کوچ گردی، کوچ نشینی، کوله گردی، ژیل دلوز، فلیکس گتاری، نومادولوژی، کوچ شناسی، تقویم بی هدفی، حمیدرضا کیانی، تام لاتس، و کسی نمی داند در کدام زمین می میرد، مهزاد الیاسی

بیا بگذریم از راه‌های بی‌نقشه | کوچ گردی به مثابۀ سبک زندگی

در دنیای پرشتاب امروز بسیاری از مسافران به‌ دنبال تجربه‌ای فراتر از بازدید از جاذبه‌های توریستی هستند؛ آن‌ها می‌خواهند رها باشند، با مردم محلی دمخور شوند و زندگی کنند، فرهنگ را از چشم اهل آن ببینند و معنای واقعی زندگی کولی‌وار را درک کنند. کوچ گردی فقط نوعی اقامت نیست، بلکه فرایندی میان‌فردی است که نیاز به حساسیت فرهنگی، مهارت‌های ارتباطی و آگاهی از قوانین نانوشته جامعه‌ها دارد.

معنا، ریشه‌ها و تکامل مفهوم کوچ گردی

کوچ گرد به کسی می‌گویند که در یک جای ثابت زندگی نمی‌کند و مرتباً از یک محل به محل دیگر می‌رود. این سبک زندگی قدمتی دیرینه دارد و عمرش به هزاران سال می‌رسد. دلیل انتخاب سبک زندگی کوچ گردی بیشتر به شغل فرد بازمیگشت: دامداری، دوره گردی، شکار و کارهایی از این دست عوامل اصلی جابه جا شدن افراد بودند. برای مثال دامدارها به شکل فصلی کوچ می‌کردند و برای پیدا کردن مراتع سرسبزتر و هوایی بهتری مناطق زیست‌شان را تغییر می‌دادند. در کل واژۀ Nomad (به فارسی «نوماد»، «کوچنده» یا «چادرنشین») از زبان یونانی Νομάς (Nomás) گرفته شده که به معنای «گردش‌گر» یا «چراینده» است. در تاریخ، نومادها یا کولی‌ها یا کوچ‌نشینان جوامعی بودند که برای چرای دام‌ها، تأمین آب و منابع غذایی به‌صورت دوره‌ای حرکت می‌کردند.

زندگی عشایری و کوچ‌نشینی از قرن دوازدهم میلادی کمابیش کاهش یافت. یکی از دلایل عمدۀ این مسئله توسعۀ شهرها و شهرنشینی خانواده‌ها بود که رفاه و آرامش بیشتری به همراه داشت و امکانات بیشتری در اختیار می‌گذاشت. از سوی دیگر، وضع قوانینی مثل اجبار تحصیل کودکان خانواده‌ها را واداشت تا در یک‌جا ثابت بمانند تا امکان آموزش بهتر فرزندان‌شان را فراهم آورند. مدرن شدن دامداری‌ها و همین‌طور کسب‌وکار و تجارت هم مزید بر علت شد تا نهایتاً جمعیت عشایر سنتی و کوچ گردهای کلاسیک در سال‌های اخیر به کمتر از 30 میلیون نفر در سرتاسر دنیا برسد.

اما در سال‌های اخیر کوچ گردی به نوعی سبک زندگی و شیوۀ نگرش تغییر کرده و عدۀ زیادی را شیفتۀ خود کرده است. دیگر آدم‌ها به خاطر کار و شرایط معیشتی به کوچ‌نشینی روی نمی‌آورند بلکه آن را نوعی تجربۀ فرهنگی و زیستی می‌بینند و دوست دارند ارتباط انسانی جدیدتری را تجربه کنند؛ اقامت در کنار افراد محلی و بومی برای تجربۀ مستقیم نوع زیست آن‌ها. ریشه‌های این رفتار را می‌توان در جنبش‌های توریستی مدرن جستجو کرد؛ از مهمان‌پذیری روستایی تا پلتفرم‌های اینترنتی که در دو دههٔ گذشته رشد کردند. ویژگی‌های کلیدی کوچ گردی شامل تجربۀ محلی عمیق، تعامل اجتماعی مستقیم، و فرصت تبادل فرهنگی است. از دید آماری، در جوامع شهری رو به رشد علاقه به تجربیات محلی ِغیرتِوریستی سالانه افزایش داشته است؛ این امر ناشی از جست‌وجوی اصالت و ارتباط انسانی است.

