هانا آرنت، میخائیل باختین، دموکراسی، خلق دموکراسی، چارلز هرش، سیاست

آرنت، باختین و دموکراسی | دیالوگی دربارۀ دموکراسی

کتاب خلق دموکراسی نوشتۀ چارلز هِرش، دو نظریه‌پرداز مهم دموکراسی را برای نخستین بار به گفت‌وگو با یکدیگر می‌نشاند: هانا آرنت و میخاییل باختین. این دو متفکر درکی مشابه از دموکراسی داشتند که برآمده از مواجهه‌شان با حاکمیت‌هایی تمامیت‌خواه بود؛ آلمان نازی برای آرنت و روسیۀ استالینی برای باختین. هِرش در این کتاب مدعی می‌شود آرنت و باختین نگاهی یکه به دموکراسی دارند که تمرکز آن بر خلق و خلاقیت است. این دو، دنیایی را در نظر می‌گیرند که هم فضایی برای رشد و ابراز فردیت همۀ افراد فراهم می‌کند و هم شکل‌گیری ارتباط متقابل سالمی میان افراد را سهولت می‌بخشد؛ دنیایی که ما را به یکسانی فرونمی‌کاهد. آن‌ها به توصیف بسیاری از خطرات اجتماعی، سیاسی‌ یا ایدئولوژیکی که چنین دنیای انسان‌گرایانه‌‌ای را تهدید می‌کنند نیز می‌پردازند. آرنت و باختین با مجموعه‌ روش‌هایی متنوع، جایگزین‌هایی برای پساساختگرایی و لیبرالیسم پیشنهاد می‌کنند تا به ما نشان ‌دهند همین سوژۀ متأثر از فرهنگ و خصوصاً زبانی که با آن صحبت می‌کند و می‌اندیشد، هنوز می‌تواند به برساخت خود و جهان کمک کند. در نگاه هر دو نظریه‌پرداز، انسان‌ها موجوداتی معناآفرین هستند که همزمان با شکل‌گیری‌شان توسط زبان، خود نیز جهان را عمدتاً به واسطۀ زبان شکل می‌دهند.

پل ریکور، صالح نجفی، بی کاغذ اطراف، الهام شوشتری زاده، نفیسه مرشدزاده، ارسطو، سقراط، آگوستین قدیس، اعترافات، زمان

زندگی در جست‌وجوی روایت | جستاری از پل ریکور دربارۀ نسبت روایت و زندگی

اولین تکیه‌گاهی که در تجربۀ زیستن برای فهم روایت می‌یابیم همین ساختار عمل و رنج بشری است. از این لحاظ، میان حیات بشری و حیات حیوانی فرق بسیار است و به‌ طریق اولی میان حیات انسانی و هستی در عالم جمادات. ما معنای عمل و رنج را چگونه می‌فهمیم؟ به‌ یاری توانایی‌مان برای این‌که کل شبکۀ عبارت‌ها و مفهوم‌هایی را که زبان‌های عادی در اختیارمان می‌گذارند به‌ شیوه‌ای بامعنی به کار بریم: به‌ وسیلۀ این شبکه می‌توانیم تمایز بگذاریم میان «عمل» و حرکت‌های محض جسم و «رفتار»های روان‌تنی. از این راه پی می‌بریم به معنای پروژه‌ها، هدف‌ها، وسیله‌ها، اوضاع‌واحوال و غیره. همۀ این مفهوم‌ها به‌ اتفاق هم شبکه‌ای را شکل می‌دهند که می‌توان از آن به شبکۀ معناشناسی عمل تعبیر کرد. در این شبکه تمامی مؤلفه‌های ترکیب دیالکتیکی عناصر نامتجانس را می‌بینیم. از این لحاظ، آشنایی ما با شبکۀ مفهومی کردارهای بشری هم‌مرتبۀ آشنایی ماست با پیرنگ داستان‌هایی که می‌شناسیم؛ این همان فهم فرونتیکی است که بر فهم ما از عمل (و از رنج) حاکم است و همچنین بر فهم ما از روایت.