سمیرا فرهادی، امانوئل پرابست، بی کاغذ اطراف، الهام شوشتری زاده، نفیسه مرشدزاده، بازاریابی، مارکتینگ، هر برند یک قصه است، بهترین قصه گو برنده است

ما ضدقهرمان، شرور و نجات‌دهنده‌ایم | راهنمای استفاده از الگوهای دراماتیک در بازاریابی

قهرمانان، شخصیت‌های شرور، ناجیان و ضدقهرمان‌های داستان‌ها و فیلم‌ها به روش خاص خودشان به دل مردم راه می‌یابند و حس همدلی‌شان را برمی‌انگیزانند. در بازاریابی مدرن گاهی می‌توانیم از همین الگوهای دراماتیک و سینمایی برای برندسازی استفاده کنیم؛ با قهرمان‌سازی از مشتری یا با ساختن شخصیت‌های ضدقهرمان و جذاب در کمپین های تبلیغاتی، می‌توان برند را به مخاطب شناساند و در ذهن او ارزشمندتر کرد. کما این‌که خیلی از شرکت‌های بزرگ در چند دهۀ اخیر با کمک همین راهکارها موفق شدند محصولات‌ جدید و ناشناخته‌شان را به فروش برسانند یا حتی محصول‌های از دور خارج‌شده‌شان را از نو زنده کنند. مطلب پیش رو شیوۀ استفاده از این تکنیک‌ها در برندینگ را خیلی کاربردی و مختصر توضیح می‌دهد.

ادبیات، مرصاد غلام ویسی، رابرت کوور، گیلگمش، زاکربرگ، بیل گیتس، جف بزوس، الهام شوشتری زاده، بی کاغذ اطراف، نفیسه مرشدزاده

پایان ادبیات | در عصر اطلاعات چه به سر ادبیات می‌آید؟

نویسندگان سرعت عمل ندارند. اکثر آن‌ها ساختارهای روایی و اشعاری طراحی می‌کنند که فکر و زمان زیادی می‌خواهد. ممکن است هفته‌ها طول بکشد تا به جمله‌ای از یک داستان یا یک خط شعر برسند، و همان‌قدر هم طول می‌کشد تا خوانده و کاملاً درک شود. کلمۀ مکتوب مسافری بی‌نوا و تنبل در زمانه‌ای پرشتاب است، ابزار زمخت سرهم‌بندی‌شده‌ای که افرادی طراحی‌اش کرده‌اند که با گِل کار می‌کردند و با سرعت شتر حرکت می‌کردند. اطلاعات حالا می‌تواند با سرعت نور سرهم شود و در دسترس باشد، اما ادبیات اطلاعاتِ صرف نیست و سرعت هم هرگز فضیلت نبوده. نوشتن به ‌عنوان حرفه نیازمند صبر و تحمل است، از خواننده هم همین خواسته می‌شود: سخت‌ترین چیز برای کاربر امروزی. کاربری که زیر ضربات مبرم شبکه‌های اجتماعی قرار دارد و لحظه به لحظه جهان را زیرورو می‌کند. در عصر دیجیتال، ادبیات به‌ عنوان استفادۀ نابه‌جا از زمان تلقی می‌شود. ادبیاتی که پتانسیلش تمام شده، چیزی جز تکرار نیست.