من دنبال مادر هاچ، زنبور عسل، می‌گردم | روایت یک غرفه‌دار از مردم در نمایشگاه کتاب تهران

در روزگاری که هنوز سروکله‌ی کرونا در دنیا پیدا نشده بود، نمایشگاه‌های واقعی رونق داشتند. اگر روزگاری می‌شنیدیم چند سال بعد همایش‌ها و نمایشگاه‌ها مجازی برگزار خواهند شد، روی سرمان شاخ قشنگی سبز می‌شد. اما تا همین دو سال پیش نمایشگاه کتاب تهران دلخوشیِ اردیبهشتی مردم بود. آدم‌های فراوانی به نمایشگاه سر می‌زدند، از کتابخوان‌ها تا بروشور جمع‌کن‌ها. از دزدان کتاب تا مادربزرگی که می‌خواست کتابی را که برای نوه‌اش خریده بود، پس بدهد. از بازدیدهای پرسروصدای مدارس و پدران و مادران دغدغه‌مند و گاه بی‌توجه تا دختر نوجوان گم‌شده. این مطلب بی‌کاغذ اطراف روایت یک غرفه‌دار است از مردمِ نمایشگاه کتاب.

کتاب‌ها و تأثیرشان – بخش دوم | ردپای کتاب در زندگی‌ مشاهیر ایران

کتاب و کلمه‌ رد عمیق و ماندگاری بر خاطر خواننده بر جای می‌گذارد. ردپای کتاب در خودزندگی‌نامه‌های شخصیت‌های برجسته‌ی ایرانی نیز دیده می‌شود و مشاهیر گاه از جادوی کلمات در زندگی خود گفته‌اند. گروه مطالعاتی منش، زیر مجموعه‌ی نشر اطراف است که نقاط عطف زندگی مشاهیر ایران را در قاب خودزندگی‌نامه‌های ایرانی بررسی کرده است. این‌ بار بی‌کاغذ اطراف به سراغ بخشی از این پروژه رفته که در آن مشاهیر از کتاب‌های تأثیرگذارِ زندگی‌شان گفته‌اند. 

لالایی‌های ایرانی، لالایی‌های پرنیانی | گذری بر کتاب «پرنیان و آب»

لالایی‌های ایرانی بخشی از فرهنگ شفاهی مردم این سرزمین‌اند. سال‌ها سینه‌به‌سینه نقل شده‌اند و از مادر به فرزند رسیده‌اند. نخستین سرایندگان این ترانه‌های عامیانه مشخص نیستند اما بی‌شک مادرانی بی‌نام و نشان در هر خانه و کوچه و پس‌کوچه لالایی‌ها را سروده‌اند، رنگ و آبش داده‌اند و پرسوز و گدازش کرده‌اند. در طول سال‌ها کتاب‌ها و پژوهش‌های بسیاری درباره‌ی فرهنگ لالایی نوشته شده؛ یکی از کسانی هم که بخشی از لالایی‌های ایرانی را در کتاب پرنیان و آب گردآوری کرده، ثریا قزل‌ایاغ است. این مطلب بی‌کاغذِ اطراف روایتی مادرانه است از همین کتاب کوچک و غنی.

جنازه‌ی کتاب | روزنوشت‌های یک معلم کتاب‌دوست

«فرهاد سه‌سال‌و‌نیمه‌مان، کارش با کتابش که تمام می‌شود، آن را قیچی می‌کند. البته هر کتاب، تا برسد به قیچی شدن، خیلی راه دارد. آن‌قدر برای فرهاد کتاب را می‌خوانیم که حفظش می‌شود. فرهاد آن‌قدر کتاب را ورق می‌زند که زهوارش درمی‌رود. آخر سر، وقتی کتاب رو به ویرانی می‌نهد، فرهاد با قیچی می‌نشیند بالای سرش. با دقت کتاب را ورق می‌زند و قیچی را می‌گذارد بیخ گلوی یک صفحه‌ی کتاب.» این مطلب بی‌کاغذ اطراف روایتی است از روزمرگی‌های یک معلم کتاب‌دوست. 

کتاب‌ها و تأثیرشان – بخش اول | ردپای کتاب در زندگی‌ مشاهیر ایران

کلمه‌ها جادو می‌آفرینند. در سطر سطر کتاب تصاويری می‌سازند زنده و دریچه‌ای می‌شوند به دنیاهایی متعدد و متنوع. و گاه این دریچه‌های نو خواننده را بر آن می‌دارد که سرنوشت و زندگی خود را تغییر دهد. گروه مطالعاتی منش زیر مجموعه‌ی نشر اطراف است که نقاط عطف زندگی مشاهیر ایران را در قاب خودزندگی‌نامه‌های ایرانی بررسی کرده است. این ‌بار بی‌کاغذ اطراف به سراغ بخشی از این پروژه رفته که در آن مشاهیر از کتاب‌های تأثیرگذار در زندگی‌شان گفته‌اند. در ادامه بخش اول این مطلب را می‌خوانید.

خوشبختانه کجاست؟ | کتاب خواندن دخترم

کتاب خواندن برای بچه‌ها جزئی از برنامه‌ی روزانه‌ی خیلی از پدرها و مادرهاست اما کتاب کودک دقیقاً یعنی چه؟ چیزی که قصه‌های کودکانه را از ادبیات غیرکودکانه متمایز می‌کند چیست؟ ریوکا گالچن که پس از مادر شدنش ادبیات را از منظری متفاوت می‌بیند در این مطلب بی‌کاغذ اطراف سراغ همین موضوع رفته است.

به روایت یک کرم کتاب ‏| مردن با کتاب‌ها

کتاب خواندن پای ثابت همه‌ی مراحل زندگی آدم‌های کرم کتاب است. فرقی نمی‌کند در گیرودار چه اتفاقی‌اند، هر جور شده وقتی برای کتاب خواندن پیدا می‌کنند. اما مگر مرگ هم مرحله‌ای از زندگی نیست؟ برای یک کرم کتاب، مرگ هم با کتاب خواندن تنیده می‌شود. این مطلب بی‌کاغذ اطراف روایتی‌ست از یک کرم کتاب.

آخرش خوب تموم می‌شه؟ | روزمره‌های تلخ و شیرین کتابفروشی

کتابفروشی از آن شغل‌هایی‌ست که خیلی‌ها آرزو دارند روزی تجربه‌اش کنند، شاید به این دلیل که از سختی‌هایش چندان خبر ندارند. در این روایت بی‌کاغذ اطراف، پونه بریرانی از روزمره‌های کتابفروشی می‌گوید، با همه‌ی تلخی‌ها و شیرینی‌هایش.

فیل در کتابخانه | روایت یک کتابدار

برای خیلی‌ها کتابدار یعنی کسی که کتاب امانت می‌دهد. فقط همین. اما کتابداری یکی از آن کارهایی‌ست که گاهی، دست‌کم برای بعضی از کتابدارها، فقط شغل نیست، خودِ زندگی‌ست. مریم گریوانیِ کتابدار در این مطلب از حرفه‌اش می‌گوید و از جایی که در زندگی‌اش دارد.