سبک غیرمستقیم indirect style
سبک غیرمستقیم گفتهها یا افکار یکی از شخصیتها است که از زبان راوی بیان میشود. مثلاً «روز گرمی بود. السپت پیش خود اندیشید چرا در چنین روزی باید سنگها را جابهجا کند؟» شاید این شیوه به اندازهی نقلقول مستقیم رایج…
سبک غیرمستقیم گفتهها یا افکار یکی از شخصیتها است که از زبان راوی بیان میشود. مثلاً «روز گرمی بود. السپت پیش خود اندیشید چرا در چنین روزی باید سنگها را جابهجا کند؟» شاید این شیوه به اندازهی نقلقول مستقیم رایج…
ساختار زمانی به چگونگی ارتباط زمان گفتمان روایی و زمان قصه اشاره دارد. زمان گفتمان روایی از سه راه ممکن است از زمان قصه فاصله بگیرد: 1. تغییر در ترتیبی که رخدادها برای ما بیان میشوند (ن.ک. به گذشتهنمایی و…
ژانر یا «گونه» فرمی ادبی است که بارها و بارها استفاده میشود. ژانرها یا گونههای ادبی به دو دستهی روایی و غیرروایی تقسیم میشوند. رمان، حماسه، داستان کوتاه و چکامه همگی نمونههایی از ژانرهای رواییاند. ممکن است ژانرها کاملاً تخصصی…
زاویهی دید از نظر پرینس جدای از کانونمندسازی است. او زاویهی دید را جایگاهی مفهومی یا ادراکی میداند، یعنی درست در مقابل واژهی کانونمندسازی یا دیدگاه که «بر اساس آن رخدادها و موقعیتهای روایتشده ارائه میشوند.» اما در عمل، تفکیک…
روایتمندی اصطلاحی بحثبرانگیز است. در این کتاب منظور از روایتمندی این است که یک متن چهقدر حس روایت بودنش را منتقل میکند. پرینس اصطلاح «روایتبودگی» را برای شرطهای لازمی وضع کرد که روایت باید داشته باشد تا بتوان آن را…
روایتگری سومشخص معمولاً روایتی است که در آن راوی جزو شخصیتهای داستان نیست و از زبان سومشخص به شخصیتها اشاره میشود (مثلاً «او این کار را کرد»؛ «او این را میگوید»). اغلب به این نوع روایتگری روایتگری دانای کل هم…
ن.ک. به نقل.
روایتگری دومشخص روایتگری از زبان دوم شخص است (مثلاً «تو این کار را کردی»؛ «تو آن را گفتی»). این نوع روایتگری انتخاب دستوری نسبتاً مهجوری است اما امروزه استفاده از آن در داستانها و حتی خودزندگینامهها رو به افزایش است.…
روایتگری دانای کل روایتگریِ آن دسته از راویهایی است که ظاهراً همه چیزِ مربوط به قصهی روایتشده را میدانند. این اصطلاح در عین رواج، مسألهساز نیز هست و در مجموع بیشتر گیجکننده است تا مفید. این درست که راویهایی هستند…
ن.ک. به نقل.
ن.ک. به نقل و روایتپریشی.
روایتگری اولشخص معمولاً روایتگریِ شخصیتی است که در قصهی روایتشده نقشی ایفا میکند. توجه داشته باشید که نمونههای بسیاری از راویهایی وجود دارد که در داستان شخصیت نیستند اما از زاویهی «اولشخص» و گاه در کلِ اثر صحبت میکنند (مثل…
روایتگری همان گفتن قصه یا بخشی از آن است. گاهی نمیتوان روایتگری را از روایت تفکیک کرد. روایتگری مورد نظر ما، زیرمجموعهی روایت کلامی است و به عمل راوی اشاره دارد.
روایتشنو نوواژهی پیشنهادی پرینس برای مخاطب مورد نظر راوی است. در رمان دل تاریکی، پیشهوران روی عرشهی کشتی «نلی» در واقع روایتشنوی مارلو هستند. نباید روایتشنو را با خواننده ــ چه واقعی و چه نهفته ــ اشتباه گرفت. ضمن اینکه…

روز یکشنبه، بیستودوم مهرماه ۱۳۹۷، نشستی به منظور نقد و بررسی کتاب «رستخیز» در کتابخانه عمومی پیروزی تهران برگزار شد. در این نشست ابتدا خانم نفیسه مرشدزاده، دبیر مجموعهی «کآشوب» که «رستخیز» کتاب دومش است، کتاب «رستخیز» را اینطور معرفی…
روایت درونی عموماً همان «داستان در داستان» است یا روایتی که در دل روایت قاب قرار دارد. ریان و پالمر معنای درونکاشت روایی را گسترش دادند تا شامل همهی خردهروایتهایی نیز بشود که شخصیتها در فرایند معمول تفکر یا گفتوگویشان…
روایتپژوهی نوواژهی پیشنهادی تزوتان تودوروف است. تودوروف نخستین بار در سال 1969 از این اصطلاح برای اشاره به حوزهی علمی توصیفیای استفاده کرد که ویژهی مطالعهی نظاممند روایت است. در ابتدا این حوزه را زیرمجموعهی پژوهشهای ساختگرای ادبیات میدانستند اما…
روایتپریشی برهمزدن ساحتهای روایی است که در آن معمولاً موجود یا موجوداتی از ساحت روایی دیگر یا حتی خارج از روایت به نقل روایت یا دنیای داستان هجوم میآورند. مثلاً وقتی راوی برونگو وارد سیر وقایع میشود، یا یکی از…
روایت بازتابی یا خودارجاع (یا خودآگاه) روایتی است که با استفاده از ابزارهای صوری یا مضمونی توجه مخاطب را به وضعیت خود به مثابه هنری برساخته جلب میکند. بازتابندگی وضعیتی است که میتوان آن را هم در متون غیرروایی و…
روایت انشعابی روایتی است که در آن دو یا چند جهان ناسازگار در یک ساحت نقل حضور دارند. ن.ک. به روایتپریشی.