به طور کلی زندگی کولی‌وار امروز از حالت سنتی خارج شده و به چند دستۀ مدرن تقسیم می‌شود:

1. کوچ گردهای سنتی

افرادی که همچنان بر اساس چرای دام، کشاورزی فصلی یا کوچ‌های تاریخی زندگی می‌کنند (مانند عشایر ایران، آلاشت، کوچ‌نشینان ترکمن و…).

2. کوچ گردهای دیجیتال (Digital Nomads)

در عصر اینترنت، یک دستۀ جدید با عنوان دیجیتال نوماد شکل گرفت: افرادی که با کمک فناوری اطلاعات و ارتباطات می‌توانند از راه دور کار کنند و لازم نیست در یک مکان ثابت باشند؛ مثل طراحان وب، برنامه‌نویسان، فریلنسرها، بلاگرها، مدرسین آنلاین. طبق گزارش MBO Partners، حدود 17.3 میلیون آمریکایی در سال 2023 به‌عنوان دیجیتال نوماد فعالیت داشته‌اند — افزایشی 27.5٪ نسبت به 2020. تعداد این افراد در سراسر دنیا هم در حدود 60 میلیون نفر تخمین زده می‌شود.

3. کوچ گردهای نیمه‌وقت

افرادی که گاهی سفر می‌کنند و گاهی در یک شهر ثابت زندگی می‌کنند. مثلاً یک معلم ممکن است که سال تحصیلی را در شهر خود به پایان برساند ولی تابستان را در کشوری دیگر تدریس کند.

کوچ گردی، کوچ نشینی، کوله گردی، ژیل دلوز، فلیکس گتاری، نومادولوژی، کوچ شناسی، تقویم بی هدفی، حمیدرضا کیانی، تام لاتس، و کسی نمی داند در کدام زمین می میرد، مهزاد الیاسی
انگیزه‌های کوچ گردی
  • آزادی جغرافیایی و زمان‌بندی: انسان تمایل به آزادی دارد. زندگی کولی اجازۀ تصمیم‌گیری دربارۀ مکان و زمان را می‌دهد.
  • کاهش هزینه‌های زندگی: زندگی در شهرهای کوچک‌تر یا کشورهای کم‌هزینه می‌تواند بار مالی را کاهش دهد.
  • جذابیت تجربه‌های فرهنگی: آشنایی با زبان‌ها و فرهنگ‌های جدید.
  • پیشگیری از یکنواختی: برخلاف تصور رایج، بسیاری کوچ گردی را برای یافتن معنی و رشد شخصی این سبک را می‌پذیرند.

در نهایت این‌که مطالعات رواشناسی نشان می‌دهد که احساس موفقیت، رضایت از زندگی، و خودکارآمدی در کوچ گردهای دیجیتال بالاتر از افراد با سبک زندگی سنتی است.

کوچ‌شناسی؛ از کوچ سنتی تا تفکر نومادولوژی

کوچ‌شناسی یا نومادولوژی شاخه‌ای از علوم انسانی است که هدفش بررسی حرکت، مکان‌زدایی و الگوهای زندگی پویاست. فیلسوفان معاصری مانند ژیل دلوز و فلیکس گُتاری، کوچ گرد را نه صرفاً به‌عنوان فردِ متحرک، که به‌عنوان نماد آزادی و تغییر دائمی تعریف می‌کنند. این دو در کتاب هزار فلات، مفهوم نومادولوژی را معرفی کردند. بر طبق ایدۀ آن‌ها تفکر کوچ نشینی (Nomadic Thought) در برابر تفکر دولتی (State Thought) قرار می‌گرفت: تفکر دولتی به دنبال تثبیت، طبقه‌بندی، مرزبندی و کنترل است، مثل یک شطرنج که مهره‌ها وظایف ثابتی دارند. دولت‌ها می‌خواهند همه‌چیز را شماره‌گذاری کنند، مرز بکشند، دیوار بسازند و مردم را در دسته‌بندی‌های ثابت (شغل ثابت، آدرس ثابت، کد ملی) قرار دهند. این تفکر، تفکرِ درختی است که ریشه در یک جا دارد.

