ما معمولاً دربارۀ دوست طوری حرف میزنیم که گویی همیشه کنارمان هست، حمایتمان میکند، هوای ما را دارد و در مسیر نامعلوم و پرمخاطرۀ زندگی پابهپایمان میآید: مگر کسی هست که لحظههای بحرانی عمرش را بدون دوست گذرانده باشد؟ مگر همه کسی را ندارند که پیشش همهچیز را اعتراف کنند؟ اما این را هم میدانیم که این سعادت تضمینی ندارد و همیشگی نیست. پس دوستی آنچنان که به نظر میرسد چیزی مسلم، سهل و پیشپاافتاده نیست. مارینا گارسِس در هوای دوستی به ما میگوید که دوستی در حقیقت عرصۀ روابط برآشوبنده و ترسناک است. این روابط را تمنا و ترس به پیش میبرند؛ تمنای اینکه بیدلیل دوستمان داشته باشند و ترس اینکه دوستمان نداشته باشند.
ما کلمه یا شیوهای روایی برای گفتن قصۀ دشواریهای دوستی و تردیدهای برآمده از آن نداریم. کسی را که شریک زندگی ندارد «مجرد» مینامیم، اما برای حرف زدن از کسی که هیچ دوستی ندارد چه کلمهای داریم؟ تنهاییِ ناشی از بیدوستی نه حماسه دارد و نه نام، و حسی که برمیانگیزد میان ترحم و بدگمانی نوسان میکند. کتاب هوای دوستی با دست گذاشتن روی همین ابهام دوستی، میکوشد این مفهوم را به صورت «مسئله» مطرح کند، چون به زعم گارسس، وقتی دوستی مسئله شود، خود ما را هم مسئله میکند. دوستی پیوندی است که ما به واسطهاش آنچه هستیم و انتخاب خودمان نبوده را در قاب مسئله مینشانیم: خویشاوندی نَسَبی، جایگاه اجتماعی، هویت جنسی و جنسیتی منسوب، و همچنین موقعیت شغلی یا ایدئولوژیهایی که بستر فرهنگیمان را شکل دادهاند؛ بیدلیل نیست که میگویند «بگو همنشینت کیست تا بگویم کیستی».
واقعیت این است که ما میتوانیم هیچوقت دوستی نداشته باشیم. هیچ نیرویی در جامعه ما را ملزم به داشتن دوست نمیکند. پس برای چه دوست میخواهیم؟ دوست به چه دردمان میخورد و چه فایدهای دارد؟ هوای دوستی در حقیقت تلاش گارسس برای یافتن پاسخ همین پرسش است و در همین راستا سراغ مضامینی میرود که بتواند پاسخ احتمالی آن را بدهد. او در کتاب دوستیهای مختلفی را بررسی میکند؛ مثل رفاقتهایی که در متن و بطن مبارزۀ اجتماعی و سیاسی شکل میگیرد، دوستی با حیوانات و اشیا، دوستیهای ماجراجویانه، دوستی با طبیعت یا حتی انتخاب تنهایی. گارسس معیارهای کلاسیک و سنتی دوستی را، که اساساً مبتنی بر مردانگی و روحیات و رفتارهای مردانه است، میشکند و از خواهرانگی و ماهیت دوستی زنها میگوید. او هر یک از این دوستیها را با کمک گرفتن از فلسفه و ادبیات و سینما تحلیل میکند و با زبانی روان و خوشخوان درک و دریافتی از آنها به ما میدهد.
هوای دوستی از این میگوید که دوستی نه وضعیتی آرمانی و ثابت و ابدی، که تجربهای روزمره و متغیر و متکثر است؛ امکانی که از دل مواجهه با دیگریِ ناآشنا یا از دل اشتیاق به غریبه، سر برمیآورد. برخلاف بسیاری از پیوندهای عاطفی دیگر، دوستی همیشه از همسانی و همرأیی آغاز نمیشود بلکه نوعی میل معطوف به دیگریِ ناهمسان در آن هست؛ میلی که نه قصد تملک دارد و نه سودای یکیشدن. نیرویی است که به جای حذف فاصله، آن را پذیرفتنی، معنادار و حتی بارور میکند. شاید دوستی از همین توان ماندن در فاصله آغاز میشود، نه از تلاش برای پُر کردنش.
کتاب هوای دوستی را الهام شوشتریزاده از زبان اسپانیایی ترجمه کرده است.
دربارۀ نویسندۀ کتاب هوای دوستی
مارینا گارسِس (متولد 1973) فیلسوف، جستارنویس و استاد دانشگاه اسپانیایی است. او از دانشگاه بارسلونا دکترا گرفته و در حال حاضر در دانشگاه آزاد کاتالونیا دروس فلسفه را تدریس میکند. او همچنین عضو پروژهای مشترک به نام «فضای سپید» است که هدفش ترویج فلسفه و تفکر انتقادی در میان عموم است. گارسس تا کنون چند کتاب و جستار تألیف کرده از میان آنها میتوان به فلسفۀ ناتمام (2015)، همنشینیهای بد (2022)، و زمان وعده (2023) اشاره کرد.



















دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.