این روزها ما نهتنها به شکست عادت کردهایم، بلکه به امید التیام زخم ناکامیهای خودمان، معتاد تماشای شکست دیگران شدهایم. اما در داستان زندگی هر کس، شکستهای خودش مهمترینها هستند. نخستین و سرنوشتسازترین شکست تکتک افراد جامعه افتادنشان در دام رقابت برای پیروزی و اصرارشان بـه ادامۀ این بازی دوسرباخت است. «عطش سیریناپذیر ما برای موفقیت اجتماعی، وسواسمان دربارۀ رتبه و درجهبندیها، اضطرارمان برای هر چه بیشتر پول درآوردن صرفاً برای آنکه بتوانیم بیشتر خرج کنیم، در نهایت ورشکستهمان میکند. برای آشنایی با نحوۀ خرید کتاب جماعت بازندگان لطفاً این مطلب را تا به انتها دنبال کنید.
مردمگریزی چوران زبانزد بود. با این حال با تیپ انسانی خاصی بیاندازه همدل بـود: شکسـتخورده. در سال۱۹۴۱ زمانی که دیگر به پاریس رفته بود، به دوستی رومانیایی اعتراف کرد «دوست دارم یک فلسفۀ شکست بنویسم با زیرعنوان برای اسـتفادۀ انحصاری مردم رومانی، ولی فکر نکنم بتوانم.» همیشه وقتی به جوانیهایش فکر میکـرد، با ترکیبی از شفقت و شگفتی، یاد شکستخوردگان بزرگ و نمایش بیپایان شکستی میافتاد که در رومانی نظارهگرشان بود. هیچوقت دائمالخمر روستای زادگاهـش، رَشیناری، را از یاد نمیبرد: وقتی دیگران همه برای گذران زندگیشان سخت مشغول کار بودند، مردک هیچ کاری نمیکرد جز نوشیدن تا سرحد مرگ. این کار در نظر چوران نوعی اعتراض متافیزیکی ناب بود: آن دائمالخمر نه شکستخوردهای معمولی، بلکه نیهیلیستی عملگرا بـود. بهتدریج با دائمالخمرها و شکستخوردههای زیادی دوست شد و هیچوقت آنها را ملالآور نیافت. چوران در مقام نویسندهای نوظهور بیشک مجذوب محافل ادبی کشور بود ولی نه به اندازۀ محافل شکستخوردگانش. بعدها اعتراف کرد که «بهترین دوستانم در رومانی نه نویسندگان، که شکستخوردگان بودند».
شکستخوردۀ رومانیایی خاصی که چوران را حسابی تحت تأثیر قرار داد نایه یونسکو ، استاد سرشناس فلسفه، بود. چوران در کلاسهای او در دانشگاه بخارست شرکت میکرد و در کنار میرچا الیاده، میهایل سباستیان، کنستانتین نویکا و چند نفر دیگر، از مریدان یونسکو بـه شمار میرفت. حتی با استانداردهای رومانیـایی هم یونسکو شکستخوردۀ برجستهای بود. درسگفتارهای او ـــ شیرین، مسحورکننده، بـا نوعی اصالت خاص ـــ اغلب حاصل سرقت علمی و ادبی بودند. گاهی سر کلاس حاضر نمیشد چون، آنطور که بعدتر خودش را توجیه میکـرد، «چیزی برای گفتن نداشت». وقتی هم که حاضر میشد، گاهوبیگاه از حضار میخواست موضوعی برای درسگفتار به او
پیشنهاد دهند تا درجا دربارهاش بداههپردازی کند.
پیشنهاد میکنیم مطلب «شکست؛ مسیری برای رشد فردی» را مطالعه کنید.
جماعت بازندگان، سومین عضو مجموعۀ «در ستایش شکست»، با نگاهی دقیق به زندگی و افکار امیل چوران، فیلسوف و جستارنویس رومانیاییفرانسوی، سومین حلقه از چهار حلقۀ شکست را بررسی میکند: حلقۀ شکست اجتماعی. به نظر براداتان، شکست اجتماعی در مقایسه با دو دایرۀ شکست قبلی، یعنی شکست فیزیکی و شکست سیاسی، به ما نزدیکتر است و ما را تنگتر در خود میفشارد چون هیچکدام از ما گریزی از زندگی اجتماعی نداریم. هر قدر هم که از بقیه فاصله بگیریم و زندگیمان را در تنهایی بگذرانیم، از ارتباط با جامعه رهایی نخواهیم داشت؛ همان موضوعی بود که چوران را در تمام عمر آزار داد و وادار کرد در موردش بیندیشد.

- برای خرید کتاب جماعت بازندگان اینجا کلیک کنید.
- برای دانلود کتاب جماعت بازندگان لطفاً این مطلب را مطالعه کنید.