اما تفکر کوچ‌نشین مانند بازی «گو» است؛ بدون مرکزیت، سیال و مبتنی بر اشغال فضا بدون تملک آن. ماشین جنگی نوماد به معنای جنگ فیزیکی نیست، بلکه به معنای مقاومت در برابر تصرف است. نوماد کسی است که از مرزها عبور می‌کند و اجازه نمی‌دهد هویتش توسط دولت «کدگذاری» شود. از دید آن‌ها نومادولوژی تنها دربارۀ جابجایی فیزیکی نیست، بلکه دربارۀ گریز از ساختارهای صلب فکری و تجربۀ زندگی به صورت یک «جریان» است.

یکی از کلیدی‌ترین بخش‌های نومادولوژی دلوز و گتاری، تقابل فضای صاف و فضای مخطط است: فضای مخطط یا شطرنجی، فضایی است که توسط قدرت سازماندهی شده تا حرکت در آن قابل پیش‌بینی باشد. مثلاً شهری را تصور کنید که خیابان‌هایش جدول‌بندی شده و هر بخش کاربری خاصی دارد. اما فضای صاف (مثل دشت یا دریا) مسیر از پیش تعیین‌شده‌ای وجود ندارد. مسیر همان لحظه‌ای ساخته می‌شود و نوماد حرکت می‌کند. نومادولوژی می‌گوید عشایر برای رسیدن به مقصد حرکت نمی‌کنند؛ بلکه نقطه (مقصد) برای آن‌ها تنها وسیله‌ای است تا دوباره به حرکت (مسیر) ادامه دهند.

دلوز پیشنهاد می‌کند که مانند «ریزوم» فکر کنیم. گیاهانی مثل نعنا یا زنبق را در نظر بگیرید که ریشۀ مرکزی ندارند و به صورت افقی زیر زمین پخش می‌شوند. اگر بخشی از آن‌ها قطع شود، از جای دیگری رشد می‌کنند. به این شکل تفکر نومادیک (ریزوماتیک) شروع و پایان ندارد، بلکه همیشه در «میان» است. در دنیای امروز، اینترنت بهترین مثال از یک فضای نومادیک و ریزوماتیک است؛ هیچ مرکز واحدی ندارد و اطلاعات از هزاران مسیر غیرخطی جابه‌جا می‌شوند.

کوچ گردی و بی‌هدفی

مفهوم «بی‌هدفی» در بافتار زندگی کوچ‌نشینی، یکی از پارادوکسیکال‌ترین و عمیق‌ترین مباحث است. در نگاه اول، جامعۀ مدرن که بر پایۀ «بهره‌وری» و «نتایج ملموس» بنا شده، بی‌هدفی را یک نقص یا تنبلی می‌بیند. اما در فلسفۀ نومادولوژی، بی‌هدفی یک استراتژی رهایی‌بخش است. این مفهوم را در چند سطح می‌توان بررسی کرد:

۱. بی‌هدفی به مثابه «رهایی از غایت‌انگاری»

در زندگی شهری و استقراریافته، ما اسیر تلوئولوژی (Teleology) یا غایت‌انگاری هستیم. یعنی هر قدمی که برمی‌داریم باید به یک «هدف نهایی» (مثل مدرک، خانه، بازنشستگی) منجر شود. اما در دیدگاه نومادیک، حرکت، خودش هدف است. کوچ گرد برای رسیدن به یک نقطۀ ثابت حرکت نمی‌کند، بلکه از نقاط استفاده می‌کند تا به حرکت خود تداوم ببخشد.

۲. بی‌‎هدفی در مقابل سرگردانی

در وهلۀ بعدی باید میان «بی‌هدفی» و «سرگردانی» تمایز قائل شد. سرگردانی یعنی ندانستن این‌که کجا هستید و به کجا می‌روید که تداعی‌گر نوعی استیصال است. ولی بی‌هدفی آگاهانه است؛ یعنی حضور کامل در لحظۀ حال بدون پیش‌داوری دربارۀ نتیجه. این همان چیزی است که در ذن به آن «ذهنِ تازه‌کار» می‌گویند. کوچ‌نشین می‌داند کجاست، اما اجازه می‌دهد «فرصت‌های پیش‌رو» مسیر بعدی او را تعیین کنند، نه یک نقشۀ صلب و از پیش تعیین‌شده.

