برچسب کآشوب

چند روایت از چندین روایت محرم | سوگواری عاشورا و فرهنگ ایرانی

کآشوب، رست خیر، مهمان گاه، زان تشنگان، رهیده، نفیسه مرشدزاده

بسیاری از افراد در ایام محرم با سؤالاتی در مورد معنا و اهمیت این ماه مواجه هستند. محرم صرفاً ماهی برای سوگواری نیست، بلکه فرصتی است برای درک عمیق‌تر تاریخ و فرهنگ دینی ما. آیا آداب و رسوم محرم می‌تواند…

زهره ترابی

زهره ترابی، چادر کردیم رفتیم تماشا، همشهری جوان، خانم فردا کوچ است، سفرنامه های قدیمی زنان، ما ایوب نبودیم، کآشوب، مهمان گاه، زن تشنگان، رهیده، پاریس از دور نمایان شد، بمبئی رقص الوان است، تماشای شهر، حظ کردیم و افسوس خوردیم، فرار از قصر

زهره ترابی روزنامه‌نگار، پژوهشگر و نویسنده در سال 1369 به دنیا آمد. او فارغ‌التحصیل رشتۀ مهندسی کامپیوتر است و فعالیت ادبی‌اش را از سال 1393 در مجلۀ همشهری جوان شروع کرد. او در سال‌های بعد با نشریاتی همچون دانستنی‌ها، تراژدی…

راهنمای کامل خرید سازمانی برای کسب‌وکارها | خرید سازمانی کتاب‌های اطراف

خرید سازمانی یکی از مهم‌ترین فرایندهای مدیریتی در هر کسب‌وکاری است که به بهبود عملکرد سازمان و کاهش هزینه‌ها کمک می‌کند. این فرایند گرچه مزایای زیادی دارد ولی معمولاً با چالش‌هایی هم همراه خواهد بود. در این صورت با برنامه‌ریزی…

یلدا؛ فلسفه و سنتی چند هزار ساله | هدایای سازمانی برای شب یلدا

شب یلدا

شب یلدا، یکی از زیباترین و مهم‌ترین جشن‌های ایرانی است که به عنوان مبدأ فصل زمستان و طولانی‌ترین شب سال شناخته می‌شود. این شب به‌ عنوان نمادی از پیوند خانواده، دوستی و همبستگی اجتماعی در میان ایرانیان به شمار می‌آید…

دانلود کتاب کآشوب

کآشوب، روايت‌هایی واقعی و مستند از نسبت نسل‌های متفاوت امروز با واقعۀ سال 61 هجری است. در این کتاب بنا بود به گستره و تنوع زاويۀ ديد نويسندگان متفاوت به يک اتفاق واحد دست يابيم. هر نويسنده‌ای از وجهی به…

نفیسه مرشدزاده

کآشوب، نشر اطراف، همشهری داستان، بی کاغذ، ما ایوب نبودیم، مهمان گاه، رست خیز، زا تنشنگان، رهیده، نفیسه مرشدزاده

نفیسه مرشدزاده، روزنامه‌نگار، نویسنده، مترجم و ویراستار، در سال 1350 در تهران به دنیا آمد. او فارغ‌التحصیل مهندسی شیمی از دانشگاه شریف است و فعالیت ادبی‌اش را از سال ۶۸ و با همکاری در مجله‌ی سروش نوجوان آغاز کرد. او…

کآشوب، برگزیده‌ی سومین دوره‌ی کتاب سال عاشورا

کآشوب کاشوب نفیسه مرشدزاده برگزیده کتاب سال عاشورا نشر اطراف

مراسم اختتامیه‌ی سومین دوره‌ی جایزه‌ی دعبل خزاعی، کتاب سال عاشورا ، عصر چهارشنبه، بیست‌وهفتم شهریورماه ۱۳۹۸ با حضور جمعی از نویسندگان و پژوهشگران عاشورایی در خانه‌ی اندیشمندان علوم انسانی، برگزار و برگزیدگان بخش‌های مختلف این رویداد معرفی شدند. در این…

بریده کتاب کآشوب بخشی از روایت «به هیأت تازه مادرها» نوشته معصومه توکلی

بخشی از روایت «به هیأت تازه مادرها» از کتاب کآشوب را با هم می‌خوانیم: خانم دکتر همان جور خیره به مانیتور گفت بیست و شش مهر. در سرم یک نفر داشت حساب می‌کرد هجده شهریور تا بیست و شش مهر؟…

بریده کتاب کآشوب بخشی از روایت «کرنای قرشماری» یاسر مالی

بخشی از روایت «کرنای قرشماری» از کتاب کآشوب را با هم می‌خوانیم: جایگاه ما در بالکن خرمافروشی آقای شاد، درست وسط خیابان بود: در میانه راه فلکه سِبرِز و چهارراه امام‌زاده. ما که در طبقه بالا می‌نشستیم، بهترین منظره را…

بریده کتاب کآشوب بخشی از روایت «کتیبۀ سفید برای واترلو» نرگس ولی‌بیگی

بخشی از روایت «کتیبۀ سفید برای واترلو» از کتاب کآشوب را با هم می‌خوانیم: خانه‌ی واترلو شب‌های روضه شبیه کاروان‌سرا بود. از شهرهای اطراف می‌آمدند و ما نمی‌گذاشتیم شب برگردند. دوستان قدیمی‌مان از همیلتون آن‌ همه راه می‌آمدند که عزاداری…

بریده کتاب کآشوب بخشی از روایت «تاریک روشنای کوره» محمدحسین محمدی

بخشی از روایت «تاریک روشنای کوره» از کتاب کآشوب را با هم می‌خوانیم: روضه را با شعر «جوانان بنی‌هاشم بیایید» تمام می‌کنم. صورتم خیس است و تنم عرق دارد. در را که باز می‌کنم، باد می‌پیچد زیر عبام. محکم دور…

بریده کتاب کآشوب بخشی از روایت «واحد شمیرانی» مهدی شادمانی

بخشی از روایت «واحد شمیرانی» از کتاب کتاب کآشوب را با هم می‌خوانیم: هر سال محرم برای من از شب علی‌اکبر(ع) شروع می‌شود. شب هشتم. شب علی‌اکبر(ع) جان می‌دهد برای شروع. شب هشتم همان شبی است که چشم‌هام را می‌بندم…

بریده کتاب کآشوب بخشی از روایت «گیسوی حور در امین‌حضور» نفیسه مرشدزاده

بخشی از روایت «گیسوی حور در امین‌حضور» کتاب کآشوب را با هم می‌خوانیم: چهاردهم ماهی در پانزده‌سالگی‌ام بود. گل‌های چادری که سرم بود یادم است. قرمز ریز بودند با کاسبرگ زرد. مثل باقی چهاردهم‌ها، وقت خواندن سید، چادر را آورده…

بریده کتاب کآشوب

بخشی از کتاب کآشوب را با هم می‌خوانیم: مهدی‌قمی قدش بلند بود. سبزه، لاغر و استخوانی. با دندان های زرد و لب های خشکیده. زیر چشمش همیشه گود بود و صدایش خش داشت. می‌رفت ایران و باز می‌آمد. عمویش کامیون…

معرفی کتاب کآشوب

کتاب کآشوب شامل بیست و سه روایت از نویسنده‌های مختلف با دیدگاه‌های متفاوت است که درباره نسبت خودشان و محرم نوشته‌اند. روایت‌ها به زبانی روشن و ساده نوشته شده‌اند و هرکدام طعم و لحن اقلیم یا فکری را دارند که…