جدال یا کشمکش agon
جدال یا کشمکش عامل پیشبرد بیشتر روایتهاست. در تراژدی یونانی، واژهی «جدال» را برای کشمکش یا ستیز به کار میبرند. در زبان انگلیسی، ریشهی واژههای شخصیت اصلی و رقیب شخصیت اصلی همین واژه است.
جدال یا کشمکش عامل پیشبرد بیشتر روایتهاست. در تراژدی یونانی، واژهی «جدال» را برای کشمکش یا ستیز به کار میبرند. در زبان انگلیسی، ریشهی واژههای شخصیت اصلی و رقیب شخصیت اصلی همین واژه است.
تیپ نوعی شخصیت است که در انواع متون روایی تکرار میشود. اودیپ، اتللو و ویلی لومان همگی از تیپهای قهرمان تراژیک هستند. اما شخصیت روایتها تقریباً همواره از تیپهای مختلفی تشکیل شده است. اتللو ترکیبی از تیپهای قهرمان تراژیک، شوهر…
تکهمتن را رولان بارت در کتاب اس/زد «واحدهای معنادار» متن نامید، یعنی همان «خشتهای دلالت» که ممکن است شامل هر چیزی بشود؛ از چند کلمه گرفته تا چندین جمله. از این اصطلاح در گفتمان مربوط به روایت الکترونیک برای اشاره…
تکگویی درونی از انواع سبک مستقیم برای بیان عواطف و افکار شخصیت است که در آن به شکلی افراطی از روشهای تجربی استفاده میشود. در این روش نشانههای دستوری رایج (مثل گیومه یا عبارت «با خود اندیشید») به کار نمیرود.…
تکرار به معنای بازگشت چندبارهی انگارهها، ایدهها، وضعیتها یا انواع شخصیت در روایت است. تکرار یکی از نشانههای مطمئن معناداری متن است. اگر نمیدانید چهطور متنی را تفسیر کنید، میتوانید از خودتان بپرسید: چه چیزی در این روایت تکرار شده؟…
تفسیر به معنای بیان معانی (از جمله نظرها، ارزشها و عواطف) دریافتشده از متن به زبان خود است و ممکن است شکلهای گوناگونی داشته باشد. تفسیر معمولاً در نوشتههای انتقادی یافت میشود. اما اغلب اجرای یک نمایش را «تفسیری» از…
تعویق به معنای کُندکردن جریان گفتمان روایی است. تعویق اغلب راهی است برای افزایش تعلیق.
تعلیق یعنی ابهام (به همراه میل به رفع آن) دربارهی اینکه قصه قرار است چهطور پیش برود. تعلیق ممکن است کم یا زیاد باشد اما میتوانیم بگوییم در روایتهایی که نمیگذارند کتابمان را ببندیم یا پایمان را از سالن سینما…
تدوین در زبان فرانسوی ــ به معنای تحتاللفظی ــ «سوارکردن» است. هنر تدوین فیلم عبارت است از ربطدادن نماهای جداگانه و ایجاد توالی بین آنها.
پیوستار زمانیمکانی اصطلاحی چندبُعدی است که باختین برای شیوههای پیچیدهی «چگالترشدن» روایت هنگام پیشروی آن به کار میبرد.
ن.ک. به پیرنگ.
پیرنگ اصطلاح پیچیدهای است. در زبان انگلیسی اغلب منظور از پیرنگ همان قصه است. در سنتهای زبانی دیگر (عموماً در زبانهای اروپایی) پیرنگ را معادل ترتیب چینش رخدادهای قصه در روایت میدانند. کاربرد دیگر این اصطلاح برای اشاره به زنجیرهی…
پیرامتن اصطلاحی است که ژنت برای مطالبی به کار میبرد که خارج از روایت اما به گونهای مربوط به آن هستند. ممکن است پیرامتنها به طور فیزیکی به محمل روایی ضمیمه شده باشند (درونمتنها)؛ مانند پیشگفتارها، فهرست مطالب، عنوانها، معرفی…
ن.ک. به آغاز و پایان.
بینامتنیت به معنای آن است که تمام متنها ــ از جمله روایتها ــ از متنهای از پیش موجود تشکیل میشوند. تفاوت بینامتنیت با «تلمیح» و «تقلید» در آن است که بینامتنیت وضعیت گریزناپذیر متون است و اختیاری نیست. مفهوم بینامتنیت…
بیشخوانی یعنی واردکردن مطالبی به متن که در آن وجود ندارد. در مقابل، کمخوانی به معنای نادیدهگیری مطالبی است که در متن وجود دارد. ظاهراً هر دو تا حدی گریزناپذیرند. میتوانیم بگوییم هدف خوانش قصدگرا به حداقل رساندن هر دوی…
بهنجارسازی توانایی فرم روایی ــ و بهویژه اَبَرپیرنگها ــ در ایجاد حس واقعیت یا حقیقت است. ن.ک. به طبیعیسازی.
بنمایه یک چیز، تصویر یا عبارت مستقل است که در روایت تکرار میشود. در مقابل، مضمون مفهوم عامتر یا انتزاعیتری است که نمودش بنمایه است. مثلاً سکه میتواند بنمایه و طمع مضمون یک روایت باشد.
ن.ک. به موجود.
ن.ک. به کانونمندسازی.