۳. بی‌هدفی و قدرت دگردیسی

دلوز معتقد است وقتی شما هدف صلب و مشخصی ندارید، در وضعیتِ «شدن» قرار می‌گیرید. وقتی هدف شما «ثروتمند شدن» است، شما از پیش خودتان را در قالب آدمی ثروتمند تعریف کرده‌اید و فقط در آن مسیر حرکت می‌کنید. اما وقتی به معنای فلسفی «بی‌هدف» هستید، فضای خالی برای غافلگیری باقی می‌گذارید. شما اجازه می‌دهید محیط، آدم‌های جدید و فرهنگ‌های ناشناخته، هویت شما را بازتعریف کنند. و این همان سیالیت هویت است که در دنیای مدرن به شدت به آن نیاز داریم.

در همین زمینه پیشنهاد می‌کنیم کتاب تقویم بی‌هدفی را مطالعه کنید.

تقویم بی‌هدفی، تام لاتس، حمیدرضا کیانی، نشر اطراف، نفیسه مرشدزاده، جستار آمریکایی، نیچه، آدورنو، کلاژ، لبوفسکی بزرگ، بطالت، لائوتسه، گرترود استاین
روندهای نوظهور کوچ گردی

در دهه‌های اخیر، انواع پلتفرم‌ها به شکل تخصصی‌تری خدمات مرتبط با کوچ گردی را تسهیل کرده‌اند؛ برخی تنها برای پیدا کردن میزبان رایگان هستند و برخی دیگر با محوریت تجربه‌های محلی، کارگاه‌های فرهنگی یا تورهای خانه‌محور کار می‌کنند. همچنین ترکیب کوچ گردی با همکاری‌های بین‌المللی فرهنگی (مثلاً مبادلات دانشجویی یا اقامت کاری کوتاه‌مدت) دیده می‌شود. پلتفرم‌های موفق امروزی تمرکز بر شفافیت، ایمنی و توافق‌نامه‌های رفتاری دارند؛ این مشخصه‌ها به کاهش سوءتفاهم‌ها کمک می‌کند و تجربه‌ای قابل‌پیش‌بینی‌تر برای هر دو طرف فراهم می‌آورد. برای میزبان‌ها ابزارهایی برای تعیین قوانین خانه و برای میهمانان اطلاعات دقیق‌تری دربارهٔ محیط فراهم شده است.

تجربۀ کوچ گردی

طبیعت تجربۀ کوچ گردی بسیار وابسته به بافت فرهنگی محلی است. آنچه در یک شهر غربی عادی محسوب می‌شود (مثلاً احترام به حریم خصوصی، زمان‌بندی دقیق) ممکن است در جامعه‌ای دیگر با تأکید بر مهمان‌نوازی گرم و تبادل مکرر غذا متفاوت باشد. توجه به این تفاوت‌ها پیش از ورود به خانۀ میزبان، به‌معنای تفاوت میان تجربه‌ای مثبت و یک سوءتفاهم ناراحت‌کننده است. شناخت عناصر فرهنگی از قبیل نحوۀ سلام و احوالپرسی، انتظارات غذایی، قواعد پوشش و تعامل‌های بین‌جنسیتی باید جزو آمادگی‌های سفر باشد.

آداب و انتظارات فرهنگی عمومی

آداب عمومی می‌تواند شامل مسائل ظریف اما مهمی باشد: آیا کفش را باید درآورد؟ آیا زمان صرف غذا دقیق است یا انعطاف‌پذیر؟ آیا استقبال در قالب دعوت به شام رسمی هست یا صرفاً یک چای ساده؟ پاسخ به این پرسش‌ها بسته به کشور و حتی شهر متفاوت است. به‌عنوان مثال، در بسیاری از کشورهای خاورمیانه مهمان‌نوازی بسیار آزاد و دعوت به خوردن خوراکی مرسوم است؛ در مقابل، در برخی کشورهای اسکاندیناوی میزبانان ممکن است استقلال و فاصله را بیشتر ارزش بدانند.

