هر برند یک قصه است دانلد میلر دونالد میلر استوری برند قصه برند رسول بابایی انتشارات اطراف بازاریابی و قصه گویی استراتژی فروش تبلیغات محصول برندنامه Building a StoryBrand: Clarify Your Message So Customers Will Listen
نوشته‌ی | اردیبهشت ۱۳, ۱۳۹۹
استوری برند، چارچوبی برای روایت‌آفرینی در دنیای کسب‌وکار

اولین اشتباه برندها این است که بر آن جنبه‌هایی از محصول‌شان که به مردم برای بقا و رشد کمک می‌کند، تمرکز نمی‌کنند. همه‌ی قصه‌های بزرگ درباره‌ی بقا هستند؛ بقای فیزیکی، عاطفی، ارتباطی یا معنوی. قصه‌هایی که درباره‌ی این موضوع‌ها نباشند توجه مخاطب را جلب نمی‌کنند. کسی به این قصه‌ها علاقه ندارد. این یعنی اگر محصولات و خدمات شما به بقا، بالیدن، پذیرفته شدن، یافتن عشق، کسب هویت آرمانی یا پیوند با اجتماعی که از نظر فیزیکی و اجتماعی از افراد دفاع می‌کند کمک نکند، بعید است موفق شوید چیزی بفروشید. این چیزهایی است که برای مردم اهمیت دارد.

شفیعی کدکنی فرخی یزدی روایت کتابخوانی
نوشته‌ی | فروردین ۳۰, ۱۳۹۹
روایت محمدرضا شفیعی کدکنی و آشنایی‌اش با دیوان فرخی یزدی

«این مصاحبه در شهر فرانکفورت در آلمان در بهار 1369 انجام گرفته و این در سفری بود که به همراه زنده‌یاد مهدی اخوان ثالث به آن بلاد رفتیم برای شرکت در یک کنگره‌ی شعر، در خانه فرهنگ جهان haus der kulturen welt در برلین.» آنچه در ادامه می‌خوانید پاسخ شفیعی کدکنی به دو سؤال از او درباره‌ی اولین تجربه‌های شعری است. سؤالی که پاسخ آن روایتی خواندنی است از شفیعی کدکنی و کتاب‌ تأثیرگذار دوره‌ی نوجوانی‌اش.

پل ریکور تاریخ‌نگاری گزارش تاریخی گزارش داستانی
نوشته‌ی | فروردین ۲۲, ۱۳۹۹
گفت‌وگو با پل ریکور درباره‌ی ارتباط گزارشِ تاریخی و گزارشِ داستانی

پل ریکور، فیلسوف فرانسوی، افق تازه‌ای در نگاه به زمان و روایت گشوده است. در گزیده‌ای که از گفت‌وگوی او با دلاکامپانی درباره‌ی استعاره و روایت جدا کرده‌ایم به موضوع پیوستگی یا گسستگی تاریخ و داستان پرداخته است. به ‌نظر ریکور نه داستان از واقعیت جداست و نه تاریخ می‌تواند پیوندش با روایتگری را انکار کند.

نوشته‌ی | فروردین ۲۱, ۱۳۹۹
خواب پیاده‌روها، خواب مادرم

حمید امجد نمایش‌نامه‌نویس، پژوهشگر و کارگردان تئاتر و سینما، در این روایتِ شهر از گذرگاه‌های شهر نوشته است. از مسیری که میدان‌ها و پیاده‌روها طی کرده‌اند. از دوره‌ای که شهر مثل یک مادر هویتی همیشه حاضر داشت تا امروز که دورتر شده است. بچه که بودم شهر آ‌‌ن‌قدر حضور داشت، آن‌قدر بود، که نیازی نبود دنبالش بگردم یا اصلا به بود و نبودش فکر کنم. کافی بود دست دراز کنم و آن‌جا بود. مثل مادرم. من آخرین فرزند خانواده بودم. ششمین اما سهمم از مادر یک‌ششمِ مجموعه‌ی فرزندان نبود. حضور مادرانه‌ی او برای هریک‌مان کامل بود. پذیرا و بی‌قید و...

خاطرات نقشهایی به یاد احمد اخوت
نوشته‌ی | فروردین ۱۵, ۱۳۹۹
خودزندگی‌نامه‌ها چطور تقسیم‌بندی می‌شوند

خاطره این روزها مدام مهمتر از قبل می‌شود. شبکه‌های اجتماعی پر از خاطرات و روایت‌های شخصی شده‌اند بدون این‌که عیارشان معلوم باشد. خودزندگی‌نامه از محبوب‌ترین قالب‌های امروز است و آدم‌های مشهور و غیرمشهور فکر می‌کنند که باید روایتی از زندگی خودشان بر جای بگذارند. در چنین اوضاعی  شناخت این قالب‌ و زیرگونه‌هایش و وضعی که این ژانر ادبی الان در دنیا دارد برای مخاطب ایرانی مهم می‌شود. احمد اخوت در کتاب نقش‌هایی به یاد به این موضوعات پرداخته است و از چند منظر این گونه را تقسیم‌بندی و معرفی کرده است و زمینه‌ی اندیشیدن درباره‌ی این نوع ادبی و اقتضائاتش...