کتاب با پرتقال درهم بود | قصه‌های یک کتابخانه

سید محمد مرعشی۳ اسفند ۱۳۹۹
‏ کتابخانه‌ی آیت‌الله مرعشی نجفی در قم یکی از بزرگ‌ترین کتابخانه‌های ایران است و گنجینه‌ای از کتاب‌های نفیس و کهن را در خود جای داده ‏است. قصه‌ی پیدا کردن و خریدن و یک‌جا جمع کردن این کتاب‌ها قصه‌ی پرماجرایی‌ست. سید محمد مرعشی، فرزند آیت‌الله مرعشی نجفی، در این ‏مطلب کمی از سختی‌ها و شیرینی‌های این تلاش چنددهه‌ای می‌گوید.‏

مومیایی‌ها | من، دخترم و مرگ

توضیح مرگ، مخصوصاً مرگ آدم‌های آشنا، برای بچه‌ها از آن کارهای سختی‌ست که بیشتر پدرها و مادرها را می‌ترساند. این مطلب بی‌کاغذ اطراف روایتی‌ست از مواجهه‌ی ریوکا گالچن با معنا و مفهوم «مرگ» در ذهنِ دختر خردسالش.

شعر کمیک | شاعرانگی در قاب کارتون

سبا هاشمی‌نسب۲۱ بهمن ۱۳۹۹
گرچه خیلی‌ها ربطی میان شعر و کمیک‌ها ‌‌یا کتاب‌های مصور نمی‌بینند، پدیده‌ی «شعر کمیک» قدمتی به اندازه‌ی قدمت خود این ژانر دارد. شاید کمیک و شعر از دو جنس متفاوت باشند اما شاعرانگی بعضی از آثار برجسته‌ی کمیک با کار بسیاری از شاعران نام‌آشنای سنتی برابری می‌کند. این مطلبِ بی‌کاغذ اطراف سراغ بعضی از عالی‌ترین نمونه‌های شعر کمیک می‌رود و نشان می‌دهد که نباید کمیک‌ را ژانری بازاری، پیش‌پاافتاده، ناشاعرانه و محدود به بیان شخصی فرض کرد.

وقتی مفتون قصه می‌شویم | برشی از کتاب روایت و کنش جمعی ‏

تجربه‌ی گم شدن در قصه برای همه‌ی ما آشناست. اما وقتی چنین چیزی را تجربه می‌کنیم دقیقاً چه اتفاقی در مغز ما می‌افتد؟ چه می‌شود که ‏غصه و رنجِ قهرمان قصه، دل‌مان را به درد می‌آورد و از پیروزی‌اش به وجد می‌آییم؛ آن هم وقتی می‌دانیم که همه‌ی ماجرا فقط زاده‌ی خیال ‏است. فردریک میر در این برش از کتاب روایت و کنش جمعی به همین موضوع می‌پردازد. ‏

جادوی کتاب | نامه‌هایی به خواننده‌ی جوان ‏

نیما م. اشرفی۱۲ بهمن ۱۳۹۹
نامه‌هایی که این‌جا می‌خوانید از میان نامه‌های منتشرشده در کتاب شتابِ بودن: نامه‌هایی به خواننده‌ی جوان انتخاب شده‌اند. این نامه‌ها را بعضی از سرشناس‌ترین شخصیت‌های حوزه‌ی علم و فرهنگ و اندیشه ــ‌نویسنده‌ها، هنرمندان، دانشمندان، کارآفرینان و فیلسوفان‌ــ برای کودکان و نوجوانان کتاب‌خوان نوشته‌اند و ماریا پوپوا گردآوری‌شان کرده است. مضمونی که مثل نخ تسبیح همه‌ی این نامه‌ها را به هم وصل می‌کند عشق به کتاب و کتاب‌خوانی‌ست و خواندن این نامه‌ها برای بزرگسالان عاشق کتاب هم خالی از لطف نیست.

خرده‌روایت‌هایی از سفر | مقصد: زمین

نیما م. اشرفی۳ بهمن ۱۳۹۹
نیکوس هاجیکاستیس که سال ۲۰۰۳ میان‌سالی شغلش را رها کرد تا دور دنیا سفر کند در رشته‌ی فیزیک تحصیل کرده و بیش از یک دهه مدیر بزرگ‌ترین گروه رسانه‌ای زادگاهش، قبرس، بوده است. ابتدا قرار بود ۹۸ هفته‌ در سفر باشد اما سفرش ۳۳۹ هفته، یعنی شش سال و نیم، طول کشید و حاصل این سفرِ اودیسه‌وار کتابی با عنوان مقصد زمین: فلسفه‌ی سفر از دید یک جهانگرد شد. این‌جا گزیده‌ای از روایت‌های جذاب او از سفرش را می‌خوانید. این کتاب در دست ترجمه است.