مزایای اقتصاد و اجتماعی

کوچ گردی مزایای چندگانه‌ای دارد: تعامل بین‌فردی غنی، توزیع درآمد گردشگری به صورت محلی، و تقویت همدلی میان فرهنگ‌ها. از دید اقتصادی، وقتی گردشگران مستقیماً با خانوارها تعامل می‌کنند، پول از کانال‌های رسمی کمتر و به اقتصاد خرد محلی وارد می‌شود که می‌تواند به توسعۀ کسب‌وکارهای کوچک منجر شود. از سوی دیگر، چالش‌هایی مانند سوءاستفاده، نقض حریم خصوصی، یا عدم تطابق انتظارات اخلاقی وجود دارد که نیاز به مدیریت فعال دارد.

برای کاهش ریسک‌ها، توصیه می‌شود میزبان‌ها و میهمانان از توافق‌نامه‌های شفاف استفاده کنند و استانداردهای ایمنی را رعایت نمایند. همچنین آگاهی‌بخشی دربارهٔ مرزهای قابل قبول (مثلاً نه به ورود به اتاق‌های خصوصی بدون دعوت) و شیوه‌های گزارش‌دهی در صورت بروز مشکل ضروری است.

  • مزایا: تبادل فرهنگی، هزینۀ پایین‌تر سفر، شبکه‌سازی انسانی.
  • چالش‌ها: مسائل ایمنی، عدم تطابق فرهنگی، مسئولیت‌پذیری میزبان.
  • راهکارها: احراز هویت، مرزهای شفاف و مکانیسم بازخورد.
چالش‌ها
  1. پایداری شغلی: نبود درآمد ثابت برای بسیاری از کوچ گردها یک چالش مهم است.
  2. اجرای برنامه‌های سلامت و بیمه: بیمه درمانی بین‌المللی هزینه‌بر است.
  3. تنهایی و دوری از خانواده: بسیاری از کولی‌ها دربارۀ ارتباطات انسانی دغدغه دارند.
راهنمای عملی برای حفظ امنیت

امنیت در کوچ گردی ترکیبی از اقدامات پیش از سفر و رفتار در محل است. قبل از سفر، پروفایل میزبان را بررسی کنید، از وجود نظرات مستقل اطمینان یابید و در صورت امکان تماس تصویری پیش از ملاقات داشته باشید. هنگام ورود، به محض رسیدن محل اقامت را بررسی کنید: خروجی‌های اضطراری، دسترسی به تلفن و چراغ قوه را بشناسید و افراد نزدیک به میزبان را معرفی بخواهید. همواره یک برنامۀ پشتیبان داشته باشید؛ شماره‌های اضطراری محلی، مسیرهای بازگشت و بودجه‌ای برای اقامت جایگزین ضروری است. در مواجهه با رفتار نامناسب، اولویت حفظ سلامت و خروج از موقعیت است؛ سپس موضوع را به پلتفرم مربوطه گزارش دهید و در صورت نیاز نهادهای محلی را در جریان قرار دهید. این مراحل ساده می‌تواند ریسک‌ها را به میزان قابل‌توجهی کاهش دهد.

کتاب و کسی نمی‌داند در کدام زمین می‌میرد را بخوانید.

وکسی نمی داند در کدام سرزمین می میرد نفیسه ررشد زاده نشر اطراف رویا پور آذر مهزاد الیاسی الهام شوشتری زاده نشر ادامه سفرنامه جواد آیت روایت روایتگری

کوچ گردی بستری قدرتمند برای تجربۀ زندگی، کشف هدویت و تبادل فرهنگی است. با وجود اینترنت و شبکه‌های اجتماعی و جنبش‌های توریستی مترقی امروزه کوچ‌نشینی تبدیل به یک سبک زندگی مدرن و پرطرفدار شده. این شیوۀ زیست به آدمی این فرصت را می‌دهد که هدف‌های جدیدی برای خود بیابد و خود را بازتعریف کند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *