گره crux
گره نقطهای سرنوشتساز در روایت داستانی و اغلب مترادف شکاف است. در این نقطه سرنخهای کافی وجود ندارد، یا اینکه سرنخها گنگاند و مانع اتفاق نظر در خوانش قصدگرای روایت میشوند. مثلاً در رمان بلندیهای بادگیر اینکه هیتکلیف قاتل هیندلی…
گره نقطهای سرنوشتساز در روایت داستانی و اغلب مترادف شکاف است. در این نقطه سرنخهای کافی وجود ندارد، یا اینکه سرنخها گنگاند و مانع اتفاق نظر در خوانش قصدگرای روایت میشوند. مثلاً در رمان بلندیهای بادگیر اینکه هیتکلیف قاتل هیندلی…
شکافها خلأهای کوچک یا بزرگ اجتنابناپذیر در هر روایتی هستند که خواننده باید آنها را بر اساس تجربه یا تخیل خود پر کند. در خوانش قصدگرای روایت داستانی، این فرایند محدود است به آنچه با متن و سرنخهایش سازگاری دارد.…
روایتگری دانای کل روایتگریِ آن دسته از راویهایی است که ظاهراً همه چیزِ مربوط به قصهی روایتشده را میدانند. این اصطلاح در عین رواج، مسألهساز نیز هست و در مجموع بیشتر گیجکننده است تا مفید. این درست که راویهایی هستند…
حاشیهی کادر به فضای بین کادرهای داستانهای مصور اشاره دارد. حاشیهی کادر در واقع نوعی شکاف روایی است که در ذات رسانهی داستانهای مصور قرار دارد. خواننده در فضای حاشیهی کادر رخدادهای آتی را مجسم میکند.