ایزابلا مریم حماد (Isabella Mariam S. Hammad)، داستاننویس و نویسندۀ فلسطینیبریتانیایی، در سال 1990-91 در انگلستان به دنیا آمد. پدر او فلسطینیتبار و مهاجر بود و مادرش انگلیسیایرلندی. حماد در غرب لندن به دنیا آمد و در همین منطقه بزرگ شد. او در دانشگاه آکسفورد ادبیات انگلیسی خواند و بعدتر برای فرصت مطالعاتی و ادامۀ تحصیل به آمریکا رفت. در دانشگاه هاروارد بود که او توانست مدرک کارشناسیارشدش را در رشتۀ نویسندگی خلاق بگیرد.
ایزابلا حماد خیلی زود نوشتن را با داستانهای کوتاه شروع کرد که نتیجۀ تلاشهایش بردن جایزۀ اُ. هنری برای داستان کوتاه «آقای کنعان» بود. حماد پس از آن به رماننویسی روی آورد که حاصل کارش دو رمان تحسینشده بود. او برای این آثار برندۀ جوایز متعددی شد که از جملۀ آنها میتوان به جایزۀ انجمن سلطنتی ادبیات، بنیاد ملی کتاب و جایزۀ کتاب فلسطین اشاره کرد. علاوه بر جایزه، او بورسیههای زیادی هم بهدست آورده که بورسیههای بنیاد لانان، دانشگاه نیویورک، و جرالد فروند از جملۀ آنها هستند.
کتابهای ایزابلا حماد
- پاریسی (2019)
- روح وارد میشود (2023)
- بازشناختن غریبه (2024)
تعدادی از جوایزی که ایزابلا حماد برده:
- جایزۀ «5 نویسندۀ زیر 35 سال» بنیاد ملی کتاب
- جایزهٔ Encore انجمن سلطنتی ادبیات بریتانیا
- جایزۀ داستان کوتاه اُ. هنری
- جایزۀ پلمپتون
- جایزهٔ کتاب فلسطین
- جایزهٔ سو کافمن
- جایزهٔ ادبی Aspen Words
و
- نامزدی جایزهٔ والتر اسکات
- نامزدی جایزۀ داستانی زنان
کتاب ایزابلا حماد در نشر اطراف
حماد روز 28 سپتامبر 2023 در مراسم یادبود ادوارد سعید در دانشگاه کلمبیا سخنرانی کرد و کوشید قصهٔ فلسطین را در قاب رواییِ متفاوت و تازهای بنشاند. برای این منظور او نقد ادبی، خودزندگینامه و تاریخ را در هم میآمیزد و برخی از مضامین محوری اندیشهٔ سعید همچون استعمار، امپراتوری، غربتنشینی، و اجازهٔ روایتگری را به کار میگیرد. نُه روز پس از این سخنرانی، در پاسخ به حملهٔ روز ۷ اکتبر حماس، اسرائیل وحشیانه و بیمحابا به جان مردم غزه و کرانهٔ باختری افتاد و این ماجرا شاید نقطهٔ عطفی در روایت فلسطین شد. کتاب بازشناختن غریبه متن همین سخنرانی ایزابلا حماد است و پسنگارهای که او، نزدیک یک سال بعد، بر این سخنرانی نوشته است.
حماد از خودش و ما میپرسد که چگونه میشود در برابر پایان گرفتن قصه – قصۀ فلسطین – مقاومت کرد؛ چگونه میشود این قصه را تا آن پایانِ خوشِ عادلانه و دلخواه ادامه داد؟ چگونه میشود تسلیم آن پایانی که «شرور»های قصه برایش میپسندند، نشد؟
بدون دیدگاه