همه دربارهٔ چتجیپیتی و «مدلهای زبانی بزرگ» مشابهی حرف میزنند که متن مینویسد، به پرسشها پاسخ میدهد و حتی با ما وارد گفتوگوهای خصوصی میشود. همه از این سیستمها در شگفتاند، برخی کنجکاوانه و بیدغدغه از بازی با آنها لذت میبرند و برخی دیگر در مورد استفادهٔ گسترده از آنها هشدار میدهند. افزون بر این نگرانی که با این مدلها در برخی حوزهها تقلبهایی صورت میگیرد و دیگر اینکه بسیاری از وظايف را میتوان به ماشین محول کرد و به همین دلیل برخی مشاغل خاص از رده خارج میشوند، پرسشهای دیگری هستند که احساسات را برمیانگیزند: چطور میشود که ماشینها به این سادگی ما را به لحاظ احساسی خشمگین کنند یا تحت تأثیر قرار دهند؟ آیا آنها احساسات ما را میشناسند؟ آیا خود این سیستمها هم احساس دارند؟
کتاب احساسات آینده: چگونه با هوش مصنوعی عاطفی زندگیمان را تغییر دهیم نوشتۀ اوا وبر-گوسکار در پی پاسخ به همین پرسشها، موضوع رایانش احساسی را دستمایه قرار داده و تحلیل کرده است. به نظر این فیلسوف، رایانش احساسی امروزه نقشی در بسیاری از حوزههای زندگی ما بازی میکند و این نقش در آینده پررنگتر خواهد شد. بنابراین بهشدت لازم است که در حکم یک جامعه بهموقع، یعنی همین الان، در مورد این موضوع بحث کنیم که استفاده از این فناوری کجا مطلوب یا دستکم موجه است و چگونه باید آن را در هر مورد به صورت خاص طراحی یا تنظیم کرد. موضوع روشن کردن توانایی بالقوهٔ سوءاستفاده از کارکردهای جدید، مثلاً برای تقلب، و کاهش آن تا حد ممکن نیست. بحث طرح پرسشهایی بنیادی دربارهٔ شناخت خویشتن و خودمختاری، صمیمیت و روابط اجتماعی، دربارهٔ ارزش حریم خصوصی، دربارهٔ سر کار داشتن با احساسات به صورت فردی و عمومی و نیز سیاسی است – و بهویژه دربارهٔ اینکه خود را در میان حیوانات و ماشینها نهفقط به عنوان حیوان عقلورز بلکه همچنین حیوان عاطفهورز درک کنیم.
تاکنون دربارهٔ احساسات، حسیافتها و عواطف دقیقاً چه میدانیم؟ چه تغییراتی را در خصوص احساسات در جهان زیستیمان میخواهیم و چه تغییراتی را نمیخواهیم؟ اندیشیدن دربارهٔ فناوری همواره اندیشیدن دربارهٔ انسان و طبیعت هم هست. کتاب احساسات آینده به جای پاسخهای حاضر و آماده، انگیزههایی برای بحث عرضه میکند. نویسنده پیش از هر چیز معتقد است وقتی دربارهٔ هوش مصنوعی صحبت میکنیم مهم است که در مورد واژهٔ «هوش» دچار سوءتفاهم نشویم. معمولاً از هوش در نسبت با انسانها و برخی حیوانات بسیار پیشرفته با تواناییهای ذهنی خاصی سخن میگوییم. در هر دو مورد هوش یکی از ویژگیهای موجودات دارای درک است که از آگاهی و احساسات (یا دستکم حسهایی همچون لذت و درد) بهرهمندند. این استفادهٔ متداول از مفهوم فوق غالباً سبب میشود افراد از «هوش مصنوعی» چیزی برداشت کنند که از آنچه با واقعیت همخوانی دارد، فراتر است.
در نهایت اینکه فناوریهای یادگیری ماشین حال برای ثبت، شبیهسازی عواطف و تحریک هدفمند و پدیدههای مرتبط نیز به کار گرفته میشوند. در کتاب احساسات آینده از یک سو به روشهای مختلف رایانش احساسی پرداخته میشود و از سوی دیگر از انبوه امکانات، نمونههایی برگزیده از کاربردهای آن را عرضه میگردد تا مسائل تجویزی آنها به بحث گذاشته شود. تمرکز اوا وبر-گوسکار بر نمونههایی از زندگی روزمره است نه حوزههای تخصصی همچون پزشکی یا صنعت. او تلاش میکند خوانندگان را به سطح معینی از اطلاعات برساند و تأمل و بحث بیشتر را به خود آنان واگذار کند، زیرا پس از مواجهه با این کتاب و خواندن این فلسفهورزی پرسشهای متعدد مهمی مطرح میشود: مثل اینکه با سنجیدن خود حقیقتاً چه چیزی دربارهٔ احساساتمان درمییابیم؟ با این کار احتمالاً چه به دست میآوریم و چه از دست میدهیم؟ اگر به صورت خودکار بتوان از بیرون از ما احساساتمان را تا حدی درک کرد، چگونه میتوانیم از آن به عنوان بخش مهمی از حریم خصوصی خود محافظت کنیم؟ چنین سیستمهایی چگونه میتوانند به ما کمک کنند؟ آیا تمام افرادی که مدام از چتباتهای اجتماعی استفاده و با آن رابطه عاطفی برقرار میکنند لزوماً در توهم به سر میبرند چرا که این سیستمها خود فاقد احساساتاند، یا اینکه انواع جدیدی از روابط امکانپذیر است؟ مرزهای تحقیق دربارهٔ سیستمهای هوش مصنوعی دارای احساسات کجاست، نهفقط تحقیق دربارهٔ کاربرد بلکه همچنین توسعه، و ما از کجا باید مرزبندی کنیم؟ حال باید به تفاهم مشترکی دربارهٔ این موضوع برسیم که با این پیشرفت سریع فناوری، جامعهٔ ما در آینده چگونه باید باشد. درک ما از احساسات و نحوۀ مواجههمان با آنها در پرتوی نور جدیدی که رایانش احساسی بر این احساسات میتاباند نیز بخش مهمی از همین مسئله است.
کتاب احساسات آینده برندۀ جایزۀ بهترین جستار فلسفی تراکتوس شده است. ستاره نوتاج این اثر را از آلمانی ترجمه کرده و بهزودی از سوی نشر اطراف منتشر خواهد شد و در دسترس عموم قرار میگیرد.




