اگر شجاعت اندیشیدن به مرگ خود و اذعان به وضعیت متزلزل زندگی انسان بر لبۀ پرتگاه نیستی را پیدا کنیم، بهروشنی درمییابیم زندگی ما در تقلای دستیابی به آرامش و ثبات سپری که هر لحظه میشود؛ سکون و سکوتی که ما را از هیاهوی رقابتها و شکستهای تحمیلی رها کند و به «آرامـش مطلق» برساند. افرادی که خودکشی میکنند، به تعبیر براداتان، ناشکیبایانی هستند که برای رسیدن به آن آرامش آرمانی به هر کاری دست میزنند. گرچه «قـرار نیست ما آنهـا را سرمشق خود کنیم… نمیتوانیم نادیدهشان بگیریم». ما برای یافتن شفای زخمهای خود، به قصۀ رنج آنها نیازمندیم. برای آشنایی با راههای خرید کتاب باختن از مرگ حتماً این مطلب را تا انتها بخوانید.
در بازنگری خانۀ کیوکو، این کتاب را، به تعبیر یکی از منتقدان، اثری «اضطرابآور، حتی ترسناک» مییابیم. این رمان به مسائلی که آن موقع در ذهن میشیما میگذشت، نگاهی اجمالی میاندازد و نشانههایی شوم از چیزهایی که بعدها اتفاق افتادند، ارائه میدهد. بیشتر تحولات یا، از نگاه بعضیها، فروپیچیدگیهای میشیما در دهۀ بعدی زندگیاش از جمله سیاستورزی دستراستی، ملیگرایی، پوچگرایی و حتی مرگ خشـونتبار او در این کتاب »پیـشگویی« شدهاند. اما باز هم منتقدان، تقریباً به اتفاق آرا، این کتاب میشیما را چیزی نمیدانستند جز پروژهای شکسـتخورده. اسکاتاستوکس مینویسد «باید به یاد داشته باشیم که میشیما تا آن وقت تقریباً هیچ تجربهای از شکست نداشت و بیش از حد هم به موفقیت دل بسته بـود.« او خود را در معرض دید عمـوم قرار داده بود و بیشتر مردم حتی زحمت نگاه کردن به او را هم به خودشان ندادند. شکست نمیتوانست عمیقتر از این در پوست و گوشت میشیما فروبرود.
شاید وقتش شده بود که میشیما ببیند دارد با زندگیاش چه میکند و هنگام همین بازنگری بود که دوباره سراغ یکی از دلمشغولیهای محبوبش رفت: مرگ. کل جهانبینی میشیما رنگ مرگ گرفت. او مینویسد «هیچ چیز زیبایی وجود ندارد که در بطن خود حامل مرگ نباشد.» محور اصلی بصیرت هنری میشیما مرگ بـود: «نمیتوانم هیچ کار هنریای کنم مگر آنکه مرگ را جایی حس کرده باشم.» تا آن زمان همۀ آثارش تقریباً انتزاعی بودند اما ظاهراً در آن مقطع از زندگیاش، اندیشیدن به مرگ را در قالبهایی عملیتر شروع کرد. «بهترین راه خروج» چه میتوانست باشد؟
و همینجا بود که پای اوسامو دازای به میان کشیده شد.
پیشنهاد میکنیم مطلب «اعترافات یک نویسنده» را بخوانید.
براداتان در کتاب باختن به مرگ میگوید میشیما از معدود افرادی است که کوشید از شکست وجودی، نوعی «هنر زیبا» بسازد و «هنر باخت را به بخشی مأنوس و صمیمانه از هنر زندگی تبدیل کند». او میخواست با صحنهپردازی مرگش در قالب مراسمی باشکوه، خودش نقطۀ پایان این شکست ناگزیر را بگذارد. میشیما با وجود همۀ آثار ادبی و هنری تحسینانگیزش، در سالهای پایانی زندگی به این باور رسیده بود که بهترین قصهاش نه اثری داستانی، بلکه مرگ خودش است.

- برای خرید کتاب باختن از مرگ میتوانید اینجا کلیک کنید.
- برای دانلود کتاب باختن از مرگ لطفاً این صفحه را مطالعه کنید.