مصاحبه با آدام گاپنیک | داری راه خودت را می‌روی و ناگهان می‌بینی هیولایی

کیوان سررشته۲ بهمن ۱۳۹۹
آدام گاپنیک به گفته‌ی خیلی‌ها، از جمله خودش، زندگی بسیار قشنگی دارد. او از اعضای قدیمی تحریریه‌ی نیویورکر ‏است و خیلی از کتاب‌هایش در فهرست پرفروش‌ها قرار گرفته‌اند. گاپنیک همراه همسر فیلمسازش، مارتا، و دو ‏فرزندشان در منهتن زندگی می‌کند و با آدم‌حسابی‌ها نشست‌وبرخاست دارد و وسط حرف‌هایش جمله‌های این شکلی از ‏دهانش بیرون می‌آیند: «یه بار جان آپدایک داشت می‌گفت…» و در ادامه هم به خاطر بی‌اعتمادبه‌نفسی و اضطراب ‏خاص یهودی‌اش اضافه می‌کند «البته ببخشید این‌جوری اسمش رو پروندم‌ها». ‏
خاطره‌پردازی امیلی تمپل لیترری هاب مریم فیروزان

ده خاطره‌پردازی برتر دهه

خاطره‌پردازی از پرخواننده‌ترین ژانرهای ناداستان است و برای نویسندگان هم جذابیت زیادی دارد. سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۹ دوره‌ی پرباری برای این ژانر بودند؛ دوره‌ای که خاطره‌پردازی‌های منتشرشده فهم سنّتی ما از ناداستان خلاق را تغییر دادند. در این مطلب با فهرستی از برترین خاطره‌پردازی‌های انگلیسی‌زبان این دهه آشنا می‌شوید.
کرونا و کتابخوانی قاسم فتحی ناصر گلپسند

فروپاشی در قطع وزیری | روایتی از قرنطینه‌ی خانگی یک عشق کتاب

قاسم فتحی۲۴ دی ۱۳۹۹
تعلّق جنون‌آمیز و افراطی به هرچیزی مستعد ساخت مایه‌ی شرّ و ناخوشی در زندگی‌ است، فرو رفتن به انتهای گودال سرزنش‎‌ها و تحقیرها و ناکامی‌ها. از نظر ناظر بیرونی که علاقه‌ی مشترکی به کتاب ندارد، تعلّق و وابستگی به کتاب را می‌توان سرلیست این شر نامید. علاقه‌ای که به ‌نظر خیلی‌ها نه عایدی دارد و نه آینده‌ای و حالا دیگر خیلی‌ هم دِمُده و عقب‌‎افتاده جلوه می‌کند. کتاب‌ها بعد از مدتی، به‌خصوص در زندگی زناشویی، ماندگاری اجناس لوکس و زیبا و دوست‌داشتنی را از دست می‌دهند و در قامت هیولا ظاهر می‌شوند. زندگی برای یک‌طرف هیجان‌انگیز و برای دیگری ملال‌آور می‌شود. این مطلب بی‌کاغذ اطراف روایتی است از روزهای قرنطینه‌ی یک عاشق کتاب، که با قرنطینه‌ی خانگی بقیه فرق دارد.

عکس در مقام روایت | از بازنمایی تا بازآفرینی

حسین پاینده۲۲ دی ۱۳۹۹
گرچه خیلی‌ها عکس را آینه‌‌ای بی‌طرف برای بازنماییِ واقعیت تصور می‌کنند، تحلیل این مدیوم از منظر روایت‌شناسانه چنین تصوری را رد می‌کند. در واقع، عکاس هنگام عکس گرفتن تصمیم‌هایی که درباره‌ی قاب‌بندی، فاصله‌ی دوربین از سوژه، زاویه‌ی عکس و جزئیات نورپردازی می‌گیرد که همگی دلالت‌های گوناگون ایدئولوژیک و گفتمانی دارند و به واسطه‌ی این دلالت‌ها روایتی ضمنی می‌آفرینند. به عبارت دیگر، عکاس در نقش راوی ظاهر می‌شود و با عکسی که پیش چشم‌مان می‌گذارد روایتی از واقعیت عرضه می‌کند که بر نظام ارزشی خاصی استوار است. در جهانی که مدام تصویری‌تر می‌شود، توجه به این ماهیت روایی عکس زمینه را برای فهم بهتر فرهنگ معاصر فراهم می‌کند.