ندا بهرامی‌نژاد

بافتنی، پولیور، ندا بهرامی نژاد، ریچل هرون، بی کاغذ اطراف، الهام شوشتری زاده، نفیسه مرشدزاده، شب یلدا، کاموا

سر انداختن | قصۀ اولین بافتنی من و زشت‌ترین پولیوِر دنیا

توی خانه کاموا را سرخوشانه سر انداختم، چه می‌دانستم با این ندانم‌کاری‌ها به‌زودی رج‌به‌رج خودم را توی بد هچلی می‌اندازم. نمونۀ آزمایشی نبافتم که اندازه‌ها دستم بیاید، روحم هم از این‌جور چیزها خبر نداشت. توی عمرم از روی الگوی «واقعی» نبافته بودم و می‌خواستم کارم را با یکی از الگوهای دهه‌پنجاهی شروع کنم که توی صندوقچۀ چوبِ کاج مادرم گیر آورده بودم. به نظرم خیلی از مد افتاده نبود: پولیوِر آستین‌رگلان ساده، یقه‌گرد و بدون طرح‌ونقش. چون به ذهنم نمی‌رسید می‌شود اندازه‌هایم را بگیرم و با اعداد توی الگو مقایسه کنم، دیمی سایز متوسط را انتخاب کردم. فقط می‌خواستم پولیوِر ببافم. درست همان‌طور که به سرم زده بود از روی کتاب‌، تندنویسی و طراحی یاد بگیرم، حس خودآموزی‌‌ام گل کرده بود و می‌خواستم از روی الگو، بافت پولیوِری کامل را یاد بگیرم. شک نداشتم بافتنی از میل‌‌هایم به پرواز درمی‌آمد. آماده بودم.

همزمان، به دو زبان | سرگردانی‌های یک نویسنده

تجربه‌ی نوشتن، برای آدم‌هایی که با بیشتر از یک زبان سروکار دارند و در بیشتر از یک زبان نفس می‌کشند و زندگی می‌کنند، حال‌وهوایی متفاوت دارد. چنین آدم‌هایی، چه در گفت‌وگوهای عادی روزمره و چه هنگام نوشتن، مدام بین چند زبان نوسان می‌کنند و معمولاً هم هر یک،‌ به شیوه‌ی خاص خودشان، نقطه‌ی تعادلی پیدا می‌کنند. مجموعه‌ی «زندگی میان زبان‌ها»ی نشر اطراف، که کتاب «ارواح ملیت ندارند» نخستین عضو آن است، سراغ آثار نویسندگانی می‌رود که به تجربه‌ی زندگی در بیش از یک زبان اندیشیده‌اند یا روایت‌شان از تجربه‌ی زبان و بازی‌هایش در فرایندهای نوشتن، خواندن، سخن گفتن و شنیدن را با مخاطب در میان گذاشته‌اند. جستاری که این‌جا می‌خوانید هم به لحاظ مضمونی با همین مجموعه مرتبط است و کامیل بورداس، نویسنده‌ی فرانسوی‌آمریکایی، در این جستار از تجربه‌ی نوشتن و زیستن میان زبان‌های انگلیسی و فرانسوی می‌گوید.