
نیما م. اشرفی۱۸ تیر ۱۳۹۹
ربکا سولنیت در مجموعه جستار نقشههایی برای گم شدن (۲۰۰۵) به آثار متعددی اشاره میکند که در ادامه نمونهای از آنها را مشاهده میکنید.
قصهگویی برای کنش جمعی
الهام شوشتریزاده۱۰ تیر ۱۳۹۹
اهمیت روایت و قصه در دنیای انسانی بر کسی پوشیده نیست اما گویا صاحبنظران عرصهی سیاست و مخصوصاً دغدغهمندان کنش جمعی از این موضوع غافل ماندهاند. خیلیها نقش قصه و روایت در برانگیختن کنش جمعی، شکلدهی به آن و به سرمنزل مقصود رساندنش را نادیده میگیرند. فردریک دبلیو. مایر اینجا میکوشد با کنکاش در کارکردهای قصه و روایت در این عرصه گامی برای خلق یک روایت کنش جمعی بردارد.
موزهی قصهی آکسفورد | از نارنیا تا شگفتزار
الهام شوشتریزاده۱۰ تیر ۱۳۹۹
موزهی قصهی آکسفورد که همین چند ماه پیش پس از نوسازی بازگشایی شد تلاشیست برای تقویت پیوند کودکان ــو البته بزرگترهایشانــ با قصهها. این موزه با فراهم کردن فضایی برای تجربههای قصهمحورِ بدیع، بازدیدکنندگانش را به کنکاش بیشتر در دنیای قصهها و خیالپردازی و خلاقیت تشویق میکند.
تعلیق و پیرنگ در داستان پلیسیمعمایی
اصغر عبداللهی۳۰ خرداد ۱۳۹۹
ساختار کلی داستان پلیسیمعمایی در مقایسه با ژانرهای داستانی دیگر چندان تغییر نکرده است و همچنان تعلیق و پایان غیرمنتظره اما نه باورنکردنی حرف اول و آخر را در این ژانر میزند. اصغر عبداللهی در این مطلب سراغ داستانهای پلیسیمعمایی رفته و از ظرایف و ریزهکاریهای تعلیق، پیرنگآفرینی، فضاسازی و ریتم روایت در این ژانر داستانی میگوید. تعلیق ضامن یک متن (داستان، فیلمنامه، نمایشنامه) است؛ گروکشی روایت برای شنیدن و تماشای کل یک اثر. هیچ عنصر دیگری در روایت بهاندازهی تعلیق، ضامن…
نشانهای آفتابی برای سرزمینهای ابری | روایتی از پیادهروی اربعین
عباس طهرانی۲۶ خرداد ۱۳۹۹
شهریور ۹۷، یک روز پشت میز کارم در ایمیلها دنبال عکسی با کلیدواژهی اربعین میگشتم که به ایمیل خواندهنشدهی یک سایت گردشگری برخوردم. درخواست یک دانشجوی مطالعات سیاسی دانشگاهی معروف در کانادا بود برای پیدا کردن همسفر پیادهروی اربعین. فکر کردم که این راه را من همیشه با همراهانی شبیه خودم رفتهام و این میتواند فرصت خوبی برای درک نگاهی بیرونی به این رویداد باشد. درجا اعلام کردم که با تسلطم به عربی و انگلیسی میتوانم کمکت باشم. آنچه اینجا نوشتهام روایتی است از همراهی ششروزهی من و دوستم کمیل با برایان ساندرز کانادایی در سفر اربعین. نگاههای بیرونی و همراهشدن با کسی که لزوماً با پیشینه و تعصب شیعی بزرگ نشده است یک بار دیگر عیار ارزشهایی را که به آنها خو کردهایم نشانمان میدهند و از آن سو، راه را برای انتقال واضحتر پیام امام شهید هموار میکنند.
بازیهای رومیزی قصه میگویند؟
حسین رحمانی۱۰ خرداد ۱۳۹۹
بازی های رومیزی سرگرمیهایی قدیمیاند و تاریخچهای طولانی دارند. مارکو آرنادو، استاد ادبیات ایتالیایی دانشگاه ایندیانا که به قول خودش «خورهی بازی های رومیزی» است، در این مطلب سراغ موضوع جذاب «قصه در بازی های رومیزی» میرود و تلاش میکند در کشمکشِ میان دو مکتب روایتشناسی و بازیشناسی، تصویری از جایگاه و اهمیت و نقش قصه در چنین بازیهایی ترسیم کند.
ساکن شهری که کتابخانهاش من را می شناسد
فاطمه جناب اصفهانی۱۰ خرداد ۱۳۹۹
آدمهایی که دائم به کتابخانه میروند بعد از مدتی با کتابدارها، با اعضای همیشگی، با همسایهها و مغازهدارهای اطرافش عیاق میشوند. قرارومدارهایشان از آن به بعد آنجا متمرکز میشود و دیگر همه میدانند باید کجا پیدایشان کنند. کمکم گوشههای دنج کتابخانه را پاتوق خودشان میکنند. روایت زیر تعلّقخاطر و تأملات یکی از همین اعضای کهنهکار و ثابت کتابخانه است که جزئیاتی مثل برگهی یادآوری کتابها او را به خیالاتِ مختلفی کشانده است.
آبی دوردست | بازنماییِ حسرت و اشتیاق در هنر
نیما م. اشرفی۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۹
ربکا سولنیت از رنگ آبی دوردست چشماندازهای طبیعی و بازنماییاش در آثار هنری به حس اشتیاق و حسرت انسانی پل میزند؛ حسی که شاید جزء ذاتی وضعیت انسانی باشد.












